حدیث دربارهبركت هاى دعاى پيامبر
المناقب لابن شهرآشوب:مَرَّ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ وهُوَ يَصنَعُ شَيئا مِن طينٍ مِن لُعَبِ الصِّبيانِ.
فَقالَ: ما تَصنَعُ بِهذا؟
قالَ: أبيعُهُ.
قالَ: ما تَصنَعُ بِثَمَنِهِ؟
قالَ: أشتَري رُطَبا فَآكُلُهُ.
فَقالَ لَهُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ بارِك لَهُ في صَفقَةِ يَمينِهِ.
فَكانَ يُقالُ: مَا اشتَرى شَيئا قَطُّ إلاّ رَبِحَ فيهِ، فَصارَ أمرُهُ إلى أن يُمَثَّلَ بِهِ، فَقالوا: عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرٍ الجَوادُ، وكانَ أهلُ المَدينَةِ يَتَدايَنونَ بَعضُهُم مِن بَعضٍ إلى أن يَأتِيَ عَطاءُ عَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ. ۱
المناقبابن شهرآشوب: پيامبر خدا از كنار عبد اللّه بن جعفر گذشت، در حالى كه وى با گِل، اسباب بازى اى براى كودكان مى ساخت.
فرمود: «با اين چه مى كنى؟».
گفت: مى فروشمش.
فرمود: «با پول آن، چه مى كنى؟».
گفت: خرما مى خرم و مى خورم.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «خدايا! در معامله اش بركت قرار بده!».
گفته مى شد: او هرگز چيزى نخريد، مگر آن كه در آن، سود برد و كارش به آن جا رسيد كه ضرب المثل شد، و گفتند: عبد اللّه بن جعفرِ بخشنده. مردم مدينه از يكديگر وام مى گرفتند، تا آن كه بخشش عبد اللّه بن جعفر برسد.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 84، بحار الأنوار: 18 / 17 / 45.