حدیث دربارهآرامش جان

عنه صلى الله عليه و آله:البِرُّ ما طابَت بِهِ النَّفسُ وَاطمَأَنَّ إلَيهِ القَلبُ، وَالإِثمُ ما جالَ فِي النَّفسِ وتَرَدَّدَ فِي الصَّدرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نيكى، آن است كه جان با آن آرام گيرد و دل با آن اطمينان يابد؛ و گناه آن است كه در درون، اضطراب پديد آورد و در سينه، ترديد.
۱.الجعفريّات: 148 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام؛ سنن الدارمي: 2 / 696 / 2438، مسند ابن حنبل: 6 / 292 / 18023، تاريخ دمشق: 10 / 111 / 2504 كلّها عن وابصة الأسدي نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۸
مسند ابن حنبلـ به نقل از وابصة بن معبد ـ: خدمت پيامبر خدا رفتم و مى خواستم هيچ نيك و بدى را وا نگذارم، مگر آن كه از ايشان پرسيده باشم. گروهى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بودند. در حالى كه از ميان مردم رد مى شدم، به سوى ايشان رفتم. مردم گفتند: اى وابصه! دور شو و جلوى پيامبر خدا ميا. گفتم: من وابصه ام. بگذاريد به ايشان نزديك شوم. او از همه مردم برايم محبوب تر است كه نزديكش شوم. پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: «نزديك بيا، وابصه! نزديك بيا، وابصه!». به ايشان نزديك گشتم، تا حدّى كه با او زانو به زانو شدم. فرمود: «آيا خبر بدهم كه آمده اى چه بپرسى، يا خودت مى پرسى؟». گفتم: اى پيامبر خدا! بفرماييد. ايشان سه انگشت خود را گِرد آورد و به سينه من تلنگر مى زد و مى فرمود: «اى وابصه! از دلت بپرس. نيكى، آن است كه دل و جانت با آن آرام مى گيرد و گناه، آن است كه در دلت اضطراب ايجاد مى كند و در سينه ات ترديد پديد مى آورد. [آن را وا گذار،] هر چند مردم [بر خلاف آنچه دلت مى فهمد،]اظهار نظر كنند».