دشوارى نجات يافتن

7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ أمامَكُم عَقَبَةً كَؤودا، لا يَجوزُهَا المُثقِلونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا پيشِ روى شما گردنه اى بس سخت قرار دارد كه گران باران نمى توانند از آن گذر كنند.
۱.. المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 618 ح 8713 عن أبي الدرداء؛ تنبيه الخواطر: ج 2 ص 217 عن أبي الدرداء وفيه «إنّ للّه من ورائكم» بدل «إنّ أمامكم».
معجم السفر عن أنس:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لأَِبي ذَرٍّ: إنَّ بَينَ أيدينا عَقَبَةً كَؤودا، لا يُجاوِزُها إلَا المُخِفّونَ. قالَ أبو ذَرٍّ: أنَا مِنهُم يا رَسولَ اللّهِ؟ فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: لَكَ قوتُ يَومٍ أو لَيلَةٍ؟ قالَ: لا. قالَ: فَأَنتَ مِنَ المُخِفّينَ. ۱
معجم السفرـ به نقل از انس ـ: پيامبر خدا به ابو ذر فرمود: «همانا پيش روى ما گردنه اى دشوار است كه تنها سبك باران از آن گذر توانند كرد». ابو ذر گفت: آيا من از جمله ايشانم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله به وى فرمود: «آيا غذاى يك روز يا شبت را دارى؟». گفت: نه. فرمود: «پس تو از سبك بارانى». ۲
۱.. معجم السفر: ص 435 ح 1482.
۲.. قابل توجّه است كه اين روايت از نظر سند، فاقد اعتبار لازم است و مى توان آن را بر سبك بارترين افراد در قيامت، حمل كرد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الأَكثَرونَ هُمُ الأَسفَلونَ يَومَ القِيامَةِ، إلّا مَن قالَ بِالمالِ هكَذا وهكَذا، وكَسَبَهُ مِن طَيِّبٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنان كه [از مال دنيا] بيشتر دارند، در روز قيامت در جايگاهى پست ترند، مگر آن كه دارنده مال، آن را در اين و آن (كار خير) صرف كند و آن را از راه درست به دست آورده باشد.
۱.. سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1384 ح 4130 عن أبي ذرّ وح 4131 عن أبي هريرة.
صحيح البخاري عن أبي ذرّ:كُنتُ أمشي مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في حَرَّةِ المَدينَةِ عِشاءً، اِستَقبَلَنا اُحُدٌ، فَقالَ: يا أبا ذَرٍّ، ما اُحِبُّ أنَّ اُحُدا لي ذَهَبا، يَأتي عَلَيَّ لَيلَةٌ أو ثَلاثٌ عِندي مِنهُ دينارٌ إلّا أرصُدُهُ لِدَينٍ، إلّا أن أقولَ بِهِ في عِبادِ اللّهِ هكَذا وهكَذا وهكَذا. وأرانا بِيَدِهِ. ثُمَّ قالَ: يا أبا ذَرٍّ. قُلتُ: لَبَّيكَ وسَعدَيكَ يا رَسولَ اللّهِ! قالَ: الأَكثَرونَ هُمُ الأَقَلّونَ، إلّا مَن قالَ هكَذا وهكَذا. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو ذر ـ: شبانگاهى همراه پيامبر صلى الله عليه و آله در زمينى سنگلاخ، بيرون مدينه قدم مى زدم. كوه اُحد پيش روى ما بود. ايشان فرمود: «اى ابو ذر! من دوست نمى دارم كه كوه اُحد از طلا گردد و براى من باشد و يك يا سه شب بر من در رسد و دينارى از آن نزدم باشد (جز اين كه آن را براى پرداخت بدهى اى كنار گذارم)، مگر اين كه آن را در راه بندگان خدا به چنين و چنين و چنين (كار خير) زنم» و با دستش به ما علامت داد. سپس فرمود: «اى ابو ذر!». گفتم: از جان و دل در خدمتم، اى پيامبر خدا! فرمود: «آنان كه بيشتر دارند، كم مايه ترند، مگر آن كه كسى چنين و چنين (كار خير) كند».
۱.. صحيح البخاري: ج 5 ص 2312 ح 5913.
