حدیث دربارهسفارش هاى پيامبر صلى الله عليه و آله به امام على عليه السلام

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ كانَ فيما أَوصى بِهِ صلى الله عليه و آله عَليَّا عليه السلام ـ: يا عَليُّ أَنهاكَ عَن ثَلاثِ خِصالٍ عِظامٍ: الحَسَدِ وَالحِرصِ وَالكَذِبِ. يا عَليُّ: سَيِّدُ الأَعمالِ ثَلاثُ خِصالٍ: إِنصافُكَ النَّاسَ مِن نَفسِكَ، وَمواساةُ الأَخِ في اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وذِكرُ اللّهِ تَبارَكَ وَتَعالَى عَلى كُلِّ حالٍ. يا عَليُّ: ثَلاثٌ فَرَحاتٌ لِلمُؤمِنِ في الدُّنيا: لِقاءُ الإِخوانِ وَالإِفطارُ في الصِّيام ۱ وَالتَّهَجُّدُ مِن آخِرِ اللَّيلِ. يا عَليُّ: ثَلاثٌ مَن لَم تَكُن فيهِ لَم يَقُم لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصي اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَخُلُقٌ يُداري بِهِ النَّاسَ، وَحِلمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ. يا عَليُّ: ثَلاثٌ مِن حَقائِقِ الإِيمانِ: الإِنفاقُ في الإِقتارِ، وَإِنصافُ النَّاسَ مِن نَفسِكَ، وَبَذلُ العِلمِ لِلمُتَعَلِّمِ. يا عَليُّ: ثَلاثٌ خِصالٌ مِن مَكارِمِ الأَخلاقِ: تُعطي مَن حَرَمَكَ، وَتَصِلُ مَن قَطَعَكَ وَتَعفو عَمَّن ظَلَمَكَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش هاى ايشان به امام على عليه السلام ـ: اى على! تو را از سه چيزِ بزرگ، نهى مى كنم: رشك، آز، و دروغ. اى على! سروَر كارها، سه چيز است: انصافت با مردم، و يارى ات به برادرت در راه خداى عز و جل، و ياد خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در هر صورت. اى على! مؤمن، در دنيا سه خوش حالى دارد: زيارت برادران، افطار روزه، و شب زنده دارى در آخر شب. اى على! هر كس، سه چيز نداشته باشد، عملى برايش بر جا نمى ماند: پارسايى اى كه او را از نافرمانى هاى خداى عز و جل باز دارد، خويى كه با آنْ با مردم مدارا كند، و بردبارى اى كه نادانى نادان را با آن، دفع نمايد. اى على! سه چيز، از حقيقتِ ايمان است: انفاق در حال تنگ دستى، انصاف با مردم، و بخشش دانش به دانشجو. اى على! سه خصلت است كه از بزرگوارى هاى اخلاقى است: به هر كس كه محرومت كرده، بدهى؛ و از هر كس كه با تو بُريده، پيوند بزنى؛ و از هر كس كه به تو ستم روا داشته، در گذرى.
۱.في بعض النسخ: «من الصيام».
۲.الخصال: ص 124 ح 121 عن يونس بن عبدالرّحمن مرفوعا الى الإمام الصادق عليه السلام.
کلیدواژه‌ها دعاشرایط استجابت دعاشناختموانع شناخت +7 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۳
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله در سفارش خود به على عليه السلام فرمود: «اى على! به تو سفارشى مى كنم. آن را پاس دار. تا زمانى كه سفارش مرا پاس بدارى، بر خير هستى. اى على! هر كس خشمى را فرو خورَد، در حالى كه مى تواند آن را اِعمال كند، خداوند در روز قيامت، به او آرامش و ايمانى عطا مى كند كه مزه آن را مى چشد. اى على! هر كس وصيّتش را هنگام مرگ درست نكند، مايه كاستى مروّت اوست و مشمولِ شفاعت قرار نمى گيرد. اى على! برترين جهاد، از آنِ كسى است كه به ستم كردن به اَحَدى اهتمام نورزد. اى على! هر كس كه مردم از زبانش بترسند، اهل آتش است. اى على! بدترينِ مردم، كسى است كه مردم، براى در امان ماندن از شرّش، به او احترام كنند. اى على! بدترينِ مردم كسى است كه دنيايش را در برابر آخرتش بفروشد و بدتر از او، كسى است كه آخرتش را براى دنياى ديگرى بفروشد. اى على! هر كس عذر كسى را، دروغ و يا راست، نپذيرد، از شفاعت منْ برخوردار نمى شود. اى على! خداوند عز و جل، دروغ در راه اصلاح را دوست دارد و راست در راه فساد را دشمن مى دارد. اى على! هر كس باده نوشى را براى غيرِ خدا ترك كند، خداوند، از باده مُهر شده به او مى نوشانَد». سپس على عليه السلام گفت: براى غير خدا؟ [پيامبر صلى الله عليه و آله] فرمود: «آرى. به خداوند سوگند، هر كس، براى حفظ جان خود، آن را رها كند، خداوند به خاطر آن، از او تشكّر مى كند. اى على! باده نوش، همانند بت پرست است. اى على! خداوند عز و جل، نماز باده نوش را به مدّت چهل روز نمى پذيرد. پس اگر در اين چهل روز بميرد، كافر مُرده است. اى على! هر مست كننده اى حرام است و هر چيزى كه مقدار زيادش مست كننده باشد، يك قطره آن هم حرام است. اى على! همه گناهان در يك خانه جمع اند و كليدشان، باده نوشى است. اى على! بر باده نوش، لحظاتى سپرى مى شود كه در آن لحظات، پروردگارش عز و جل را هم نمى شناسد. اى على! از جا كَندن كوه هاى استوار، آسان تر از ريشه كن شدن حكومتى است كه هنوز روزگارش سپرى نشده است. اى على! هر كس دين و دنيايش، سودى به تو نرساند، همنشينى اش برايت خيرى ندارد و هر كس حال تو را مراعات نمى كند، تو هم حال او را مراعات نكن و وَقْعى نگذار. اى على! شايسته است كه مؤمن، هشت خصلت داشته باشد: آرامش در توفان، شكيبايى در گرفتارى، سپاس گزارى در آسايش، قناعت به روزى خداوند عز و جل، ستم نكردن به دشمن، و بار خود را بر دوش دوستان نگذاشتن، تن او از وى در رنج بودن، و مردمان از او در آسايش بودن. اى على! چهار نفرند كه دعايشان رد نمى شود: پيشواى دادگر، پدر براى فرزند، مرد پشت سرِ برادر، و ستم ديده. خداوند عز و جل مى فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند، برايت پيروزى مى آورم؛ هرچند پس از گذشت زمانى طولانى. اى على! هشت كس هستند كه اگر خوار شدند، نبايد جز خود را سرزنش كنند: شركت كننده در سفره اى كه به آنْ دعوت نشده است، دسيسه كننده بر ضدّ صاحب خانه، و خيرطلب كننده از دشمن، و فضيلت خواه از انسان هاى پست، و وارد شونده در راز دو تن كه وى را به آن دعوت نكرده اند، و كوچك كننده حاكم، و حضور يابنده در مجلسى كه اهل آن مَجلس نيست، و پذيرنده حديث از كسى كه از او حديثْ پذيرفته نيست. اى على! خداوند، بهشت را بر هر بدگوىِ بد زبان كه باكش نيست كه چه مى گويد و چه در حقّش گفته مى شود، حرام كرده است. اى على! خوشا به حال كسى كه عمرش طولانى و عملش نيكوست! اى على! شوخى