حكم قاضى حرام را حلال نمى كند

3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّما أنا بَشَرٌ، ولَعلَّ بعضَكُم أن يكونَ ألحَنَ بحُجَّتِهِ مِن بَعضٍ، فَمَن قَضَيتُ لَهُ مِن حَقِّ أخيهِ فإنّما أقطَعُ لَهُ قِطعَةً مِن نارٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جز اين نيست كه من هم يك بشر هستم و اى بسا كه بعضى از شما در اقامه حجّت و دليل، از ديگرى زبان آورتر باشد. پس، هر كس كه من [بر اساس بيّنه]از حقّ برادرش به نفع او حكم دهم، در حقيقت، تكّه اى آتش در اختيار او مى گذارم.
۱.كنز العمّال: ج 6 ص 104 ح 15043 نقلاً عن مسند ابن أبي شيبة عن أنس.
معاني الأخبار عن أبي عبيد القاسم بن سلام بأسانيد متّصلة إلى رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اختصَمَ رَجلانِ إلى النّبيِّ صلى الله عليه و آله في مَواريثَ وأشياءَ قد دَرَسَتْ، فقالَ النّبيُّ صلى الله عليه و آله: لعلَّ بعضَكُم أن يكونَ ألحَنَ بحُجَّتِهِ مِن بَعضٍ، فَمَن قَضَيتُ لَهُ بشيءٍ مِن حَقِّ أخيهِ فإنّما أقطَعُ لَهُ قِطعَةً مِن النارِ، فقالَ لَهُ كُلُّ واحِدٍ مِن الرَّجُلَينِ: يا رسولَ اللّهِ، حَقّي هذا لِصاحبي؟ فقالَ: ولكنِ اذهَبا فَتَوَخَّيا ثُمّ اسْتَهِما ثُمّ ليُحَلِّلْ كلُّ واحِدٍ مِنكُما صاحِبَهُ. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از ابو عُبَيد قاسم بن سلّام ـ: دو نفر درباره ارثيه و مقدارى اشياى فرسوده با هم اختلاف پيدا كردند و براى داورى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتند. ايشان فرمود: «ممكن است كه يكى از شما در اقامه حجّت (آوردن دليل)، از ديگرى زبان آورتر باشد. پس، هر كس كه من از حقّ برادرش به نفع او حكم دهم، در حقيقت، تكّه اى آتش در اختيارش مى گذارم». در اين هنگام، هر يك از آن دو مرد گفتند: اى پيامبر خدا! من حقّم را به طرفم بخشيدم. پيامبر خدا فرمود: «نه؛ بلكه برويد و حقجويانه اموال را قسمت كنيد و آن گاه، قرعه بزنيد و سپس يكديگر را حلال كنيد».
۱.معاني الأخبار: ص 279، بحارالأنوار: ج 101 ص 324 ح 2.
الأمالي للطوسي عن عدي بن عدي عن أبيه:اختصمَ امرؤُ القيس وَرَجلٌ من حضرموت إلى رسولِ اللّهِ في أرضٍ، قالَ: ألَكَ بَيِّنَةٌ؟ قالَ: لا، قالَ: فَيِمينُهُ، قالَ: إذَن واللّهِ يَذهَبُ بأرضي! قالَ: إن ذَهَبَ بأرضِكَ بيَمينِهِ كانَ ممَّن لا يَنظُرُ اللّهُ إلَيهِ يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكِّيهِ ولَهُ عَذابٌ أليمٌ. قالَ: فَفَزِعَ الرجُلُ وَرَدَّها إلَيهِ. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از عدى بن عدى، از پدرش ـ: امرؤ القيس با مردى بر سرِ زمينى دعوا داشت و براى داورى به نزد پيامبر خدا رفته بود. ايشان فرمود: «بيّنه (شاهدى) دارى؟». گفت: خير. فرمود: «پس او را سوگند ده». امرؤ القيس گفت: در اين صورت، زمين، مرا مى بَرَد. فرمود: «اگر با سوگندش زمين تو را ببرَد، از كسانى خواهد بود كه خداوند در روز قيامت به وى نمى نگرد و اعمالش را نمى پذيرد و عذابى دردناك دارد». آن مرد به وحشت افتاد و زمين را به امرؤ القيس برگردانْد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 358 ح 744، بحارالأنوار: ج 104 ص 280 ح 10.