صحيح البخاري عن أبي ذرّ:اِنتَهَيتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ يَقولُ في ظِلِّ الكَعبَةِ: هُمُ الأَخسَرونَ ورَبِّ الكَعبَةِ! هُمُ الأَخسَرونَ ورَبِّ الكَعبَةِ! قُلتُ: ما شَأني؟ أيُرى فِيَّ شَيءٌ، ما شَأني؟ فَجَلَستُ إلَيهِ وهُوَ يَقولُ، فَمَا استَطَعتُ أن أسكُتَ، وتَغَشّاني ما شاءَ اللّهُ، فَقُلتُ: مَن هُم ـ بِأَبي أنتَ واُمّي! ـ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: الأَكثَرونَ أموالاً، إلّا مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو ذر ـ: نزد پيامبر خدا رفتم، در حالى كه در سايه كعبه مى فرمود: «سوگند به پروردگار كعبه، ايشان زيانكاران اند؛ سوگند به پروردگار كعبه، ايشان زيانكاران اند!». [با خود]گفتم: حالِ من چه سان است؟ آيا در من، كاستى اى است؟ حالِ من چه سان است؟ پس نزد ايشان نشستم، در حالى كه مى فرمود: «حال كه آنچه خدا خواسته، ذهن مرا به خود مشغول داشته، نمى توانم سكوت ورزم». گفتم: پدرم و مادرم فداى تو باد! آنان كيان اند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «همانان كه مال بسيار دارند، مگر كسى كه چنين و چنين و چنين (كار خير) كند».
۱.. صحيح البخاري: ج 6 ص 2447 ح 6262.
التوحيد عن زيد بن وهب عن أبي ذرّ:خَرَجتُ لَيلَةً مِنَ اللَّيالي فَإِذا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَمشي وَحدَهُ لَيسَ مَعَهُ إنسانٌ، فَظَنَنتُ أنَّهُ يَكرَهُ أن يَمشِيَ مَعَهُ أحَدٌ، قالَ: فَجَعَلتُ أمشي في ظِلِّ القَمَرِ، فَالتَفَتَ فَرَآني، فَقالَ: مَن هذا؟ قُلتُ: أبو ذَرٍّ جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ! قالَ: يا أبا ذَرٍّ تَعالَ. فَمَشَيتُ مَعَهُ ساعَةً، فَقالَ: إنَّ المُكثِرينَ هُمُ الأَقَلّونَ يَومَ القِيامَةِ، إلّا مَن أعطاهُ اللّهُ خَيرا، فَنَفَحَ مِنهُ بِيَمينِهِ وشِمالِهِ وبَينَ يَدَيهِ ووَراءَهُ، وعَمِلَ فيهِ خَيرا. ۱
التوحيدـ به نقل از زيد بن وهب، از ابو ذر ـ: شبى از شب ها بيرون رفتم و پيامبر خدا را ديدم كه تنها قدم مى زند و هيچ كس با وى نيست. گمان كردم كه دوست نمى دارد كسى با ايشان همراه باشد. پس در سايه ماه به گام زدن پرداختم. مرا ديد و فرمود: «كيست؟». گفتم: خدا مرا فداى تو سازد! ابو ذرم. فرمود: «اى ابو ذر! پيش بيا». پس چندى با ايشان قدم زدم. فرمود: «در روز قيامت، آنان كه [از مال دنيا]بيشتر دارند، كم مايه ترند، مگر آن كس كه خدا به وى خير عطا فرموده باشد و او از آن، به راست و چپ و پيش رو و پشتِ سر ببخشد و با آن، كار نيك كند».
۱.. التوحيد: ص 409 ح 9، بحار الأنوار: ج 3 ص 7 ح 17؛ صحيح البخاري: ج 5 ص 2366 ح 6078.
سنن الترمذي عن المعرور بن سويد عن أبي ذرّ:جِئتُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ جالِسٌ في ظِلِّ الكَعبَةِ، قالَ: فَرَآني مُقبِلاً، فَقالَ: هُمُ الأَخسَرونَ ـ ورَبِّ الكَعبَةِ ـ يَومَ القِيامَةِ. قالَ: فَقُلتُ: ما لي؟ لَعَلَّهُ اُنزِلَ فِيَّ شَيءٌ! قالَ: قُلتُ: مَن هُم فِداكَ أبي واُمّي!؟ فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: هُمُ الأَكثَرونَ إلّا مَن قالَ هكَذا وهكَذا وهكَذا. فَحَثا بَينَ يَدَيهِ وعَن يَمينِهِ وعَن شِمالِهِ، ثُمَّ قالَ: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ! لا يَموتُ رَجُلٌ فَيَدَعُ إبِلاً أو بَقَرا لَم يُؤَدِّ زَكاتَها إلّا جاءَتهُ يَومَ القِيامَةِ أعظَمَ ما كانَت وأسمَنَهُ، تَطَؤُهُ بِأَخفافِها، وتَنطَحُهُ بِقُرونِها؛ كُلَّما نَفِدَت اُخراها عادَت عَلَيهِ اُولاها،

سنن الترمذىـ به نقل از معرور بن سويد، از ابو ذر ـ: نزد پيامبر خدا رفتم كه در سايه كعبه نشسته بود. مرا ديد كه پيش مى آيم. فرمود: «به خدا سوگند كه در روز قيامت، آنان زيانكارند». [با خود] گفتم: مرا چه شده است؟ شايد درباره من، چيزى نازل شده است. پس به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتم: پدر و مادرم فدايت! آنان كيان اند؟ فرمود: «كسانى اند كه بيشتر [مال دنيا] دارند، مگر كسى كه چنين و چنين و چنين (كار خير) كند». سپس قدرى خاك به پيش رو و راست و چپ خود پاشيد و فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، هيچ كس نمى ميرد كه از خود، شتر يا گاوى بر جا بگذارد كه زكاتش را ادا نكرده باشد، مگر آن كه روز قيامت، آن حيوان، فربه تر و بزرگ تر مى آيد و او را لگدمال مى كند و با شاخ هايش وى را مى راند؛ و اين كار،

۱.. سنن الترمذي: ج 3 ص 12 ح 617.