حدیث دربارهدشوارى نجات يافتن
صحيح البخاري عن أبي ذرّ:كُنتُ أمشي مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في حَرَّةِ المَدينَةِ عِشاءً، اِستَقبَلَنا اُحُدٌ، فَقالَ: يا أبا ذَرٍّ، ما اُحِبُّ أنَّ اُحُدا لي ذَهَبا، يَأتي عَلَيَّ لَيلَةٌ أو ثَلاثٌ عِندي مِنهُ دينارٌ إلّا أرصُدُهُ لِدَينٍ، إلّا أن أقولَ بِهِ في عِبادِ اللّهِ هكَذا وهكَذا وهكَذا. وأرانا بِيَدِهِ.
ثُمَّ قالَ: يا أبا ذَرٍّ. قُلتُ: لَبَّيكَ وسَعدَيكَ يا رَسولَ اللّهِ! قالَ: الأَكثَرونَ هُمُ الأَقَلّونَ، إلّا مَن قالَ هكَذا وهكَذا. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو ذر ـ: شبانگاهى همراه پيامبر صلى الله عليه و آله در زمينى سنگلاخ، بيرون مدينه قدم مى زدم. كوه اُحد پيش روى ما بود. ايشان فرمود: «اى ابو ذر! من دوست نمى دارم كه كوه اُحد از طلا گردد و براى من باشد و يك يا سه شب بر من در رسد و دينارى از آن نزدم باشد (جز اين كه آن را براى پرداخت بدهى اى كنار گذارم)، مگر اين كه آن را در راه بندگان خدا به چنين و چنين و چنين (كار خير) زنم» و با دستش به ما علامت داد.
سپس فرمود: «اى ابو ذر!».
گفتم: از جان و دل در خدمتم، اى پيامبر خدا!
فرمود: «آنان كه بيشتر دارند، كم مايه ترند، مگر آن كه كسى چنين و چنين (كار خير) كند».
۱.. صحيح البخاري: ج 5 ص 2312 ح 5913.