حدیث دربارهپنهان داشتنِ بيمارى
ربيع الأبرار عن عمران بن الحصينـ أنَّهُ قالَ لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ رِجالاً كانوا يَأتونَني، لَم أرَ أحسَنَ وُجوهاً ولا أطيَبَ أرواحاً مِنهُم، ثُمَّ انقَطَعوا عَنّي!
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أصابَكَ جُرحٌ فَكُنتَ تَكتُمُهُ؟
فَقالَ: أجَل.
[قالَ:] ۱ ثُمَّ أظهَرتَهُ؟
قالَ: كانَ ذاكَ.
قالَ: أما لَو أقَمتَ عَلى كِتمانِهِ لَزارَتكَ المَلائِكَةُ إلى أن تَموتَ.
وكانَ ذلِكَ جُرحاً أصابَهُ في سَبيلِ اللّهِ. ۲
ربيع الأبرار:عمران بن حصين به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! مردانى نزد من مى آمدند كه از آنان، خوش سيماتر و خوش بوتر نديده ام؛ امّا پس از چندى، از من بريدند.
پيامبر خدا پرسيد: «آيا زخمى به تو رسيده بود و آن را پنهان مى داشتى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «سپس آن را آشكار ساختى؟».
گفت: چنين بود.
فرمود: «ليكن اگر همچنان پوشيده مى داشتى، تا زمانى كه زنده بودى، فرشتگان به ديدارت مى آمدند».
آن زخم، جراحتى بود كه وى در جهاد در راه خدا برداشته بود.