حدیث دربارهدعا براى بركت ازدواج

الكافي عن أبي عبد اللّه البرقيّ رفعه:لَمّا زَوَّجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهفاطِمَةَ قالوا: بِالرِّفاءِ وَالبَنينَ، فَقالَ: لا بَل عَلَى الخَيرِ وَالبَرَكَةِ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو عبد اللّه برقى ـ: چون پيامبر خدا فاطمه زهرا عليهاالسلامرا به همسرى داد، گفتند: با [دعا براى] سازش و اولاد؟ فرمود: «نه؛ بلكه با خير و بركت».
۱.الكافي: 5 / 568 / 52، بحار الأنوار: 43 / 144 / 46 وراجع كنز العمّال: 16 / 484 / 45571 و 45572.

احادیث دیگر این موضوع

۳
عمل اليوم و الليلةـ به نقل از ابو بريده. از پدرش ـ: گروهى از انصار به على عليه السلام گفتند: آيا فاطمه عليهاالسلام نزد توست؟ امام عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام داد، پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «پسر ابو طالب، چه كار دارد؟». گفت: [براى ازدواج،] به ياد فاطمه، دختر پيامبر خدا، افتادم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خوش آمدى» و بيش از آن نفرمود. على عليه السلامپيش آن گروه از انصار كه منتظرش بودند، برگشت. گفتند: چه خبر؟ [امام عليه السلام] گفت: نمى دانم، جز اين كه به من فرمود: «خوش آمدى». گفتند: از پيامبر خدا، يكى از اين دو براى تو بس است. او به تو، هم همسر داده و هم گشايش. پس از آن، آن هنگام كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را همسر مى داد، فرمود: «اى على! براى عروسى، مهمانى لازم است». سعد گفت: من قوچى دارم. نيز گروهى از انصار، چند صاع صاع، پيمانه اى است كه چهار مُد بگيرد. هر مد، يك چارك (حدود ده سير) است. ذرّت فراهم آوردند. چون شب عروسى شد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كارى نكن، تا مرا ديدار كنى» و آن گاه آبى طلبيد و از آن وضو گرفت. سپس آن را به روى على عليه السلامريخت و چنين دعا كرد: «خدايا! بر اين دو، مبارك گردان؛ بر اين دو، مبارك گردان، و براى اين دو و فرزندانشان مبارك گردان!».