حدیث دربارهانفاق
الإمام الكاظم عليه السلام:كانَ الصّادِقُ عليه السلام في طَريقٍ ومَعَهُ قَومٌ مَعَهُم أموالٌ، وذُكِرَ لَهُم أنَّ بارِقَةً فِي الطَّريقِ يَقطَعونَ عَلَى النّاسِ، فَارتَعَدَت فَرائِصُهُم، فَقالَ لَهُمُ الصّادِقُ عليه السلام: ما لَكُم؟
قالوا: مَعَنا أموالُنا نَخافُ عَلَيها أن تُؤخَذَ مِنّا، أفَتَأخُذُها مِنّا؟ فَلَعَلَّهُم يَندَفِعونَ عَنها إذا رَأَوا أنَّها لَكَ.
فَقالَ: وما يُدريكُم لَعَلَّهُم لا يَقصِدونَ غَيري، ولَعَلَّكُم تُعَرِّضونّي بِها لِلتَّلَفِ!
فَقالوا: فَكَيفَ نَصنَعُ، نَدفِنُها؟
قالَ: ذلِكَ أضيَعُ لَها، فَلَعَلَّ طارِئاً يَطرَأُ عَلَيها فَيَأخُذُها، ولَعَلَّكُم لا تَغتَدونَ ۱ إلَيها بَعدُ.
فَقالوا: كَيفَ نَصنَعُ؟ دُلَّنا.
قالَ: أودِعوها مَن يَحفَظُها ويَدفَعُ عَنها ويُربيها ويَجعَلُ الواحِدَ مِنها أعظَمَ مِنَ الدُّنيا وما فيها، ثُمَّ يَرُدُّها ويُوَفِّرُها عَلَيكُم أحوَجَ ما تَكونونَ إلَيها.
قالوا: مَن ذاكَ؟ قالَ: ذاكَ رَبُّ العالَمينَ.
قالوا: وكَيفَ نودِعُهُ؟
قالَ: تَتَصَدَّقونَ بِهِ عَلى ضُعَفاءِ المُسلِمينَ.
قالوا: وأنّى لَنَا الضُّعَفاءُ بِحَضرَتِنا هذِهِ؟!
قالَ: فَاعزِموا ۲ عَلى أن تَتَصَدَّقوا بِثُلُثِها لِيَدفَعَ اللّهُ عَن باقيها مَن تَخافونَ.
قالوا: قَد عَزَمنا.
قالَ: فَأَنتُم في أمانِ اللّهِ، فَامضوا، فَمَضَوا، فَظَهَرَت لَهُمُ البارِقَةُ فَخافوا.
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام: كَيفَ تَخافونَ وأنتُم في أمانِ اللّهِ عز و جل؟!
فَتَقَدَّمَ البارِقَةُ وتَرَجَّلوا وقَبَّلوا يَدَ الصّادِقِ عليه السلام وقالوا: رَأَينَا البارِحَةَ في مَنامِنا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأمُرُنا بِعَرضِ أنفُسِنا عَلَيكَ، فَنَحنُ بَينَ يَدَيكَ ونَصحَبُكَ وهؤُلاءِ لِنَدفَعَ عَنهُمُ الأَعداءَ وَاللُّصوصَ.
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام: لا حاجَةَ بِنا إلَيكُم، فَإِنَّ الَّذي دَفَعَكُم عَنّا يَدفَعُهُم، فَمَضَوا سالِمينَ، وتَصَدَّقوا بِالثُّلُثِ وبورِكَ لَهُم في تِجاراتِهِم، فَرَبِحوا لِلدِّرهَمِ عَشَرَةً، فَقالوا: ما أعظَمَ بَرَكَةِ الصّادِقِ عليه السلام!
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام: قَد تَعَرَّفتُمُ البَرَكَةَ في مُعامَلَةِ اللّهِ عز و جل، فَدوموا عَلَيها. ۳
امام كاظم عليه السلام:امام صادق عليه السلام در سفرى همراه گروهى بود كه اموالى همراه داشتند. به آنان گفته شد كه رهزنان در راه اند و مردم را غارت مى كنند. آنان به وحشت و هراس افتادند. امام صادق عليه السلام به آنان فرمود: «چرا مى ترسيد؟».
گفتند: اموالى نزد ماست كه مى ترسيم از ما بگيرند. آيا آنها را از ما تحويل مى گيرى؟ شايد اگر ببينند كه آنها از آنِ توست، از ما دست بردارند.
فرمود: «از كجا كه آنان مرا قصد نكنند و شما با اين كار، مرا در معرض تلف شدن اموال، قرار ندهيد؟».
پرسيدند: پس چه كنيم؟ آنها را دفن كنيم؟
فرمود: «اين كار، اموال را بيشتر تلف مى كند. شايد كسى به آنها بربخورد و آنها را بردارد. شايد هم بعد از آن، ديگر اموال را پيدا نكنيد».
گفتند: ما را راهنمايى كن. چه كنيم؟
فرمود: «آنها را نزد كسى به امانت بسپاريد كه هم نگهشان مى دارد، هم از آنها دفاع مى كند، و هم آنها را افزايش مى دهد و هريك از آنها را بزرگ تر از دنيا و آنچه در آن است، قرار مى دهد. سپس آن را به صورت افزايش يافته، در زمانى كه بيشترين نياز را به آنها داريد، به شما برمى گرداند».
گفتند: او كيست؟
فرمود: «پروردگار جهان است».
گفتند: چگونه به او امانت بسپاريم؟
فرمود: «آنها را به مسلمانان مستمند، صدقه دهيد».
گفتند: اين جا مستمندان را از كجا پيدا كنيم؟
فرمود: «شما تصميم بگيريد كه يك سوم آنها را صدقه دهيد تا خداوند، بقيّه آنها را از [غارت]كسانى كه بيم داريد، نگه دارد».
گفتند: تصميم گرفتيم.
فرمود: «پس شما در امان خداييد».
به راه افتادند و رهزنان، ترسان آشكار شدند. امام عليه السلام به رهزنان فرمود: «شما در امان خداييد. چگونه است كه مى ترسيد؟».
رهزنان، پياده شدند و دست امام صادق عليه السلامرا بوسيدند و گفتند: ديشب، پيامبر خدا را در خواب ديديم كه به ما دستور مى داد خود را بر تو عرضه كنيم. اكنون در خدمت شماييم و همراه تو هستيم تا در برابر دشمنان و دزدان، از اينان دفاع كنيم.
امام صادق عليه السلام فرمود: «به شما نيازى نداريم. همان كسى كه از ما در مقابل شما دفاع كرد، آنان را نيز از ما دور مى كند». آنان، به سلامت به راه افتادند و يك سوم اموال خويش را صدقه دادند و تجارت هايشان نيز بركت يافت و هر درهم، ده برابر برايشان سود داد. پس گفتند: بركت امام صادق، چه بزرگ است!
امام صادق عليه السلام فرمود: «بركت را در معامله با خدا شناختيد. پس به آن، استمرار بخشيد».