حدیث دربارهجنگ بدر
الإمام زين العابدين عليه السلام:لَمّا عَطِشَ القَومُ يَومَ بَدرٍ انطَلَقَ عَلِيٌّ بِالقِربَةِ يَستَقي وهُوَ عَلَى القَليبِ إذ جاءَت ريحٌ شَديدَةٌ ثُمَّ مَضَت، فَلَبِثَ ما بَدا لَهُ، ثُمَّ جاءَت ريحٌ اُخرى ثُمَّ مَضَت ثُمَّ جاءَتهُ اُخرى كادَ أن تَشغَلَهُ وهُوَ عَلَى القَليبِ، ثُمَّ جَلَسَ حَتّى مَضى، فَلَمّا رَجَعَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أخبَرَهُ بِذلِكَ.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أمَّا الريحُ الاُولى فيها جَبرَئيلُ مَعَ ألفٍ مِنَ المَلائِكَةِ، وَالثّانِيَةُ فيها ميكائيلُ مَعَ ألفٍ مِنَ المَلائِكَةِ، وَالثّالِثَةُ فيها إسرافيلُ مَعَ ألفٍ مِنَ المَلائِكَةِ، وقَد سَلَّموا عَلَيكَ وهُم مَدَدٌ لَنا، وهُمُ الَّذينَ رَآهُم إبليسُ فَنَكَصَ عَلى عَقِبَيهِ يَمشِي القَهقَرى حَتّى يَقولَ: «إِنِّى أَرَى مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّى أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ» ۱. ۲
امام زين العابدين عليه السلام:چون مسلمانان در جنگ بدر تشنه شدند، على عليه السلام براى آب آوردن با مشك به سوى چاه متروكى مى رفت كه باد شديدى وزيد و گذشت. پس اندكى درنگ كرد. سپس باد ديگرى آمد و گذشت و بعد از آن، باد ديگرى وزيد كه نزديك بود او را از كارش باز دارد و او بر سر چاه بود. پس نشست تا [باد]گذشت و چون به نزد پيامبر خدا بازگشت، از ماجرا خبر داد.
پس پيامبر خدا فرمود: «امّا باد نخست، جبرئيل عليه السلام با هزار فرشته و باد دوم، ميكائيل عليه السلام با هزار فرشته و باد سوم، اسرافيل عليه السلام با هزار فرشته بودند و بر تو سلام دادند و آنان ياور ما هستند و همان كسانى اند كه ابليس، آنها را ديد و پا پس كشيد و عقب عقب رفت تا آن كه گفت: «من بى ترديد، چيزى را مى بينم كه شما نمى بينيد. من از خداوند مى ترسم و خدا، سختْ كيفر است» ».