نكن، كه ارزشت كم مى شود و دروغ مگو، كه نورت از بين مى رود. از دو چيز، پروا كن: بى حوصلگى و تنبلى. اگر بى حوصلگى كنى، بر حق، شكيبايى نمى كنى و اگر تنبلى كنى، حقّى را ادا نمى كنى. اى على! هر گناهى توبه اى دارد، جز بد اخلاقى، كه هر گاه بد اخلاق از گناهى خارج شود، در گناهى ديگر، وارد مى شود. اى على! هر كسى كه بى تابى بر او چيره شود، آسايش، از او رَخت بر مى بندد. اى على! دوازده چيز است كه خوب است انسان مسلمان، آنها را بر سرِ سفره رعايت كند: چهار تا از آنها واجب است و چهار تا سنّت است و چهارتاى ديگر، ادب است. امّا چهار [خصلت] واجب: شناخت غذا، و «بسم اللّه» گفتن، و سپاس گزارى، و رضايت است. امّا چهار [خصلت] سنّت: نشستن بر پاى چپ، و خوردن با سه انگشت، و خوردن از غذاى مقابل خود، و مكيدن انگشتان است. امّا چهار] خصلت] ادب: كوچك گرفتن لقمه، خوب جويدن غذا، كم نگاه كردن به صورت ديگران، و شستن دست هاست. اى على! خداوند، بهشت را از دو خشت آفريده؛ خشتى از زر و خشتى از نقره، و ديوارهاى آن را از ياقوت، و سقفش را از زِبَرجَد، و سنگ ريزه هايش را از لؤلؤ، و خاكش را از زعفران و مُشك بويا قرار داده است. سپس به آن فرموده: با من حرف بزن. [بهشت] گفت: خدايى جز خداوند زنده بر پا دارنده نيست. هر كس وارد بر من شود، خوش بخت است. پس خداوند عز و جل فرموده است: به عزّت و جلالم سوگند، مى گسار، سخن چين، ديّوث، پاسبان، اُبنه، قبركنِ كفن دزد، ماليات بگير، قطع كننده رَحِم، و معتقد به قَدَر، وارد بهشت نمى شوند. اى على! ده گروه از اين امّت، به خداوند بزرگ، كافر شده اند: خون ريز، جادوگر، ديّوث، وطى كننده زن نامحرم از پشت، وطى كننده حيوان، زنا كننده با محارم، فتنه گر، فروشنده سلاح به دشمن، مانع زكات، و كسى كه مستطيع شود، ولى حج انجام ندهد تا اين كه بميرد. اى على! وليمه، تنها در پنج چيز است: عُرس، خُرس، عِذار، وِكار، و رِكاز. عُرس، ازدواج است و خُرس، زايمان و تولّد نوزاد است و عِذار: ختنه كردن است و وِكار، خريد خانه است و رِكاز، بازگشتن از خانه خداست. اى على! سه چيز در دنيا و آخرت، از اخلاق نيكوست: گذشت كنى از كسى كه به تو ستم كرده، پيوند بر قرار كنى با كسى كه از تو بُريده، و بردبارى كنى با كسى كه در حقّ تو نادانى كرده است. اى على! پيش از پيشامد چهار چيز، چهار چيز را داشته باش: جوانى ات پيش از رسيدن پيرى، تن درستى ات پيش از بيمارى، و توانگرى ات پيش از نادارى، و زندگى ات را پيش از مرگ. اى على! خداوند عز و جل از امّت من، ناخوش دارد: بازى در نماز، منّت گذارى در صدقه. رفتن به مسجد در حال جنابت، خنديدن در ميان گورها، سَرَك كشيدن به خانه هاى مردم، و نگاه به عورت زنان را؛ چرا كه كورى مى آورد. و ناخوش دارد سخن گفتن هنگام آميزش را؛ چرا كه لالى مى آورد. و ناخوش دارد خواب ميان نماز مغرب و عشا را؛ چرا كه محروميت از روزى مى آورد. و ناخوش دارد غسل كردن در زير آسمان را بدون داشتن پوشش. و ناخوش دارد وارد شدن بدون پوشش در نهرهاى آب را؛ [چرا كه] همانا فرشتگانى در آنها ساكن اند. و ناخوش دارد بدون پوشش داخل شدن در حمّام را. و ناخوش دارد سخن گفتن را در ميان اذان و اقامه نماز عشا. و ناخوش دارد سفر دريايى را هنگام توفان. و ناخوش دارد خوابيدن در بلندى را بدون حفاظ». و [پيامبر صلى الله عليه و آله در ادامه] فرمود: «هر كس بر بلندى بى حفاظ، بخوابد، خود، مسئول خون خود است. و ناخوش دارد اين كه مرد در خانه، تنها بخوابد. و ناخوش دارد آميزش با همسرش را در حالى كه حائض باشد، كه اگر چنين كند و فرزندى به وجود آيد، جذامى يا پيسى دار است، و نبايد جز خود، كسى را سرزنش كند. و ناخوش دارد سخن گفتن شخص سالم را با جذامى، مگر ميان آن دو فاصله اى به اندازه نيم متر باشد». و [پيامبر صلى الله عليه و آله در ادامه] فرمود: «از جذامى فرار كن، همان طور كه از شير، فرار مى كنى». و ناخوش دارد هم بسترى مرد را با همسرش در حال جنابت، قبل از آن كه غسل كند، كه اگر چنين كند و فرزندى از آن به دنيا بيايد، ديوانه خواهد بود و نبايد جز خود، كسى را سرزنش كند. و ناخوش دارد ادرار كردن در كنار نهر جارى را. و ناخوش دارد كه كسى در زير درخت و يا نخل خرماى ميوه دار، قضاى حاجت كند. و ناخوش دارد مردى را كه ايستاده، كفشش را به پا كند. . احتمالاً كراهت ويژه كفش هاى خاص آن دوران است. و ناخوش دارد كسى را كه بدون چراغ، وارد خانه تاريك شود. اى على! آفت حَسَب (افتخارات خانوادگى)، فخرفروشى است. اى على! هر كس از خداوند عز و جل بترسد، خداوند، همه چيز را از او بيمناك مى كند، و هر كس از خداوند نترسد، خداوند، او را از همه چيز، هراسان مى نمايد. اى على! هشت نفرند كه نمازشان پذيرفته نيست: برده فرارى تا وقتى كه باز گردد، زن ناشزه كه شوهرش از او ناراحت باشد، مانعِ زكات، تاركِ وضو، دختر اهل درك و تميز كه بدون پوششْ نماز بخواند، و پيشوايى كه بر مردمى نماز بگزارد و مردم از او ناراضى باشند، و مست، و زَبّين، يعنى كسى كه ادرار و مدفوعش را نگه مى دارد. اى على! چهار نفرند كه هر كس جزء آنها باشد، خداوند، برايش خانه اى در بهشت مى سازد: پناه دهنده يتيم، رحم كننده به ناتوان، مهربان به پدر و مادر، و مدارا كننده با برده. اى على! سه چيز است كه هر كس با آنها با خداوند عز و جل ديدار كند، از بهترينِ مردمان است: كسى كه دستور واجب خدا را انجام دهد، از عابدترين مردم خواهد بود. هر كس از حرام هاى خدا پروا كند، از پارساترينِ مردم است. هر كس به آنچه خداوند داده، قانع باشد، از بى نيازترين هاست. اى على! سه چيز است كه اين امّت، طاقت آنها را ندارند: كمك مالى به برادر، انصاف داشتن با مردم، و ياد خدا بودن در هر صورت و آن، گفتن «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر» نيست؛ بلكه اين است كه هر گاه سراغ چيز حرامى رفت، از خداوند عز و جل بترسد و آن را رها كند. اى على! سه كس هستند كه اگر با آنها انصاف هم داشته باشى، به تو ستم مى كنند: سِفلگان، خانواده ات، و خدمتكارت. و سه كس هستند كه نسبت به سه كس، انصاف روا نمى دارند: آزاده به برده، دانا