حدیث دربارهخدايا ! قلبش را هدايت كن و زبانش را استوار بدار

الإرشاد:لَمّا أرادَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَقليدَهُ قَضاءَ اليَمَنِ، وإنفاذَهُ إلَيهِم لِيُعَلِّمَهُمُ الأَحكامَ ويُعَرِّفَهُمُ الحَلالَ مِنَ الحَرامِ، ويَحكُمَ فيهِم بِأَحكامِ القُرآنِ، قالَ لَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: «تُنفِذُني يا رَسولَ اللّهِ لِلقَضاءِ وأنَا شابٌّ ولا عِلمَ لي بِكُلِّ القَضاءِ» فَقالَ لَهُ: «اُدنُ مِنّي» فَدَنا مِنهُ فَضَرَبَ عَلى صَدرِهِ بِيَدِهِ، وقالَ: «اللّهُمَّ اهدِ قَلبَهُ وثَبِّت لِسانَهُ» قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: «فَما شَكَكتُ في قَضاءٍ بَينَ اثنَينِ بَعدَ ذلِكَ المَقامِ». ۱
الارشاد:هنگامى كه پيامبر خدا، على عليه السلام را متولّى كار قضاوت در يمن كرد و او را به سوى مردم يمن فرستاد تا بديشان احكام و حلال و حرام را بياموزد و بر اساس دستورهاى قرآن، در ميان آنان داورى كند، امير مؤمنان به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! مرا به كار قضاوت وا مى دارى، در حالى كه من جوانم و اطّلاع كافى از كار قضا ندارم. پيامبر به او فرمود: «نزديكم بيا». على عليه السلام به نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و ايشان، دستش را بر سينه وى زد و چنين گفت: «بارخدايا! دلش را هدايت كن و زبانش را استوار بدار». امير مؤمنان فرمود: پس از اين ماجرا، هرگز در قضاوت ميان دو چيز، ترديد نكردم.
۱.الإرشاد: ج 1 ص 194، بحار الأنوار: ج 40 ص 244 ح 21.

احادیث دیگر این موضوع

۱