حدیث دربارهحَجَر الأسود
دلائل النبوّة للبيهقي عن ابن شِهاب:لَمّا بَلَغَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الحُلُمَ أجمَرَتِ امرَأَةٌ الكَعبَةَ وطارَت شَرارَةٌ مِن مِجمَرَتِها في ثِيابِ الكَعبَةِ فَاحتَرَقَت، فَهَدَموها، حَتّى إذا بَنَوها فَبَلَغوا مَوضِعَ الرُّكنِ اختَصَمَت قُرَيشٌ فِي الرُّكنِ: أيُّ القَبائِلِ تَلي رَفعَهُ، فَقالوا: تَعالَوا نُحَكِّم أوَّلَ مَن يَطلُعُ عَلَينا، فَطَلَعَ عَلَيهِم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ غُلامٌ عَلَيهِ وِشاحٌ نَمِرَةٌ، فَحَكَّموهُ فَأَمَرَ بِالرُّكنِ فَوُضِعَ في ثَوبٍ، ثُمَّ أخرَجَ سَيِّدَ كُلَّ قَبيلَةٍ فَأَعطاهُ ناحِيَةً مِنَ الثَّوبِ، ثُمَّ ارتَقى هُوَ فَرَفَعوا إلَيهِ الرُّكنَ، فَكانَ هُوَ يَضَعُهُ. ۱
دلائل النبوّة، بيهقىـ به نقل از ابن شهاب ـ: چون پيامبر خدا به سنّ بلوغ رسيد، زنى كعبه را با بخور و عود، معطّر مى ساخت كه از مِجمر او جرقّه اى در پرده كعبه افتاد و سوخت. كعبه را خراب كردند؛ امّا دوباره آن را ساختند و به محلّ حجر الأسود رسيدند. قريش در اين كه كدام يك از قبيله ها عهده دار بالا آوردن آن رُكن شود، با هم در افتادند. گفتند: اوّلين كسى كه بر ما آشكار شود، او را داور قرار مى دهيم.
در اين لحظه، پيامبر خدا آشكار شد، در حالى كه جوان بود و پارچه اى راه راه بر خود، حمايل كرده بود. او را به داورى برگزيدند. او دستور داد تا حجر الأسود را در پارچه اى نهادند. بزرگ هر قبيله را طلبيد و گوشه اى از پارچه را به او داد و خودش بالا رفت. حجر الأسود را [با آن پارچه] بالا آوردند و خودِ او آن را در جايش نهاد.
۱.دلائل النبوّة للبيهقيّ: ج 2 ص 57 وراجع: دعائم الإسلام: ج 1 ص 292.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیبهترین مکان های عبادتخانه خدا و متعلقات آن +1 مورد دیگر