مؤمن

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لِلمُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ سَبعَةُ حُقوقٍ واجِبَةٍ مِنَ اللّهِ عز و جل عَلَيهِ:. وأن يَعودَهُ في مَرَضِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن بر مؤمن، هفت حق دارد كه خداوند عز و جل، آنها را بر او واجب ساخته است:. و اين كه او را در بيمارى اش عيادت كند.
۱.. كتاب من لايحضره الفقيه: ج 4 ص 398 ح 5850 عن مسعدة بن صدقة، بحار الأنوار: ج 74 ص 222 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:حَقُّ المُسلِمِ عَلَى المُسلِمِ خَمسٌ: رَدُّ السَّلامِ، وعِيادَةُ المَريضِ و. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حقّ مسلمان بر مسلمان، پنج چيز است: پاسخ دادن سلام، عيادت بيمار و.
۱.. صحيح البخاري: ج 1 ص 418 ح 1183 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:يُعَيِّرُ اللّهُ عز و جل عَبداً مِن عِبادِهِ يَومَ القِيامَةِ فَيقَولُ: عَبدي ما مَنَعَكَ إذ مَرِضتُ أن تَعودَني؟ فَيقَولُ: سُبحانَكَ! أنتَ رَبُّ العِبادِ لا تَألَمُ ولا تَمرَضُ. فَيَقولُ: مَرِضَ أخوكَ المُؤمِنُ فَلَم تَعُدهُ، وَعِزَّتي وجَلالي لَو عُدتَهُ لَوَجَدتَني عِندَهُ، ثُمَّ لَتَكَلَّفتُ بِحَوائِجِكَ فَقَضَيتُها لَكَ، وذلِكَ مِن كَرامَةِ عَبدِيَ المُؤمِنِ، وأنَا الرَّحمنُ الرَّحيمُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل در روز قيامت، بنده اى از بندگان خويش را نكوهش مى كند و مى گويد: «بنده من! چه چيزى تو را از اين، باز داشت كه چون بيمار شدم، عيادتم كنى؟». بنده مى گويد: سبحان اللّه! تو پروردگارِ بندگانى و نه دردى بر تو عارض مى شود و نه بيمار مى شوى. خداوند مى گويد: «برادر مؤمنت، بيمار شد و او را عيادت نكردى. به عزّت و جلالم سوگند، اگر او را عيادت كرده بودى، مرا نزد او مى يافتى و پس از آن، خود، عهده دار حاجت هايت مى شدم و آنها را برايت بر مى آوردم. و اين همه، از كرامت بنده مؤمن من است و من، خداى بخشاينده مهربانم».
۱.. الأمالي للطوسي: ص 629 ح 1295 عن إسحاق بن جعفر العلوي أخي الإمام الكاظم عليه السلام عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 81 ص 219 ح 18.
عنه صلى الله عليه و آله عن اللّه عز و جلـ فِي الحَديثِ القُدسِيِّ ـ: مَرِضتُ فَلَم يَعُدنِي ابنُ آدَمَ، وظَمِئتُ فَلَم يَسقِنِي ابنُ آدَمَ. فَقُلتُ: أتَمرَضُ يا رَبِّ؟! قالَ: يَمرَضُ العَبدُ مِن عِبادي مِمَّن فِي الأَرضِ فَلا يُعادُ؛ فَلَو عادَهُ كانَ ما يَعودُهُ لي، ويَظمَأُ فِي الأَرضِ فَلا يُسقى؛ فَلَو سُقِيَ كانَ ما سَقاهُ لي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديثى قدسى ـ: خداوند فرمود: «بيمار شدم؛ امّا آدمى زاد، عيادتم نكرد. تشنه شدم؛ ولى آدميزاد سيرابم نساخت». گفتم: پروردگارا! آيا تو بيمار مى شوى؟! فرمود: «بنده اى از بندگانم از ميان همه آنها كه بر روى زمين اند، بيمار مى شود و او را عيادت نمى كنند. اگر كسى او را عيادت مى كرد، عيادتش براى من بود. بنده ام در زمين، تشنه مى شود و او را آبى نمى دهند. اگر كسى او را آبى مى رسانْد، آب دادنِ به او [همانند]آب دادنِ به من بود».
۱.. مسند ابن حنبل: ج 3 ص 370 ح 9253 عن أبي هريرة.