حدیث دربارهحرام طلبى

المستدرك على الصحيحين عن ضمرة بن حبيب عن اُمّ عبد اللّه اُخت شدّاد بن أوس:أنَّها بَعَثَت إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله بِقَدَحِ لَبَنٍ عِندَ فِطرِهِ وذلِكَ في طولِ النَّهارِ وشِدَّةِ الحَرِّ، فَرَدَّ إلَيهَا الرَّسولَ: أنّى لَكِ هذَا اللَّبَنُ؟ قالَت: مِن شاةٍ لي. قالَ: أنّى لَكِ هذِهِ الشّاةُ؟ قالَت: اِشتَرَيتُها مِن مالي. فَشَرِبَ. فَلَمّا أن كانَ مِنَ الغَدِ أتَت اُمُّ عَبدِ اللّهِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَت: يا رَسولَ اللّهِ، بَعَثتُ إلَيكَ بِذلِكَ اللَّبَنِ مَرثِيَةً لَكَ مِن شِدَّةِ الحَرِّ وطولِ النَّهارِ، فَرَدَدتَها إلَيَّ مَعَ الرَّسولِ!؟ فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: بِذلِكَ اُمِرَتِ الرُّسُلُ أن لا تَأكُلَ إلّا طَيِّبا ولا تَعمَلَ إلّا صالِحا. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ضمرة بن حبيب، از امّ عبد اللّه خواهر شدّاد بن اوس ـ: پس از روزى دراز و بس سوزان، امّ عبد اللّه ظرف شيرى براى افطار پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد. ايشان، ظرف را به وى باز گرداند كه: «اين شير را از كجا آورده اى؟». گفت: از گوسفند خويش. فرمود: «اين گوسفند را از كجا آورده اى؟». گفت: از مال خود خريده ام. سپس ايشان، شير را آشاميد. فرداى آن روز، امّ عبد اللّه نزد پيامبر خدا آمد و گفت: اى پيامبر خدا! از گرمى هوا و درازى روز، دلم بر شما سوخت و آن شير را برايت فرستادم؛ امّا تو آن را همراه پيكى باز گرداندى؟! پيامبر خدا فرمود: «پيامبران، فرمان يافته اند كه جز حلال نخورند و جز كار نيك، انجام ندهند».
۱.. المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 140 ح 7159.

احادیث دیگر این موضوع

۸