حدیث دربارههر پيامبرى وصى اى دارد

إثبات الوصيّةـ في خَبرِ دَعوَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بَني هاشِمٍ ـ: رُوِيَ أنَّهُ دَعاهُم ثانِيَةً فَأَطعَمَهُم وسَقاهُم جَميعا لَبَنا مِن عُسٍّ ۱ واحِدٍ، حَتّى تَصَدَّروا، ثُمَّ قالَ لَهُم: يا بَني عَبدِ المُطَّلِبِ، أطيعوني تَكونوا مُلوكَ الأَرضِ وحُكّامَها، إنَّ اللّهَ عزَّوجَلَّ لَم يَبعَث نَبِيّا قَطُّ إلّا جَعَلَ لَهُ وَصِيّا وأخا ووَزيرا، فَأَيُّكُم يَكونُ أخي ووَصِيّي ومُؤازِري وقاضي دَيني؟ فَأَبَوا قَبولَ ذلِكَ، وقالوا: ومَن يُطيقُ ما تُطيقُهُ أنتَ؟ فَقامَ إلَيهِ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام وهُوَ أصغَرُهُم سِنّا، فَقالَ لَهُ: أنَا يا رَسولَ اللّهِ. فَقالَ لَهُ: أنتَ لَعَمري تَقبَلُ ما قُلتُ وتُجيبُ دَعوَتي. ولِذلِكَ كانَ وَصِيَّهُ وأخاهُ ووارِثَهُ دونَهُم. ۲
إثبات الوصيّةـ در خبر دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله از بنى هاشم ـ: روايت شده است كه او آنان را بار دوم دعوت نمود، آنان را اطعام كرد و از يك كاسه بزرگ شير به آنان نوشاند تا همه سيراب شدند. سپس به آنان فرمود: «اى خاندان عبد المطّلب! از من فرمان بَريد تا حكمران و فرمانرواى زمين شويد. خداى عز و جل هيچ پيامبرى را برنينگيخت، جز آن كه براى او وصى، برادر و وزيرى (دستْ يارى) قرار داد. حال، كدام يك از شما برادر، وصى، وزير و ادا كننده بدهى هاى من مى شود؟». آنان از پذيرش اين سخن، خوددارى كردند و گفتند: چه كسى تاب و توانش مانند توست؟ امير مؤمنان ـ كه سنّش از همه آنان كم تر بود ـ، در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و به ايشان گفت: من [مى پذيرم]، اى پيامبر خدا! پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «به جانم سوگند كه تو آنچه را مى گويم، مى پذيرى و دعوتم را اجابت مى كنى». از اين رو، وصى، برادر و وارث پيامبر صلى الله عليه و آله اوست، نه ديگران.
۱.العُسّ: القدح الكبير (مجمع البحرين: ج 2 ص 1215 «عسس»).
۲.إثبات الوصيّة: ص 127 وراجع دعائم الإسلام: ج 1 ص 15 وروضة الواعظين: ص 63 وكنز الفوائد: ج 2 ص 177 وتاريخ دمشق: ج 42 ص 49.

احادیث دیگر این موضوع

۴