خوش برخوردى و يارى كردن همراهان
3 حدیث
مكارم الأخلاق:ذُكِرَ عِندَ النبيِّ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ فقيلَ لَهُ: خَيرٌ، قالوا: يا رسولَ اللّهِ، خَرَجَ مَعنا حاجّا فإذا نَزَلنا لَم يَزَلْ يُهَلِّلُ اللّهَ حتّى نَرتَحِلَ، فإذا ارتَحَلنا لَم يَزَلْ يَذكُرُ اللّهَ حتّى نَنزِلَ، فقالَ النبيُّ صلى الله عليه و آله: فَمَن كانَ يَكفِيهِ عَلَفَ ناقَتِهِ، وصُنْعَ طَعامِهِ؟ قالوا: كُلُّنا، فقالَ صلى الله عليه و آله: كُلُّكُم خَيرٌ مِنهُ!. ۱
مكارم الأخلاق:در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله از مردى سخن به ميان آمد و گفته شد: او آدم خوبى است. [نيز] گفتند: اى پيامبر خدا! آن مرد، هم سفر حجّ ما بود. هر گاه در منزلى پياده مى شديم، زبانش به ذكر «لا إله إلّا اللّه»، پيوسته گويا بود، تا آن كه حركت مى كرديم و در بين راه نيز همواره ذكر خدا مى گفت، تا دوباره اُتراق مى كرديم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس چه كسى شترش را علوفه مى داد و غذايش را درست مى كرد؟».
گفتند: همه ما.
پيامبر خدا فرمود: «همه شما از او بهتريد!».
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 564 ح 1955، بحارالأنوار: ج 76 ص 274.
مكارم الأخلاق:رويَ عن النبيِّ صلى الله عليه و آله أنّهُ أمَرَ أصحابَهُ بِذَبحِ شاةٍ في سَفَرٍ، فقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: عَلَيَّ ذَبحُها، وقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ سَلخُها، وقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ قَطعُها، وقالَ آخَرُ: عَلَيَّ طَبخُها، فقالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: عَلَيَّ أن ألقُطَ لَكُمُ الحَطَبَ!
فقالوا: يا رسولَ اللّهِ، لا تَتعَبَنَّ بِآبائنا واُمَّهاتِنا أنتَ، نَحنُ نَكفِيكَ. قالَ صلى الله عليه و آله: عَرَفتُ أنَّكُم تَكفُوني، ولكنَّ اللّهَ عزّوجلّ يَكرَهُ مِن عَبدِهِ إذا كانَ مَع أصحابِهِ أن يَنفَرِدَ مِن بَينِهِم. فقامَ صلى الله عليه و آله يَلقُطُ الحَطَبَ لَهُم. ۱
مكارم الأخلاق:نقل شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در سفرى، به اصحاب خود دستور داد گوسفندى ذبح كنند. يكى از آنها گفت: من، ذبح مى كنم. ديگرى گفت: من، پوست مى كَنَم. سومى گفت: من، گوشتش را خُرد مى كنم. چهارمى گفت: من، آن را مى پزم.
پيامبر خدا فرمود: «من هم براى شما هيزم جمع مى كنم».
اصحاب گفتند: شما زحمت نكِش، پدران و مادرانمان به فدايت! ما به جاى شما، كار مى كنيم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «مى دانم كه شما به جاى من، كار مى كنيد؛ امّا خداوند عز و جل خوش ندارد كه بنده اش با عدّه اى از دوستان و هم سفران خود باشد، ولى به تنهايى در ميان آنها [امتيازى داشته] باشد».
پس ايشان نيز برخاست و شروع به جمع آورى هيزم كرد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 536 ح 1867، بحار الأنوار: ج 76 ص 273 ح 31.