احترام داشتن مال مسلمان

10 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ حينَ نَظَرَ إلَى الكَعبَةِ ـ: مَرحَبا بِالبَيتِ ما أعظَمَكَ! وما أعظَمَ حُرمَتَكَ عَلَى اللّهِ! وَاللّهِ لَلمُؤمِنُ أعظَمُ حُرمَةً مِنكَ! لِأَنَّ اللّهَ حَرَّمَ مِنكَ واحِدَةً ومِنَ المُؤمِنِ ثَلاثَةً: مالَهُ، ودَمَهُ، وأن يُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السّوءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگام نگريستن به كعبه ـ: زهى اين خانه و بزرگىِ آن را! چه سترگ است حرمت تو نزد خداوند! به خدا سوگند كه احترام مؤمن، بيش از توست؛ زيرا خدا از تو يك چيز را داراى حريم ساخته و از مؤمن، سه چيز را: مالش، خونش، و اين كه به وى گمان بد رود.
۱.. مشكاة الأنوار: ص 149 ح 357، بحار الأنوار: ج 67 ص 71 ح 39؛ المعجم الكبير: ج 11 ص 31 ح 10966 عن ابن عبّاس نحوه.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَجَّةِ الوَداعِ ـ: إنَّ المُؤمِنَ عَلَى المُؤمِنِ حَرامٌ عِرضُهُ ومالُهُ ونَفسُهُ؛ حُرمَةٌ كَحُرمَةِ هذَا اليَومِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حجّة الوداع ـ: آبرو و مال و جان مؤمن بر مؤمن حرام است و حرمتش، همانند حرمت اين روز است.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 6 ص 170 ح 17543 عن سفيان بن وهب الخولاني.
عنه صلى الله عليه و آله:المُؤمِنُ حَرامٌ كُلُّهُ: عِرضُهُ، ومالُهُ، ودَمُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن، يكسره احترام دارد: آبرويش، مالش، و خونش.
۱.. المؤمن: ص 72 ح 199 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 160 ح 164.
عنه صلى الله عليه و آله:حُرمَةُ مالِ المُؤمِنِ كَحُرمَةِ دَمِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:احترام مال مؤمن، همانند احترام خون اوست.
۱.. سنن الدارقطني: ج 3 ص 26 ح 94 عن عبد اللّه.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَحِلُّ لِامرِئٍ أن يَأخُذَ مالَ أخيهِ بِغَيرِ حَقِّهِ؛ وذلِكَ لِما حَرَّمَ اللّهُ مالَ المُسلِمِ عَلَى المُسلِمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس را روا نيست كه به ناحق، مال برادر [مؤمن] خود را وا گيرد؛ و اين از آن روست كه خداوند، مال مسلمان را براى مسلمان [ديگر] در حريم قرار داده است.
۱.. مسند ابن حنبل: ج 9 ص 154 ح 23666 عن أبي حميد الساعدي.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَحِلُّ لِامرِئٍ أن يَأخُذَ عَصا أخيهِ بِغَيرِ طيبِ نَفسِهِ، وذلِكَ لِشِدَّةِ ما حَرَّمَ اللّهِ مِن مالِ المُسلِمِ عَلَى المُسلِمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ كس را نرسد كه [حتّى]عصاى برادر [مؤمن] خود را بدون رضايت وى برگيرد؛ و اين به سبب آن است كه خداوند، مال مسلمان را براى مسلمان [ديگر]، داراى حرمت فراوان قرار داده است.
۱.. السنن الكبرى: ج 9 ص 601 ح 19645.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَقَفَ بِمِنى حينَ قَضى مَناسِكَها في حَجَّةِ الوَداعِ فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ، اسمَعوا ما أقولُ لَكُم وَاعقِلوهُ عَنّي: أيُّ يَومٍ أعظَمُ حُرمَةً؟ قالوا: هذَا اليَومُ. قالَ: فَأَيُّ شَهرٍ أعظَمُ حُرمَةً؟ قالوا: هذَا الشَّهرُ. قالَ: فَأَيُّ بَلَدٍ أعظَمُ حُرمَةً؟ قالوا: هذَا البَلَدُ. قالَ: فَإِنَّ دِماءَكُم وأموالَكُم عَلَيكُم حَرامٌ كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا إلى يَومِ تَلقَونَهُ فَيَسأَلُكُم عَن أعمالِكُم، ألا هَل بَلَّغتُ؟ قالوا: نَعَم. قالَ: اللّهُمَّ اشهَد! ألا مَن كانَت عِندَهُ أمانَةٌ فَليُؤَدِّها إلى مَنِ ائتَمَنَهُ عَلَيها؛ فَإِنَّهُ لا يَحِلُّ دَمُ امرِئٍ مُسلِمٍ ولا مالُهُ إلّا بِطيبِ