به نادان، و توانا به ناتوان. اى على! هفت چيز است كه هر كس آنها را داشته باشد، حقيقتِ ايمانش كامل شده و درهاى بهشت به رويش باز است: آن كه وضويش را كامل و بانشاط بگيرد، نمازش را خوب به جا آورد، زكات مالش را بپردازد، از خشمش جلوگيرى كند، زبانش را مهار كند، براى گناهش آمرزش بخواهد، و خيرخواه خانواده اش باشد. اى على! خداوند، سه كس را نفرين كرده است: كسى كه آذوقه اش را تنها بخورد، و مسافرى كه در بيابانْ تنها سفر كند، و كسى كه در خانه تنها بخوابد. اى على! سه چيز است كه بيم ديوانگى با آنها وجود دارد: قضاى حاجت كردن در ميان قبرها، راه رفتن با يك كفش، و اين كه انسانْ تنها بخوابد. و سه نفرند كه همنشينى با آنها مايه مرگِ دل است: همنشينى با فرومايگان، همنشينى با ثروتمندان، و هم سخنى با زنان. اى على! سه چيز، از حقايق ايمان است: انفاق هنگام تنگ دستى، انصاف ورزيدن با مردم، و بخشيدن علم به آموزنده آن. اى على! سه چيز، مايه خوش حالى مؤمن در دنياست: ديدار با براداران، افطارى دادن به روزه دار، و شبْ زنده دارى در پايان شب. اى على! تو را از سه چيز، نهى مى كنم: رشك، آز، و خود برتربينى. اى على! سه درجه و سه كفّاره و سه نابود كننده و سه رهايى دهنده وجود دارد: امّا سه درجه عبارت اند از: وضو گرفتن كامل و بانشاط در سرماى سخت، و چشم به راه نماز [بعدى] بودن در پىِ نماز، و شب و روز در جماعاتْ شركت جُستن. امّا كفّاره ها عبارت اند از: بلند سلام كردن، اِطعام كردن، و در هنگامى كه مردم خواب اندْ شبْ زنده دارى كردن. امّا نابود كننده ها عبارت اند از: بخلِ پيروى شده، هوسِ تبعيت شده، و خودشيفتگى. امّا سه رهايى دهنده عبارت اند از: بيم از خدا در آشكار و پنهان، ميانه روى در حال نادارى و دارا بودن، و سخن عادلانه گفتن هنگام خشم و خشنودى. اى على! پس از گرفتن كودك از شير، شير دادنى نيست و پس از رسيدن به سنّ احتلام، يتيمى منتفى است. اى على! دو سال راه طى كن تا به پدر و مادرت نيكى كنى. يك سال راه طى كن تا صِله رحِم نمايى. يك ميل براى عيادت بيمار راه برو. براى تشييع جنازه، دو ميل راه طى كن. براى اجابت يك دعوت، سه ميل راه برو. براى ديدار برادر دينى ات، چهار ميل راه برو. جهت اجابت فريادخواه، پنج ميل راه طى كن. براى يارى ستم ديده، شش ميل راه برو و همواره آمرزش بخواه. اى على! نُه چيز، باعث فراموشى است: خوردن سيب تُرش، خوردن گشنيز، پنير، و نيم خورده موش، خواندن قبرْ نبشته ها، راه رفتن ميان دو زن، دور ريختن شپشك، حجامت پشتِ گردن، و ادرار كردن در آب راكد. اى على! [لذّت] زندگى در سه چيز است: خانه بزرگ، كنيز زيبا، و اسبِ ميانْ باريك. اى على! به خدا سوگند، اگر انسان متواضع، در ته چاه باشد، خداوند عز و جل برايش بادى را مى فرستد تا او را به برترين رتبه نيكان در دولت اشرار ببرد. اى على! هر كس خود را به غيرِ تبار خود نسبت دهد، نفرين خدا بر او باد! و هر كس مزد اجيرى را از او باز دارد، نفرين خدا بر او باد!». هر كس حادثه اى پديد آورد و يا پديد آورنده حادثه اى را پناه دهد، نفرين خدا بر او باد!». گفته شد: آن حادثه چيست؟ فرمود: «كشتن». [سپس فرمود:] «اى على! مؤمن، كسى است كه مسلمانان، از او در جان و دارايى شان در امان باشند، و مسلمان، كسى است كه مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند، و مهاجر، كسى است كه گناهان را از خود، دور كند. اى على! محكم ترين دستاويز ايمان، دوستى و دشمنى در راه خداست. اى على! هر كس از زنش اطاعت كند، خداوند، او را به رو در آتش مى افكند». على عليه السلام گفت: اين اطاعت، چيست؟ فرمود: «اجازه دادن به او براى رفتن به حمّام ها و عروسى ها و نوحه سرايى ها و پوشيدن لباس هاى نازك». [سپس فرمود:] «اى على! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ نخوت جاهليت و فخرفروشى به نياكان را با اسلام، از ميان بُرد. آگاه باشيد كه مردم از آدم اند و آدم، از خاك، و گرامى ترينِ مردم در نزد خدا، پرواپيشگان اند. اى على! بهاى مُردار و سگ و شراب، و مهريه زنا، نيز رِشوه و مزد كاهن، حرام است. اى على! هر كس به اين قصد دانش اندوزد كه با آن، با سفيهان جدل كند و يا با عالمان، بگو مگو كند و يا مردم را به سوى خود فرا خوانَد، از اهل آتش است. اى على! هر گاه بنده اى بميرد، مردم مى گويند: چه پس انداخته است؟ و فرشتگان مى گويند: چه پيش فرستاده است؟ اى على! دنيا، زندان مؤمن و بهشت كافر است. اى على! مرگ ناگهانى، آسايش مؤمن و حسرت كافر است. اى على! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به دنيا وحى كرد: به كسى كه به من خدمت مى كند، خدمت كن و به كسى كه به تو خدمت مى كند، رنج بده. اى على! اگر دنيا به اندازه يك بال پشه در پيشگاه خداوند عز و جل ارزش داشت، جرعه آبى از آن به كافر نمى نوشانْد. اى على! هيچ كس از پيشينيان و پسينيان نيست، مگر اين كه در قيامت، در حسرت اين خواهد بود كه كاش از دنيا، جز بخور و نمير، نصيب او نمى شد. اى على! بدترينِ مردم، كسى است كه خداوند را در قضايش متّهم كند. اى على! ناله مؤمن، تسبيح و صدايش، تهليل و مرگش در رخت خواب، عبادت و از اين پهلو به آن پهلو غلتيدنش، جهاد در راه خداست. اگر عافيت يابد، در حالى ميان مردم راه مى رود كه گناهى ندارد. اى على! اگر به من، پاچه گاو و يا گوسفندى هم هديه مى شد، مى پذيرفتم و اگر [حتّى]به پاچه اى دعوت مى شدم، قبول مى كردم. اى على! بر زنان اين احكام نيست: شركت در نمازهاى جمعه و جماعت، اذان و اقامه گفتن، به عيادت بيمار رفتن، تشييع جنازه، هَروَله كردن ميان صفا و مروه، اِستلام حجر الأسود، تراشيدن سر در حج، قضاوت كردن، مشورت دادن، ذبح كردنْ جز در موقع ضرورت، لبّيك گفتن با صداى بلند، ايستادن در كنار قبر، گوش دادن به خطبه، صاحب اختيار شدن در امر ازدواج، بيرون رفتن از منزل بدون اجازه شوهر ـ كه اگر [زنى] چنين كند، خدا و جبرئيل و ميكائيل عليهماالسلام نفرينش مى كنند ـ، و خرج كردن از خانه شوهر بدون اجازه او، و خوابيدن در حالى كه شوهرش از او خشمگين است، هر چند شوهر به او ستم كرده باشد. اى