حدیث دربارهخداوند ، روزى بخش است

سنن ابن ماجة عن حبّة وسواء ابني خالد:دَخَلنا عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ يُعالِجُ شَيئا فَأَعَنّاهُ عَلَيهِ، فَقالَ: لا تَيأَسا مِنَ الرِّزقِ ما تَهَزَّزَت رُؤوسُكُما، فَإِنَّ الإِنسانَ تَلِدُهُ اُمُّهُ أحمَرَ لَيسَ عَلَيهِ قِشرٌ ثُمَّ يَرزُقُهُ اللّهُ عز و جل. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از حبّه و سواء، پسران خالد ـ: نزد پيامبر صلى الله عليه و آله درآمديم كه مشغول كارى بود. وى را در انجام دادن آن كار، يارى داديم. فرمود: «مادام كه سرهاى شما در اهتزاز است (تا آن گاه كه زنده ايد)، از روزى نااميد نشويد، كه آدمى آن گاه كه مادرش او را مى زايد، سرخ است و بر وى پوستى نيست، آن گاه خداوند، روزى اش مى دهد».
۱.. سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1394 ح 4165.

احادیث دیگر این موضوع

۳
نوادر الاُصولـ به نقل از زيد بن اسلم ـ: شمارى از اشعرى ها، از جمله ابوموسى و ابو مالك و ابو عامر، چون هجرت گُزيدند، با كشتى روى به سوى پيامبر خدا نهادند. چون توشه شان تمام شد، كسى از خود نزد پيامبر صلى الله عليه و آله روانه كردند تا از وى يارى بخواهد. آن گاه كه او به آستانه خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، شنيد كه ايشان اين آيه را مى خواند: « «و هيچ جنبنده اى در زمين نيست، مگر [اين كه]روزىِ او بر عهده خداست، و [او] قرارگاه آن و جايگاه به فرجام رسيدن آن را مى داند. همه [ى اينها] در كتابى روشن [ثبت]است» ». آن مرد گفت: نزد خداوند، اشعرى ها فرومايه ترين جنبندگان نيستند! پس باز گشت، بى آن كه نزد پيامبر خدا برود. سپس به يارانش گفت: شما را مژده باد كه يارى تان رسيد! ايشان جز اين گمان نكردند كه وى با پيامبر صلى الله عليه و آله سخن گفته و ايشان به او وعده داده است. در همين حال بودند كه دو مرد نزد ايشان آمدند و كاسه اى چوبى در ميان داشتند كه لبريز از نان و گوشت بود. پس هر چه خواستند، از آن خوردند. آن گاه، به يكديگر گفتند: خوب است اين غذا را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله باز گردانيم تا از آن نيازش را بر آورَد. پس به آن دو مرد گفتند: اين خوراك را نزد پيامبر ببريد كه ما نياز خود را برآورديم. سپس ايشان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، گفتند: اى پيامبر خدا! تاكنون خوراكى فراوان تر و نيكوتر از آنچه فرستادى، نخورده بوديم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من چيزى نزد شما نفرستادم». ايشان به وى گفتند كه رفيق خود را نزدش فرستاده اند. پيامبر صلى الله عليه و آله حال را از او باز پرسيد. وى بازگفت كه چه كرده و به آنان، چه گفته است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين، چيزى است كه خداوند سبحان روزى تان فرمود».