حدیث دربارهبهترين مؤمنان

الإمام عليّ عليه السلامـ لِزِيادِ بنِ النَّضرِ حينَ أنفَذَهُ عَلى مُقَدَّمَتِهِ إلى صِفّينَ ـ: اِتَّقِ اللّهَ في كُلِّ مُمسى ومُصبَحٍ. قَد وَلَّيتُكَ هذَا الجُندَ فَلا تَستَذِلَّنَّهُم ولا تَستَطِل عَلَيهِم؛ فَإِنَّ خَيرَكُم أتقاكُم. تَعلَّم مِن عالِمِهِم وعَلِّم جاهِلَهُم، وَاحلُم عَن سَفيهِهِم؛ فَإِنَّكَ إنَّما تُدرِكُ الخَيرَ بِالعِلمِ وكَفِّ الأَذى وَالجَهلِ. ۱
امام على عليه السلامـ خطاب به زياد بن نضر، آن گاه كه او را پيشاپيش سپاهش به صفّين اعزام كرد ـ: هر شامگاه و صبحگاه، از خدا پروا داشته باش. تو را سرپرست اين سپاه قرار دادم؛ مبادا آنان را به خوارى بكشى و بر آنان زور بگويى! همانا بهترينِ شما، پرهيزگارترينِ شماست. از دانايشان دانش بياموز، به جاهلشان دانش بياموزان، و با نابخردشان بردبارى كن؛ همانا خير را با دانش و پرهيز از آزار و نادانى، به دست مى آورى.
۱.تحف العقول: 191، بحار الأنوار: 33 / 465 / 680.

احادیث دیگر این موضوع

۸
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از عياض بن سليمان ـ: پيامبر خدا فرمود: «برگزيدگانِ امّت من ـ در آنچه ملكوتيان، مرا آگاهانيده اند ـ گروهى هستند كه در وسعت رحمت پروردگارشان، در آشكارا مى خندند؛ امّا از بيم عذاب سخت پروردگارشان، در نهان مى گريند؛ صبح و شام، در خانه هاى پاك (مساجد)، خدا را ياد مى كنند و با شوق و بيم، به زبان، خدا را مى خوانند و با دست هايشان كه براى دعا [به قنوتْ]بالا و پايين مى رود، از خدا درخواست مى نمايند و در آغاز و انجام، پيوسته با دل هايشان به خدا روى مى آورند. هزينه (بار) آنان بر مردم، سبك، و بر خودشان سنگين است؛ پابرهنه بر زمين مى جنبند، همچون راه رفتن مورچه، بدون سرخوشى و غرور و تكبّر؛ آرام راه مى روند؛ با وسيله به خدا تقرّب مى جويند؛ قرآن مى خوانند؛ به درگاه خدا آنچه را موجب تقرّب به اوست، نزديك مى كنند؛ و جامه كهنه مى پوشند. [احساس مى كنند كه] بر آنان از سوى خداى متعال، گواهانى حاضرند و چشمى نگهبان گماشته شده كه [اعمال] بندگان را به دقّت بررسى مى كنند و [در آنچه] در شهرها [مى گذرد،]مى انديشند؛ روح هاى آنان در دنياست و دل هايشان در آخرت؛ به چيزى جز [رضاى] امام خود نمى انديشند؛ و براى گورهايشان رهتوشه، براى راهشان برگ عبور، و براى جايگاهشان وسايلْ آماده ساخته اند». آن گاه پيامبر خدا اين كلام الهى را تلاوت فرمود: «اين، براى كسى است كه از مقام من، بيم داشته و از وعيد من، هراسان باشد» .