على! اسلام، بى پوشش است و پوشش آن، آزرم است و زينتش، وفادارى است و جوان مردى اش، كار نيك است و ستونش، پارسايى است. هر چيزى پايه اى دارد و پايه اسلام، دوستى ما اهل بيت است. اى على! بداخلاقى، شوم است و اطاعت از زن، [باعث] پشيمانى. اى على! اگر در چيزى شومى باشد، در زبانِ زن است. اى على! سبُك بالان رَستند و سنگين باران، نابود شدند. اى على! هر كس به من، عمداً دروغ ببندد، نشيمنگاه خود را براى آتش، آماده كند. اى على! سه چيز، حافظه را بسيار مى كند و بَلغَم را كاهش مى دهد: [خوردنِ]كُندُر، مسواك زدن، و تلاوت قرآن. اى على! خواب، چهار گونه است: خواب پيامبران به پشت، خواب مؤمنان به دست راست، خواب كافران و منافقان به دست چپ، و خواب شيطان ها بر رو. اى على! خداوند عز و جل هيچ پيامبرى را بر نينگيخت، مگر اين كه نسل او را از پشت خود او قرار داد؛ ولى نسل مرا از پشت تو قرار داد و اگر تو نبودى، من بى ذرّيه مى ماندم. اى على! چهار چيز، كمرشكن است: پيشوايى كه از خداوند عز و جل نافرمانى كند، ولى مردم از او اطاعت كنند؛ و زنى كه شوهرش از او نگه دارى كند، ولى زن به او خيانت نمايد؛ فقرى كه صاحبش درمانى برايش نمى يابد؛ و همسايه بدى كه در خانه هميشگى انسان است. اى على! عبد المطّلب، پنج سنّت در زمان جاهليت گذاشت كه خداوند، آنها را در اسلام نيز جارى ساخت: زنْ بابا را بر پسر حرام كرد، و خداوند نيز درباره آن، چنين نازل فرمود: «و با زنانى كه پدرانتان به ازدواج خود در آورده اند، ازدواج نكنيد» . و گنجى را يافت و خمس آن را جدا كرد و انفاق نمود. خداوند عز و جل نيز چنين فرو فرستاد: «و بدانيد كه هر چيزى را غنيمت گرفتيد، يكْ پنجمِ آن، براى خدا و پيامبر است» . و در [ديه] قتل، يكصد شتر را سنّت كرد و خداوند هم آن را در اسلام پذيرفت. نيز طواف در ميان قريش، تعداد مشخّصى نداشت و عبد المطّلب، هفت شوط را سنّت قرار داد و خداوند عز و جل هم آن را در اسلام پذيرفت. اى على! عبد المطّلب با اَزلام، قرعه نمى انداخت و بت ها را نمى پرستيد و گوشت قربانى هايى را كه براى بت ها ذبح شده بود، نمى خورد و مى گفت: من، به دين پدرم ابراهيم هستم. اى على! شگفت ترينِ انسان ها در ايمان، و بزرگ ترينِ آنها در برخوردارى از يقين، مردمانى هستند در آخِرْ زمان، كه با اين كه پيامبر و حجّت بر آنها پوشيده مانده، به نوشته اى بر روى سفيدى [ـِ كاغذ]، ايمان مى آورند. اى على! سه چيز، دل را سخت مى كنند: گوش دادن به لهو، در پىِ شكار بودن، و به درِ خانه سلطان رفتن. اى على! بر [روى] پوست حيوانى كه شيرش خوردنى نيست، نماز نخوان و گوشتش را هم نخور، و در ذاتُ الجَيش . برخى آن را منطقه اى در عقيق دانسته اند و برخى هم گفته اند كه وادى اى است در نزديكى مدينه، ميان ذو الحُلَيفه و بَرثان، و يكى از منزلگاه هايى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى رفتن به بدر، در آن جا فرود آمد و يكى از ميانْ راه هاى بازگشت ايشان از جنگ بنى مُصطَلَق بوده است. و ذاتُ الصَّلاصل . ذاتُ الصلاصِل: صحيح آن، «ذات السَّلاسِل» است كه نام منطقه اى است در شام و پيامبر خدا، در سال هشتم هجرت، سپاهى را به فرماندهى عمرو بن عاص، به آن جا فرستاد. و ضَجَنان، . ابو منصور گفته است: كوهى در منطقه تهامه است كه به آن ضَجَنان مى گويند و نمى دانم اين اسم، از چه چيزى گرفته شده است. اين كلمه با فتحه ضاد و جيم، تلفّظ مى شود و ابن دُرَيد، آن را با سكون جيم خوانده است. گفته شده كه ضجنان، تپّه اى بوده در بَريد مكّه، در ناحيه غميم و در پايينش مسجدى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن، نماز گزارد و در المغازى از آن، ياد شده است. واقدى گفته است: ميان ضجنان و مكّه، بيست و پنج ميل فاصله است و از آنِ قبايل اسلم و هذيل و غاضره است. نماز نخوان. اى على! از تخمى كه دو طرفش متفاوت است و از ماهى پولك دار و پرنده بالْ زن بخور؛ ولى پرنده ثابتْ بال را رها كن، و پرندگان دريايىِ داراى سنگدان و سيخچه را نيز بخور. اى على! خوردن هر نيش دار درنده و چنگال دار پرنده، حرام است. اى على! خوردن خرما و خرماى انباشته . منظور، خرمايى است كه آن را به صورت فشرده ذخيره مى كنند تا فاسد نشود و در فصلى كه خرماى تازه در بازار نيست، از آن استفاده كنند. را قطع نكن. اى على! حدّ زناكار، دست و پا بُريدن نيست. تعريض، حد ندارد و حد شفاعت بردار نيست. سوگند، براى قطع رحِم، منعقد نمى شود و سوگند فرزند بر خلاف خواستِ پدر و نيز سوگند زن بر خلاف خواستِ شوهر و سوگند برده با وجود نظر مولا، بى اثر است. روزه روز تا پايان شب و نيز روزه وصال، . روزه اى كه دو روز و يا بيشتر، به اضافه شب هاى آنها، به طول انجامد و هم وصل شوند. مشروع نيست. بازگشت به دوران جاهليت پس از قبول اسلام، پذيرفته نيست. اى على! پدر براى قتل فرزند، قصاص نمى شود. اى على! خواب عالِم، بهتر از پرستش عابد است. اى على! دو ركعت نماز عالم، بهتر از هزار ركعت نمازى است كه عابد مى خواند. اى على! زن بدون اجازه شوهر، و برده بدون اجازه مولا، و ميهمان بدون اجازه ميزبان، حق ندارند روزه مستحبّى بگيرند. اى على! روزه گرفتن در دو عيد فطر و قربان، روزه وصال، روزه سكوت، روزه نذر گناه، و روزه دهر، . روزه سراسر سال كه شامل ايّام حرام هم مى شود. حرام اند. اى على! زِنا، شش ويژگى دارد كه سه ويژگى مربوط به دنيا و سه ديگر مربوط به آخرت است. ويژگى هاى دنيوى زنا، اين است كه: انسان را بى ارزش مى كند، نابودى را شتاب مى دهد، و روزى را مى بُرد. ويژگى اُخروى آن، بدىِ حسابرسى، خشم خدا، و ماندگارى در آتش است. اى على! رِبا، هفتاد جزء دارد كه ساده ترينِ آنها، مثل هم بستر شدن با مادر در خانه خداست. اى على! يك درهم رِبا در پيشگاه خدا، از هفتاد زِنا كه همه آنها با محرم و در خانه خدا انجام شود، بدتر است. اى على! هر كس به اندازه يك قيراط . يكْ شانزدهمِ دِرهَم. از پرداخت زكات، خوددارى كند، مؤمن و مسلمان نيست و احترامى ندارد. اى على! ترك كننده زكات، در قيامت، درخواست بازگشت به دنيا مى كند. اين، همان گفته خداوند عز و جل است كه: «تا زمانى كه مرگِ يكى از آنان، فرا رسيد، مى گويد: پروردگارا! مرا برگردان» . اى على! مستطيعى كه حج را ترك كند، كافر است. