حدیث دربارهجنگ بدر

الفائق عن سعد بن أبي وقّاص:رَأَيتُهُ [عَلِيّا عليه السلام]يَومَ بَدرٍ وهُوَ يَقولُ: بازِلُ ۱ عامَينِ حَديث سِنِّي سَنَحنَحُ ۲ اللَّيلِ كَأَنّي جِنِّيٌ لِمِثلِ هذا وَلَدَتني اُمّي ما تَنقِمُ الحَربُ العَوانُ مِنّي ۳
الفائقـ به نقل از سعد بن ابى وقّاص ـ: در جنگ بدر، على را ديدم كه مى گويد: با اين كه جوانم، كاملم همچون جنّيان، شب نمى خوابم. مادرم مرا براى چنين روزى بزاد كارزار، هر چند سخت، رسوايم نمى كند.
۱.البازِل: الرجل الكامل في تجربته وعقله؛ أي أنا في استكمال القوّة كهذا البعير مع حداثة السنّ (تاج العروس: ج 14 ص 51 «بزل»).
۲.رجل سنحنح: أي لا ينام الليل (تاج العروس: ج 4 ص 97 «سنح»).
۳.الفائق: ج 1 ص 95، المناقب للخوارزمي: ص 158 ح 187، المناقب لابن المغازلي: ص 32 ح 48؛ المناقب للكوفي: ج 2 ص 569 ح 1080 وزاد في ذيلهما «فما رجع حتى خضب سيفه دما» وفي كلّها إلى «اُمّي».

احادیث دیگر این موضوع

۸
المناقب، ابن شهر آشوبـ به نقل از محمّد بن حنفيّه ـ: پيامبر خدا در غزوه بدر، هنگامى كه اصحابش از تهيه آب وا ماندند، على عليه السلام را براى آب آوردن فرستاد. چون على عليه السلام به چاه متروك درآمد و مشك را از آب، پُر كرد، همين كه آن را بيرون آورد، بادى وزيد و آن را ريخت. او دوباره به چاه بازگشت و مشك را پُر كرد و بيرون آورد. بادى وزيد و آن را ريخت و همين گونه تا سه بار. بار چهارم، آن را پُر كرد و به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد و قصّه را باز گفت. پيامبر خدا فرمود: «باد نخست، جبرئيل عليه السلام بود كه با هزار فرشته همراهش بر تو سلام دادند و باد دوم، ميكائيل عليه السلام بود كه با هزار فرشته همراهش بر تو سلام دادند و باد سوم، اسرافيل عليه السلام بود كه با هزار فرشته همراهش بر تو سلام دادند». در روايتى آمده است كه پيامبر خدا ادامه داد: «آنان، جز براى حفاظت از تو نيامدند.». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همواره مى فرمود: «على عليه السلام تنها در يك شب، سه هزار و سه منقبت داشت».