حدیث دربارهخدايا ! گرما و سرما را از او دور كن

مسند البزّار عن أبي ليلى:قُلتُ لِعَلِيٍّ ـ وكانَ يَسمُرُ مَعَهُ ـ إنَّ النّاسَ قَد أنكَروا مِنكَ أن تَخرُجَ فِي الحَرِّ فِي الثَّوبِ الثَّقيلِ المَحشُوِّ، وفِي الشِّتاءِ فِي المَلاءَتَينِ الخَفيفَتَينِ! فَقالَ عَلِيٌّ: أوَلَم تَكُن مَعَنا؟ قُلتُ: بَلى. قالَ: فَإِنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله دَعى أبا بَكرٍ فَعَقَدَ لَهُ اللِّواءَ، ثُمَّ بَعَثَهُ فَسارَ بِالنّاسِ فَانهَزَمَ، حَتّى إذا بَلَغَ ورَجَعَ دَعى عُمَرَ فَعَقَدَ لَهُ لِواءً، فَسارَ ثُمَّ رَجَعَ مُنهَزِما بِالنّاسِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «لَاُعطِيَنَّ الرّايَةَ رَجُلاً يُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ ويُحِبُّهُ اللّهُ ورَسولُهُ، يَفتَحُ اللّهُ لَهُ، لَيسَ بِفَرّارٍ»، فَأَرسَلَ إلَيَّ فَدَعاني، فَأَتَيتُهُ وأنَا أرمَدُ لا اُبصِرُ شَيئا، فَتَفَلَ في عَيني وقالَ: «اللّهُمَّ اكفِهِ ألَمَ الحَرِّ وَالبَردِ»، فَما آذاني حَرٌّ ولا بَردٌ بَعدُ. ۱
مسند البزّارـ به نقل از ابو ليلى كه شبانه روز با على عليه السلام بود ـ: به على عليه السلام گفتم: مردم نمى پسندند كه تو در گرما با لباس سنگين و كلفت بيرون مى آيى و در زمستان با دو تكه پارچه! على عليه السلام فرمود: «مگر با ما نبوده اى؟». گفتم: چرا. فرمود: «پيامبر خدا، ابو بكر را فرا خواند و برايش پرچم [فرماندهى] بست و سپس او را روانه كرد. او مردم را حركت داد و شكست خورد و عقب نشست. پيامبر صلى الله عليه و آله پس از وى، عمر را فرا خواند و پرچم برايش بست و او نيز حركت كرد و شكست خورد و بازگشت. پس پيامبر خدا فرمود: پرچم را به مردى مى سپارم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند. خدا پيروزش مى كند و گريزنده نيست. پس به سوى من فرستاد و مرا فرا خواند. به نزد او رفتم، در حالى كه چشم درد داشتم و جايى را نمى ديدم. پس، آب دهان خود را بر چشمم نهاد و گفت: خدايا! او را از گرما و سرما حفظ كن. از آن پس، گرما و سرما مرا آزار نداد».
۱.مسند البزّار: ج 2 ص 136 ح 496، فضائل الصحابة لابن حنبل: ج 2 ص 638 ح 1084، خصائص أمير المؤمنين للنسائي: ص 54 ح 13، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 497 ح 17، دلائل النبوّة للبيهقي: ج4 ص213، تاريخ دمشق: ج42 ص107 ح 8465؛ المناقب للكوفي: ج 2 ص 88 ح 575 كلّها نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۳