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرموده است: «و براى خدا حجّ آن خانه، بر عهده مردم است؛ البته بر كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد و هر كس كفر ورزد، يقيناً خداوند، از جهانيانْ بى نياز است» . اى على! هر كس براى رفتن به حج، امروز و فردا كند تا مرگش فرا رسد، خداوند او را در رستاخيز، يهودى و يا مسيحى محشور مى كند. اى على! صدقه، قضاى قطعىِ حتمى را باز مى گردانَد. اى على! صله رَحِم، عمر را افزايش مى دهد. اى على! غذا را با نمك شروع كن و با آن به پايان ببر؛ چرا كه نمك، شفاى هفتاد و دو درد است. اى على! اگر به مقامِ محمود گام بنهم، درباره پدر، مادر، عمو و برادرم كه در دوران جاهلى بوده اند، شفاعت مى كنم. اى على! من فرزند دو ذبيح هستم. من اجابت شده دعاى پدرم ابراهيم عليه السلام هستم. اى على! برترين خِرد، آن است كه با آن، بهشت به دست آيد و خشنودى [خداى]مهربان، تحصيل شود. اى على! نخستين آفريده خداوند عز و جل عقل بود. پس به او فرمود: رويت را به اين سو كن! و او هم رو كرد. سپس فرمود: پشت كن! و او هم پشت كرد. آن گاه خداوند فرمود: به عزّت و جلالم سوگند، هيچ آفريده اى را نيافريده ام كه نزد من، دوست داشتنى تر از تو باشد. با تو، مؤاخذه مى كنم و با تو، مى بخشم و با تو، ثواب مى دهم و با تو، كيفر مى كنم. اى على! در حالى كه خويشاوند نيازمندى وجود دارد، صدقه به ديگران نمى رسد. اى على! يك درهم هزينه كردن براى خضاب، بهتر از هزار درهم انفاق در راه خداى متعال است. خضاب كردن، چهارده خاصيت دارد: بوى بد را از گوش ها مى برَد، چشم را روشنى مى بخشد، بينى را نرم مى كند، بو را خوش مى كند، لثه را استحكام مى بخشد، بوى زير بغل را زايل مى كند، وسوسه شيطان را مى بَرَد، فرشتگان با آنْ خوش حال مى شوند، مؤمن با آنْ شاد مى گردد و كافر با آنْ اندوهگين مى شود. خضاب، زيور و گوارايى است و نكير و منكر، از آن حيا مى كنند و براى خضاب كننده در گور، برائتى است. اى على! گفتار، جز با كردار و اظهار نظر، جز با خُبرويّت، دارايى، جز با جود و بخشش و راستى، جز با وفادارى و پاك دامنى، جز با پارسايى و صدقه، جز با انگيزه و زندگى، جز با تن درستى و وطن، جز با امنيت و شادى، خيرى ندارند. اى على! خداوند از گوسفند، هفت چيز را حرام كرده است: خون، آلت تناسلى، مثانه، نخاع، غدّه ها، طحال، و زَهْره. اى على! در چهار معامله، چانه نزن: خريد قربانى، كفن، حيوان، و كرايه مكه. اى على! آيا به تو بگويم كه شبيه ترين افراد به من، چه كسانى اند؟». گفت: آرى، اى پيامبر خدا! فرمود: «خوش اخلاق ترين شما، بردبارترينِ شما، نيكوكارترينِ شما به خويشان، و باانصاف ترينِ شماست». [سپس فرمود:] «اى على! امّت من، هر گاه سوار كشتى شوند و اين دعا را بخوانند، از غرق شدن، در امان اند: به نام خداوند بخشنده مهربان «و خدا را چنان كه بايد، نشناخته اند، حال آن كه در روز قيامت، زمين، يكسره در دست اوست و آسمان ها در پيچيده به دست اوست. او منزّه و برتر است از آنچه با وى، شريك مى گردانند» . به نام خداست روان شدنش و لنگر انداختنش. «بى گمان، پروردگار من، آمرزنده مهربان است» . اى على! براى امّت من، مايه در امان ماندن از دزدى، خواندن اين آيه تا آخر سوره است: «بگو: خدا را بخوانيد و يا رحمان را بخوانيد. هر كدام را بخوانيد، براى او نام هاى نيكوست» . اى على! براى امّت من، مايه در امان ماندن از هلاكت [، خواندن اين آيه]است: «همانا خدا، آسمان ها و زمين را نگاه مى دارد تا نيفتند، و اگر بيفتند، بعد از او هيچ كس، آنها را نگاه نمى دارد. اوست بردبارِ آمرزنده» . اى على! ذكر «هيچ نيرو وتوانى جز به خدا نيست و پناهگاه و نجات بخشى از خداوند، جز خود او نيست»، امانى است براى امّتم از اندوه. اى على! براى امّت من، [خواندن اين آيه] مايه در امان ماندن از آتش سوزى است: «بى ترديد، سَروَر من، آن خدايى است كه قرآن را فرو فرستاده، و همو دوستدارِ شايستگان است» ، «و خدا را آن چنان كه بايد، به بزرگى نشناخته اند» تا آخر آيه. اى على! هر كس كه از درندگان مى هراسد، اين [آيه] را بخواند: «فرستاده اى از خود شما برايتان آمد» تا آخر سوره. اى على! هر كس حيوان سوارى اش چموشى مى كند، در گوش راستش اين آيه را بخواند: «هر كس در آسمان ها و زمين است، خواسته و يا ناخواسته، سر به فرمان اوست، و به سوى او باز گردانده مى شويد» . اى على! هر كس از جادوگر و يا ديوى، هراس دارد، اين آيه را بخواند: «يقيناً پروردگار شما، هموست كه آسمان ها و زمين را آفريد» . اى على! هر كس شكمش زردابه دارد، «آية الكرسى» را بر آن بنويسد و آن را بنوشد، به فرمان خداوند متعال، از آن بيمارى رها مى شود. اى على! حقّ فرزند بر پدر، اين است كه براى او نام نيكو انتخاب كند و ادبش نمايد و در جايگاه مناسب قرارش دهد. حقّ پدر بر فرزند، اين است كه او را با نام، صدا نزند و جلوتر از او راه نرود و در برابرش ننشيند و با او به حمّام نرود. اى على! سه چيز از وسواس است: گِل خوردن، ناخن به دندان گرفتن، و ريش جويدن. اى على! خداوند، پدر و مادرى را كه باعث نافرمانىِ فرزندشان مى شوند، از رحمتش دور مى كند. اى على! بر پدر و مادر در حقّ فرزند، همانى لازم است كه در حقّ پدر و مادر، از نافرمانى شان بر فرزند، لازم است. اى على! خداوند رحمت كند پدر و مادرى را كه فرزندشان را بر نيكى به خود بگمارند! اى على! هر كس پدر و مادر خود را اندوهگين سازد، از آنها نافرمانى كرده است. اى على! هر كس كه نزد او از برادر مسلمانش غيبت شود و او بتواند او را يارى دهد و نكند، خداوند، او را در دنيا و آخرت، بى كس رها مى كند. اى على! هر كس يتيمى را از دارايىِ خود برخوردار كند تا بى نيازش سازد، بهشت بر او واجب مى شود. اى على! هر كس دستش را بر سر يتيمى از سرِ ترحّم بكشد، خداوند عز و جل به اندازه هر مويى، برايش در روز رستاخيز، نورى مى بخشد. اى على! هر كس صلوات فرستادن بر من را فراموش كند، راه