امام صادق عليه السلام:همانا پيامبر صلى الله عليه و آله در حجّة الوداع در مِنا زمانى كه مناسكش را به پايان رسانيد، توقّف نمود و فرمود: «اى مردم! آنچه را مى گويم، بشنويد و آن را از من وا گيريد و نگاه داريد. كدام روز، برترين حرمت را دارد؟». گفتند: همين امروز. فرمود: «كدام ماه برترين حرمت را دارد؟». گفتند: همين ماه. فرمود: «كدام سرزمين، برترين حرمت را دارد؟». گفتند: همين سرزمين. فرمود: «همانا خون ها و مال هاتان نزد يكديگر حرمت دارد، همانند حرمت همين روز در همين ماه در همين سرزمين؛ تا آن گاه كه خدا را ملاقات مى كنيد و او درباره كارهاتان از شما بازخواست مى فرمايد. هلا آيا پيام را به شما ابلاغ كردم؟». گفتند: آرى. فرمود: «بار خدايا! گواه باش. هلا كه هر كس امانتى نزد خود دارد، آن را

۱.. الكافي: ج 7 ص 273 ح 12 عن أبي اُسامة زيد الشحّام، بحار الأنوار: ج 21 ص 381 ح 8؛ صحيح البخاري: ج 2 ص 619 ح 1652 عن ابن عبّاس وص 620 ح 1654 عن أبي بكرة وكلاهما نحوه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَأخُذَنَّ أحَدُكُم مَتاعَ أخيهِ لاعِبا ولا جادّا، ومَن أخَذَ عَصا أخيهِ فَليَرُدَّها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز هيچ يك از شما نبايد كالاى برادر [مؤمن] خود را، خواه به شوخى و خواه به جِد، برگيرد؛ و هر كه [حتّى]عصاى برادر [مؤمن] خود را بگيرد، بايد آن را باز پس دهد.
۱.. سنن أبي داوود: ج 4 ص 301 ح 5003 عن عبد اللّه بن السائب ابن يزيد عن أبيه عن جدّه.
مسند ابن حنبل عن أبي حرّة الرقاشيّ عن عمّه:كُنتُ آخِذاً بِزِمامِ ناقَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في أوسَطِ أيّامِ التَّشريقِ أذودُ عَنهُ النّاسَ، فَقالَ: يا أيُّهَا النّاسُ، أتَدرونَ في أيِّ شَهرٍ أنتُم، وفي أيِّ يَومٍ أنتُم، وفي أيِّ بَلَدٍ أنتُم؟ قالوا: في يَومٍ حَرامٍ وشَهرٍ حَرامٍ وبَلَدٍ حَرامٍ. قالَ: فَإِنَّ دِماءَكُم وأموالَكُم وأعراضَكُم عَلَيكُم حَرامٌ كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا إلى يَومِ تَلقَونَهُ. ثُمَّ قالَ: اِسمَعوا مِنّي تَعيشوا: ألا لا تَظلِموا، ألا لا تَظلِموا! ألا لا تَظلِموا! إنَّهُ لايَحِلُّ مالُ امرِىٍء (مُسلِمٍ) إلّا بِطيبِ نَفسٍ مِنهُ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو حرّه رقاشى، از عمويش ـ: در ميانه ايّام تشريق، زمام ماده شتر پيامبر خدا را در دست گرفته بودم و مردم را از وى كنار مى زدم. ايشان فرمود: «اى مردم! آيا مى دانيد در چه ماه و چه روز و چه سرزمينى هستيد؟». گفتند: در روز و ماه و سرزمين حرام. فرمود: «همانا خون ها و مال ها و آبروهاتان نزد يكديگر حرمت دارد، همانند حرمت اين روز در اين ماه در اين سرزمين، تا روزى كه خداوند را ديدار كنيد». سپس فرمود: «از من بشنويد تا از زندگانى بهره بريد. هلا ستم نورزيد؛ هلا ستم نورزيد؛ هلا ستم نورزيد! هر آينه مال مسلمان [بر ديگران]، جز به رضايت وى حلال نيست».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 7 ص 376 ح 20720.
مسند ابن حنبل عن جابر:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأصحابَهُ مَرّوا بِامرَأَةٍ فَذَبَحَت لَهُم شاةً وَاتَّخَذَت لَهُم طَعاما، فَلَمّا رَجَعَ قالَت: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّا اتَّخَذنا لَكُم طَعاماً فَادخُلوا فَكُلوا، فَدَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأصحابُهُ وكانوا لا يَبدَؤونَ حَتّى يَبتَدِئَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله، فَأَخَذَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله لُقمَةً فَلَم يَستَطِع أن يُسيغَها، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: هذِهِ شاةٌ ذُبِحَت بِغَيرِ إذنِ أهلِها. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از جابر ـ: پيامبر خدا و يارانش بر زنى گذشتند. وى براى ايشان گوسفندى ذبح كرد و غذايى فراهم ساخت. چون پيامبر صلى الله عليه و آله باز گشت، آن زن گفت: اى پيامبر خدا! براى شما غذايى فراهم آورده ايم. درون بيا و بخور. پيامبر خدا و يارانش داخل شدند. آنان لب به غذا نگشودند تا پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز فرمود. پيامبر خدا لقمه اى برگرفت؛ ليكن نتوانست آن را فرو برَد. سپس فرمود: «اين گوسفند به رضايت صاحب آن، ذبح نشده است».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 5 ص 124 ح 14791.