حدیث دربارهدشوارى نجات يافتن
سنن الترمذي عن المعرور بن سويد عن أبي ذرّ:جِئتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ جالِسٌ في ظِلِّ الكَعبَةِ، قالَ: فَرَآني مُقبِلاً، فَقالَ: هُمُ الأَخسَرونَ ـ ورَبِّ الكَعبَةِ ـ يَومَ القِيامَةِ. قالَ: فَقُلتُ: ما لي؟ لَعَلَّهُ اُنزِلَ فِيَّ شَيءٌ! قالَ: قُلتُ: مَن هُم فِداكَ أبي واُمّي!؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: هُمُ الأَكثَرونَ إلّا مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا. فَحَثا بَينَ يَدَيهِ وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ، ثُمَّ قالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! لا يَموتُ رَجُلٌ فَيَدَعُ إبِلاً أو بَقَرا لَم يُؤَدِّ زَكاتَها إلّا جاءَتهُ يَومَ القِيامَةِ أعظَمَ ما كانَت وأسمَنَهُ، تَطَؤُهُ بِأَخفافِها، وتَنطَحُهُ بِقُرونِها؛ كُلَّما نَفِدَت اُخراها عادَت عَلَيهِ اُولاها، حَتّى يُقضى بَينَ النّاسِ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از معرور بن سويد، از ابو ذر ـ: نزد پيامبر خدا رفتم كه در سايه كعبه نشسته بود. مرا ديد كه پيش مى آيم. فرمود: «به خدا سوگند كه در روز قيامت، آنان زيانكارند».
[با خود] گفتم: مرا چه شده است؟ شايد درباره من، چيزى نازل شده است. پس به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم: پدر و مادرم فدايت! آنان كيان اند؟
فرمود: «كسانى اند كه بيشتر [مال دنيا] دارند، مگر كسى كه چنين و چنين و چنين (كار خير) كند».
سپس قدرى خاك به پيش رو و راست و چپ خود پاشيد و فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، هيچ كس نمى ميرد كه از خود، شتر يا گاوى بر جا بگذارد كه زكاتش را ادا نكرده باشد، مگر آن كه روز قيامت، آن حيوان، فربه تر و بزرگ تر مى آيد و او را لگدمال مى كند و با شاخ هايش وى را مى راند؛ و اين كار، پياپى از سر گرفته مى شود تا در ميان مردم بر وى حكم شود».
۱.. سنن الترمذي: ج 3 ص 12 ح 617.