بهشت را گم مى كند. اى على! از [شتاب در نماز، همانند] نوك زدن كلاغ و پهن شدن در زمين [در سجده]، همانند شير، خوددارى كن. اى على! اگر دستم را تا آرنج در دهان اژدها كنم، برايم دوست داشتنى تر است تا اين كه از نوكيسه درخواست كنم. اى على! متجاوزترينِ مردم در پيشگاه خدا، كُشنده اى است كه جز كُشنده را بكُشد، و زننده اى كه به جز زننده را كتك بزند. هر كس خود را به غيرِ تبار خويش نسبت دهد، به آنچه خداوند عز و جل، فرو فرستاده، كافر است. اى على! انگشتر را به دست راست كن؛ چرا كه چنين عملى، ارزشى از سوى خداوند عز و جل براى مقرّبان درگاه خداست». على عليه السلام گفت: چه انگشترى به دست كنم، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «به عقيق سرخ كه نخستين كوهى است كه به يگانگى خداوند عز و جل و نبوّت من و وصايت تو و امامت فرزندانت و بودن بهشت براى پيروانت و به بودن عذاب براى دشمنانت، اعتراف كرده است». [سپس فرمود:] «اى على! خداوند متعال، از بالا بر دنيا نگريست و مرا بر تمامى مردان عالم، برگزيد. آن گاه، بار ديگر نگريست و تو را بر مردان عالم، برگزيد. بار سوم نگريست و امامانِ از نسل تو را بر مردان عالم، برگزيد. بار چهارم، فاطمه عليهاالسلام را بر زنان، عالم، برگزيد. اى على! من، نام تو را چهار جا با نام خودم كنار هم ديدم و با نگاه به آن، با آن مأنوس شدم: هنگامى كه در معراجم به بيت المقدّس رسيدم، بر صخره آن ديدم: معبودى جز خداى يگانه نيست. محمّد، فرستاده خداست. او را با دستْ يارش تأييد كردم و يارى دادم. به جبرئيل عليه السلام گفتم: دستْ يار من كيست؟ پاسخ داد: على بن ابى طالب. هنگامى كه به سِدرة المنتهى رسيدم، ديدم بر آن نوشته شده بود: من خدايم. معبودى جز من نيست. من يگانه ام. محمّد، برگزيده من است. او را با دستْ يارش يارى كردم. به جبرئيل عليه السلام گفتم: دستْ يارِ من كيست؟ گفت: على بن ابى طالب. وقتى از سِدرة المنتهى عبور كردم و به عرش پروردگار عالميان رسيدم، ديدم بر پايه هايش نوشته شده بود: من خدايم. معبودى جز من نيست. يكتايم. محمّد، حبيب من است و او را با دستْ يارش كمك و يارى كردم. اى على! خداى متعال درباره تو به من، هفت ويژگى داد: تو نخستين كسى هستى كه با من، قبر برايش شكافته مى شود؛ و تو اوّلين كسى هستى كه با من بر صراط مى ايستد؛ و تو نخستين كسى هستى كه وقتى من پوشانده شدم، پوشانده مى شوى؛ و وقتى من تحيّت گفته شوم، تحيّت گفته مى شوى؛ و نخستين كسى هستى كه با من در مقام والا، منزل مى گيرى؛ و نخستين كسى هستى كه با من، از باده سر به مُهر ـ كه مُهرش مُشك است ـ، مى نوشى.
تحف العقول - از سفارش پيامبر خدا به امير مؤمنان ـ:اى على! از يقين، اين است كه كسى را با خشم خدا، خشنود نسازى و با آنچه خدا به تو داده، كسى را نستايى و به جهت آنچه خدا به تو نداده، كسى را سرزنش نكنى؛ چرا كه روزى، آزِ هيچ آزمندى را فرو نمى نشانَد و ناخشنودىِ ناخشنود را برنمى گردانَد. خداوند، به حكمت و تفضّل خود، آرامش و شادى را در يقين و رضايت، قرار داده و غم و اندوه را در دوْدلى و نارضايتى. اى على! هيچ ندارى اى از نادانى بدتر نيست و هيچ دارايى اى، سودمندتر از خِرد نيست و هيچ تنهايى اى، هراسناك تر از خودْ شيفتگى نيست و هيچ پشتيبانى، بهتر از رايزنى نيست و هيچ خِردى، همانند تدبير نيست و هيچ حَسَبى، همانند خوشْ اخلاقى نيست و هيچ عبادتى، همانند انديشيدن نيست. اى على! آفت حديث، دروغگويى است و آفت دانش، فراموشى است و آفت عبادت، سستى است و آفت بخشش، منّت است و آفت شجاعت، تجاوز است و آفت زيبايى، غرور است و آفت حَسَب، به خود باليدن است. اى على! همواره راستگو باش و هرگز از دهانت، دروغ بيرون نيايد و هرگز به خود جرئت خيانت كردن نده. از خدا چنان بيمناك باش كه گويى او را مى بينى. دارايى و جانت را در راه دينت ببخش و همواره اخلاق خوب داشته باش و با خوبى هاى اخلاقى در آميز و از بدى هاى اخلاقى، كناره بگير. اى على! سه چيز از خوبى هاى اخلاقى است: پيوند بزنى با كسى كه از تو بُريده، و ببخشى به كسى كه تو را محروم كرده، و گذشت كنى از كسى كه به تو ستم كرده است. اى على! سه چيز، رهايى بخش است: زبانت را نگه دارى، بر خطايت بگِريى، و خانه ات را توسعه دهى. اى على! سروَر كارها، سه چيز است: انصاف داشتن با مردم، مساوات با برادر دينى در راه خدا، و همواره به ياد خدا بودن. اى على! سه چيز، از لباس رويين خدايى انسان است: مردى كه براى خدا به ديدار برادر مؤمنش برود كه او مورد زيارت خداست و بر خداست كه او را احترام كند و هر چه را كه مى خواهد، به او بدهد؛ مردى كه پى در پى نماز بگزارد كه چنين كسى ميهمان خداست و بر خداست كه ميهمانش را احترام كند؛ و حج گزار و عمره گزار كه وارد بر خدايند و بر خداوند است كه واردانش را احترام كند. اى على! سه چيز است كه در دنيا و آخرت، پاداش دارد: حج [كه] نادارى را برطرف مى كند، و صدقه [كه] بلا را دفع مى كند، و صِله رحِم [كه] عمر را افزايش مى دهد. اى على! سه چيز است كه هر كس نداشته باشد، كارى از او ساخته نيست: پارسايى اى كه مانع نافرمانى خداوند عز و جل مى شود، و دانشى كه با آنْ نادانىِ سفيه برطرف مى گردد؛ و خِردى كه با آن با مردم، مدارا شود. اى على! سه كس در قيامت، زير سايه عرش خداوند هستند: مردى كه به خاطر خدا براى برادرش همانى را دوست داشته باشد كه براى خودش دوست دارد؛ و مردى كه هر اتّفاقى كه برايش پيش مى آيد، نه آن را جلو مى اندازد و نه عقب، مگر اين كه مى داند كه در آن خشنودى يا خشم خدا هست؛ و مردى كه از برادرش عيبى نمى گيرد، مگر اين كه آن عيب را در خود، اصلاح مى كند. چنين كسى، هر گاه عيبى را از خود برطرف كند، عيب ديگرى را در خود مى يابد و همين براى انسان بس كه همواره، مشغول خود باشد. اى على! سه چيز، كليد نيكى است: سخاوت، خوش سخنى، و شكيبايى بر آزار. اى على! در تورات، چهار چيز، با چهار چيز آمده است: هر كس آزمند بر دنيا باشد، از خدا خشمگين است؛ و هر كس از ناگوارى اى كه برايش پيش مى آيد شكوه كند، [در واقع] از خدا شِكوه مى كند؛ و هر كس پيش ثروتمندى برود و در برابر او كُرنِش كند دوْ سومِ دينش از ميان رفته است، و هر كس از اين امّت وارد آتش شود، از كسانى است كه آيات خدا را ريشخند كرده و به بازى گرفته است. چهار چيز، با چهار چيز است: هر كس به فرمان روايى رسد، استبداد مى ورزد؛ و هر كس رايزنى نكند، پشيمان مى شود؛ از همان دست كه مى دهى، از همان دست مى گيرى؛ و نادارى، مرگِ بزرگى است». پرسيده شد: [منظور از] نادارى، نداشتن درهم و دينار است؟ فرمود: [منظور] نادارى در دين است». [سپس فرمود:] «اى على! همه چشم ها در روز قيامت گريان اند، جز سه چشم: چشمى كه در راه خدا بيدار بماند، چشمى كه بر حرام هاى خدا بسته شود، و چشمى كه از ترس خدا گريان باشد». اى على! خوشا به چهره اى كه خدا به آن توجّه كند؛ براى گناهى كه مرتكب شده، مى گِريد و اَحَدى جز خدا بر آن، آگاه نمى شود! اى على! سه چيز، نابود كننده و سه چيز، عامل رهايى است: نابود كننده ها عبارت اند از: هوس، بخلِ پيروى شده، و خودشيفتگىِ مرد به خود. سه عامل رهايى، عبارت اند از: دادگرى در خشم و خوشى؛ ميانه روى در نادارى و دارايى؛ و بيم از خدا در نهان و آشكار، به گونه اى كه گويى خدا را مى بينى و اگر تو او را نمى بينى، او تو را مى بيند. اى على! در سه جا دروغ، پسنديده است: . شايان ذكر است كه دروغ، حرام است و دروغ گفتن، همانند ساير حرام ها گناه است و ميان آن و ديگر حرام ها تفاوتى وجود ندارد؛ امّا زمانى كه دو كار مهم و مهم تر وجود دارد كه بايد يكى انتخاب شود، مهم تر مقدّم است؛ زيرا عقل حكم مى كند كه در تزاحم ميان دو حرام، كه يكى از آن دو جرم كم ترى دارد و بايد يكى را انتخاب كرد، لازم است آنچه جرم كمترى دارد، انتخاب شود؛ مانند جايى كه كسى در حال غرق شدن است و براى نجات وى بايد حرامى مرتكب شد و ميان نجاتِ غريق و انجام واجب ديگر، بايد يكى را انتخاب كرد، نجات غريق، مقدّم است؛ چرا كه مهم تر است. ادلّه چهارگانه كتاب، سنّت، اجماع و عقل هم بر همين دلالت مى كنند. اين حديث و حديث بعدى از اين گونه مسائل هستند. مكر در جنگ، وعده دادن تو به همسرت، و سازش برقرار كردن در ميان مردم. اى على! در سه چيز، راستگويى ناپسند است: سخن چينى، دادنِ خبر ناراحت كننده به كسى درباره خانواده او، و دروغ دانستن خير و يا خبر كسى. اى على! چهار چيز، هدر مى رود: خوردن پس از سيرى، چراغ روشن كردن در مهتاب، كِشت در شوره زار، و كار خوب در پيش نا اهل. اى على! چهار كار، زودْ عقوبت است: مردى كه به او احسان كنى و او در برابر، به تو بدى كند؛ و مردى كه تو به او ستم نكرده باشى و او به تو ستم كند؛ و مردى كه در كارى با او پيمان ببندى و وفادار باشى و او فريبكارى كند؛ و مردى كه خويشانش با او صِله رحِم كنند، ولى او قطع رحِم كند. اى على! هر كس، چهار چيز را داشته باشد، اسلامش كامل مى گردد: راستى، سپاس گزارى، آزرم، و خوش اخلاقى. اى على! كم حاجت خواستن از مردم، خود، بى نيازى فعلى است، و بسيار حاجت خواهى از مردم، مايه ذلّت است و نادارى فعلى. اى على! مؤمن، سه نشانه دارد: روزه گرفتن، نماز خواندن، و زكات دادن. مرد مُتظاهر، سه نشانه دارد: در حضور، چاپلوسى مى كند؛ و پشتِ سر، غيبت مى كند؛ و براى مصيبت، شماتت مى كند. ستمگر هم سه خصوصيت دارد: بر پايين تر از خود، زور مى گويد؛ و از بالاتر از خود، نافرمانى مى كند؛ و از ستم، پشتيبانى مى كند. رياكار نيز سه نشانه دارد: در پيش مردم، بانشاط است؛ و در تنهايى، بى حال است؛ و در تمامى كارها دوست دارد كه [از او] تعريف شود. منافق هم سه نشانه دارد: اگر خبر رسانى كند، دروغ مى گويد؛ و اگر به او اعتماد شود، خيانت مى ورزد؛ و اگر وعده دهد، تخلّف مى نمايد. انسان بى حال، سه نشانه دارد: چنان كوتاهى مى كند كه به تفريط كشيده مى شود، و چنان تفريط مى كند كه ضايع مى كند، و چنان ضايع مى كند كه گناهكار مى شود. انسان خردمند، سزاوار نيست كه در پىِ كارى باشد، جز در سه چيز: در پىِ اصلاح معاش بودن، گام برداشتن در راه معاد، و كامجويى از حلال. اى على! هر گاه هلال ماه . هلال، شب اوّل و يا شب اوّل تا سوم يا هفتم ماه است. شيخ بهايى گفته است: وقت تلاوت دعاى هلال، تا زمانى است كه هلال، صادق است و بهتر اين است كه از شب اوّل تأخير نيفتد تا به قدر متيقّن ـ كه در لغت و عرف، مورد اتّفاق است ـ. اگر ممكن نشد، ديرتر از شب دوم نباشد؛ زيرا بيشتر لغت شناسان، آن را تا شب دوم مى دانند. امّا اگر موفق نشدى، تا شبِ سوم بخوان؛ چرا كه بسيارى از لغت شناسان، شب سوم را آخرين شب هلال مى دانند. را ديدى، سه بار «تكبير» بگو و بگو: ستايش، خدايى راست كه مرا و تو را آفريد و برايت، منزلگاه هايى قرار داد و تو را نشانه اى براى همه جهانيان، قرار داد. اى على! هر گاه در آينه نگاه كردى، سه بار تكبير بگو و بگو: خداوندا! همان گونه كه آفرينشم را خوب كردى، اخلاقم را هم خوب كن. اى على! هر گاه چيزى تو را به هراس انداخت، بگو: خداوندا! به حقّ محمّد و خاندان محمّد، آن را برايم پيش نياور، مگر اين كه گشايش از آن را نيز برايم حاصل كنى». گفتم: اى پيامبر خدا! منظور از «كلمات» در آيه «پس آدم از پرودگارش كلماتى را دريافت كرد» چيست؟ فرمود: «اى على! خداوند، آدم عليه السلام را در هند فرود آورد و حوّا را در جدّه، و مار را در اصفهان، و ابليس را در مَيْسان. . مَيسان، منطقه اى در ميان واسط و بصره است و منسوب به آن جا «ميسانى» است. شايد ذكر اين مناطق، كنايه از دورى مسافت باشد. در بهشت، چيزى زيباتر از مار و طاووس نبود و مار، چهار تا پا همانند پاهاى شتر داشت. ابليس، داخل شكم مار شد و آدم را فريب داد و نيرنگ زد، و خداوند بر مار، خشم گرفت و پاهايش را جدا كرد و فرمود: روزى ات را خاك قرار دادم و به گونه اى قرارت دادم كه بر روى شكم، راه بروى. كسى كه به تو رحم كند، مورد رحم خدا قرار نگيرد. و بر طاووس خشم گرفت، به اين جهت كه طاووس، ابليس را به درخت معهود، راه نمايى كرد. پس صدا و پاهايش را از او گرفت. آدم عليه السلام به مدّت يكصد سال در هند ماند و سرش را به سوى آسمان بلند نمى كرد و دستش را بر سرش گذاشته بود و بر گناهش مى گريست. خداوند، جبرئيل عليه السلام را به سوى او فرستاد و به او گفت: اى آدم! پروردگار عز و جل سلام مى رساند و مى گويد: اى آدم! آيا من، تو را با دستانم نيافريدم؟ آيا در تو از روحم ندميدم؟ آيا فرشتگانم را برايت به سجده وا نداشتم؟ آيا كنيزم حوّا را همسرت قرار ندادم؟ آيا در بهشتم ساكنت نكردم؟ گريه ات براى چيست؟ با اين كلمات، حرف بزن كه خداوند، توبه ات را پذيراست. بگو: پاكى تو! هيچ معبودى جز تو نيست. بد كردم و به خودم، ستم روا داشتم. پس بر من باز گرد، كه تو بازگشت كننده مهربانى. اى على! اگر مارى را در بار و بنه ات ديدى، آن را نكُش تا سه بار كه خارج شوى و او را ببينى. اگر بار چهارم ديدى، آن را بكُش كه كافر است. اى على! اگر مارى را در راهى ديدى، آن را بكُش؛ زيرا من با جنّيان شرط كرده ام كه به شكل مار در نيايند. اى على! چهار خصلت از بدبختى است: خشكىِ چشم، سختىِ دل، دورى آرزو، و دنيادوستى. اى على! هر گاه كسى رو در رو، تو را ستود، بگو: خداوندا! مرا بهتر از آنچه گمان مى برند، قرار ده و آنچه را از من نمى دانند، بيامرز و مرا با آنچه آنان مى گويند، مؤاخذه نكن». اى على! هر گاه آميزش كردى، بگو: خداوندا! شيطان را از ما دور كن، شيطان را دور كن، شيطان را دور كن از آنچه روزى من كردى!. اگر قضا چنين باشد كه از زن و شوهرى، فرزندى به وجود آيد، براى هميشه از شيطان، در امان خواهد بود. اى على! غذايت را با نمك شروع كن . ر. ك: ص 125 (چكيده آداب «خوردن» از نگاه احاديث). و با نمك به پايان ببر؛ چرا كه نمك، شفاى هفتاد درد است كه كمترينِ آنها ديوانگى و جذام و پيسى است. اى على! با روغن، بدنت را چرب كن، كه هر كس روغن مالى كند، شيطان تا چهل شب به او نزديك نمى شود. . اين كار يا براى پاكيزگى است و يا خواصّ طبيعى دارد و يا چيزهايى كه ما نمى دانيم و دانش آن در نزد خداست. اى على! در شب هاى نيمه ماه و اوّل ماه، با همسرت در نياميز. مگر نديده اى كه ديوانگىِ ديوانه، در اوّل و نيمه ماه بيشتر مى شود؟! . از آن جايى كه كره ماه در كره زمين، تأثير طبيعى دارد و موجب پيدايش اثراتى در موادّ زمين مى شود، احتمال دارد كه در مزاج انسان هم تأثير كند، به گونه اى كه آثار آن در فرزندان و نسل هاى بعدى نيز آشكار گردد. اى على! هر گاه برايت دختر و يا پسرى به دنيا آمد، در گوش راستش، اذان و در گوش چپش، اقامه بگو، كه براى هميشه از شرّ شيطان، در امان است. . اين كار، در سنّت نبوى وارد شده و بر آن، تأكيده شده است، همان گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله با امام حسن و امام حسين عليه السلام هم چنين كرد. اى على! آيا تو را از بدترينِ مردم، آگاه نكنم؟». گفتم: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «بدترينِ مردم، كسى است كه از گناه كسى گذشت نكند و لغزشِ كسى را فرو نگذارد. آيا بدتر از اين را برايت نگويم؟» گفتم: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «هر كس كه از شرّش، امانى نيست و به خيرش، اميدى نيست». [سپس فرمود:] «اى على! از حمّام رفتن بدون لُنگ، پروا كن، كه هر كس بدون لُنگ وارد حمّام شود، هم نگاه كننده و هم نگاه شونده، از رحمت خدا به دورند. اى على! در انگشت هاى اشاره و وسطى، انگشتر نكن، كه قوم لوط چنين مى كردند . نهى پيامبر صلى الله عليه و آله از انگشتر به انگشت اشاره و وسطى كردن، براى تشبّه به كفّار بوده و تا زمانى كه عنوان تشبّه صادق باشد، حكم حرمت هم هست. هر عملى كه چنين باشد و بر آن، عنوان تشبّه صدق كند، حرام است و هر گاه آن عنوان، صادق نبود، حرمتْ برداشته مى شود. همان طور كه على عليه السلام از پيامبر نقل كرده است كه ايشان فرمود: «پيرى را با خضاب، دگرگون كنيد و شبيه يهود نباشيد». و افزوده كه: «پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى چنين گفت كه مسلمانان، اندك بودند، امّا اكنون كه ميدان دين، گسترده و پايه هاى آن، استوار شده، هر مردى مختار است كه هر گونه باشد». و انگشت كوچكت را بدون انگشتر مگذار. اى على! خداوند، از بنده اى كه چنين بگويد، خوش حال مى شود: پروردگارا! مرا بيامرز كه جز تو، كسى گناهان را نمى آمرزد. خداوند مى گويد: فرشتگانم! اين بنده من، مى داند كه جز من، كسى بخشاينده گناهان نيست. گواه باشيد كه من، او را آمرزيدم. اى على! از دروغْ دورى كن، چه اين كه دروغ، انسان را روسياه مى كند. سپس در پيشگاه خدا نوشته مى شود: دروغگو. و راستگويى، انسان را روسفيد مى كند و در پيشگاه خدا نوشته مى شود: راستگو و بدان كه راستى، فرخنده است و دروغ، شوم. اى على! از غيبت و سخن چينى دورى كن؛ چرا كه غيبت به مثابه باطل كننده روزه است و سخن چينى، موجب عذاب قبر است. اى على! بدون ضرورت، سوگند دروغ و حتّى راست به خدا نخور، و خدا را در معرض سوگندت قرار نده؛ چرا كه خداوند، به كسى كه به نام او، به دروغ سوگند ياد كند، نه رحم مى كند و نه توجّه. اى على! غمِ روزى فردا را نخور، كه روزى هر فردايى، خود مى آيد. اى على! از لجبازى دورى كن، كه آغازش نادانى و پايانش پشيمانى است. اى على! همواره مسواك بزن، كه مسواك، پاك كننده دهان و مايه خشنودى پروردگار و مايه روشنى چشم است. و خلال كردن، تو را محبوبِ فرشتگان مى كند و فرشتگان، از بوى دهان كسى كه پس غذا خلال نمى كنند، اذيّت مى شوند. اى على! خشم نگير و هر گاه خشمگين شدى، بنشين و در توانايى پروردگار بر بندگان و بردبارى اش با آنان، بينديش. و هر گاه به تو گفته شد: از خدا پروا كن، خشمت را فرو ببَر و بردبارى كن. اى على! آنچه براى خودت هزينه مى كنى، آن را به حساب خدا بگذار، كه در پيشگاه خدا، آن را ذخيره شده، خواهى يافت. اى على! با خانواده و همسايگان و اهل معاشرت با تو و همنشينانت، خوش اخلاقى كن، كه در پيشگاه خدا در درجات عالى نوشته مى شوى. اى على! آنچه براى خودت نمى پسندى، براى ديگران هم نپسند و آنچه براى خودت دوست دارى، براى برادرت هم دوست داشته باش، تا در داورى ات، دادگر باشى و در عدالتت، قسط را رعايت كنى و محبوبِ اهل آسمان شوى و محبوب دل اهل زمين گردى. سفارش مرا حفظ كن. إن شاء اللّه تعالى!».