حلال بودن غذا
6 حدیث
رسول اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن أكَلَ الحَلالَ، قامَ عَلى رَأسِهِ مَلَكٌ يَستَغفِرُ لَهُ حَتّى يَفرُغَ مِن أكلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه غذاى حلال بخورَد، فرشته اى بالاى سرش مى ايستد و تا آن گاه كه از خوردنْ فراغت يابد، براى او طلب آمرزش مى كند.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 320 ح 1028، بحار الأنوار: ج 66 ص 314 ح 6.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن أكَلَ الحَلالَ أربَعينَ يَوما، نَوَّرَ اللّهُ قَلبَهُ وأجرى يَنابيعَ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس چهل روز، [غذاى] حلال بخورَد، خداوند دلش را نورانى مى گرداند و چشمه هاى حكمت را از دل او بر زبانش جارى مى سازد.
۱.المغني عن حمل الأسفار: ج 1 ص 435 ح 1652؛ عدّة الداعي: ص 140 وليس فيه ذيله، بحار الأنوار: ج 103 ص 16 ح 71.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه غذاى پاك بخورَد و طبق سنّت عمل كند و مردم از شرّ او در امان باشند، به بهشت مى رود.
عنه صلى الله عليه و آله:اُمِرَتِ الرُّسُلُ ألّا تَأكُلَ إلّا طَيِّبا، ولا تَعمَلَ إلّا صالِحا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پيامبران مأمور بودند كه جز حلال نخورند و جز كار نيك نكنند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 140 ح 7159 عن اُمّ عبداللّه اُخت شدّاد بن أوس.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن، مانند زنبور عسل ۳ است؛ جز پاك و پاكيزه نمى خورد و جز پاك توليد نمى كند.
۱.المشهور في الرواية بالخاء المعجمة، وهي واحدة النخيل، وروي بالحاء المهملة؛ يريد نَحلة العسل. ووجه المشابهة بينهما: حِذق النحل وفطنته، وقلّة أذاه وحقارته ومنفعته، وقنوعه، وسعيه في الليل، وتنزّهه عن الأقذار، وطيب أكله، وأنّه لا يأكل من كسب غيره، ونُحوله وطاعته لأميره. (النهاية: ج 5 ص 29 «نحل»).
۲.شُعب الإيمان: ج 5 ص 58 ح 5765 عن عبداللّه بن عمرو بن العاص.
۳.. اين كلمه در اصل عربى حديث در مصدر ما با «حاء» [يعنى «نحلة» (زنبور عسل)] آمده است، گرچه ابن اثير در النهاية مى گويد: مشهور در روايت، با «خاء» [يعنى «نخله» (درخت خرما)] است كه واحد «نخيل» است، و با «حاء» نيز [به صورت «نحله»] روايت شده كه به معناى زنبور عسل است. وجه مشابهت ميان مؤمن و زنبور عسل، عبارت است از: هوشمندى و زيركى، و بى آزارى و كوچكى، سودمندى و قناعت، تلاش شبانه روزى، تميزى و به دور بودن از آلودگى، پاكيزگىِ خوراك، نخوردن از دستْ رنج ديگران، سخاوت و فرمان بردارى از ملكه.