كوتاهى نا به جا در مصرف
2 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إيّاكُم ولِباسَ الرُّهبانِ! فَإِنَّهُ مَن يَتَرَهَّبُ أو يَتَشَبَّهُ بِهِم فَلَيسَ مِنّي، ومَن تَرَكَ اللَّحمَ وحَرَّمَهُ عَلى نَفسِهِ فَلَيسَ مِنّي، ومَن تَرَكَ النِّساءَ كَراهِيَةً فَلَيسَ مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از پوشيدن جامه راهبان بپرهيزيد! هر آينه هر كس رهبانيت پيشه كند يا خود را به راهبان شبيه سازد، از من نيست؛ و هر كه [خوردنِ] گوشت را ترك گويد و آن را بر خويش حرام سازد، از من نيست؛ و هر كس از روى كراهت، [همخوابگى با]زنان را ترك كند، از من نيست.
۱.. الفردوس: ج 1 ص 381 ح 1534 عن الإمام عليّ عليه السلام وراجع: المناقب لابن شهرآشوب: ج 2 ص 100.
عوالي اللآلي:رُوِيَ فِي الحَديثِ: أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله جَلَسَ لِلنّاسِ ووَصَفَ يَومَ القِيامَةِ، ولَم يَزِدهُم عَلَى التَّخويفِ، فَرَقَّ النّاسُ وبَكَوا، فَاجتَمَعَ عَشَرَةٌ مِنَ الصَّحابَةِ في بَيتِ عُثمانَ بنِ مَظعونٍ، وَاتَّفَقوا عَلى أن يَصومُوا النَّهارَ، ويَقومُوا اللَّيلَ، ولا يَقرَبُوا النِّساءَ ولَا الطّيبَ، ويَلبَسُوا المُسوحَ، ويَرفِضُوا الدُّنيا، ويَسيحوا فِي الأَرضِ، ويَتَرَهَّبوا، ويَخصُوا المَذاكيرَ. فَبَلَغَ ذلِكَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، فَأَتى مَنزِلَ عُثمانَ فَلَم يَجِدهُ، فَقالَ لِامرَأَتِهِ: أحَقٌّ ما بَلَغَني؟ فَكَرِهَت أن يُكَذَّبَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وأن تَبتَدِيَ عَلى زَوجِها، فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، إن كانَ أخبَرَكَ عُثمانُ
عوالى اللآلى:در حديثى آمده است: پيامبر صلى الله عليه و آله در جمع مردم نشست و روز قيامت را برايشان وصف فرمود؛ ولى بر بيم دادنِ ايشان نيفزود. آنان را دلْ نازكى افتاد و گريستند. سپس ده تن از اصحاب در خانه عثمان بن مَظعون گِرد آمدند و قرار گذاشتند كه روز را روزه بگيرند و شب را [به عبادت] بايستند، به زنانْ نزديك نشوند و عطر زدن را ترك گويند، خرقه پشمينه بر تن كنند و دنيا را وا گذارند، در زمين به سياحت بپردازند و رهبانيت پيش گيرند و نَرينِگان را اَخته كنند.
اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. پس به خانه عثمان آمد؛ ولى او را نيافت. به همسرش فرمود: «آيا آنچه به من خبر رسيده، درست است؟».
او هم نمى خواست كه خبر پيامبر صلى الله عليه و آله را ناراست شمارَد و هم كراهت داشت كه به زيان همسرش
۱.. عوالي اللآلي: ج 2 ص 149 ح 418 وراجع: تفسير الطبري: ج 5 الجزء 7 ص 9.