حدیث دربارهبسيار دعا خواندن و ذكر گفتن

عنه صلى الله عليه و آله:رَمَضانُ شَهرُ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ اِستَكثِروا فيهِ مِنَ التَّهليلِ وَالتَّكبيرِ وَالتَّحميدِ وَالتَّمجيدِ وَالتَّسبيحِ، وهُوَ رَبيعُ الفُقَراءِ، وإنَّما جَعَلَ اللّهُ الأَضحى لِتَشبَعَ المَساكينُ مِنَ اللَّحمِ، فَأَظهِروا مِن فَضلِ ما أنعَمَ اللّهُ بِهِ عَلَيكُم عَلى عِيالاتِكُم وجيرانِكُم، وأحسِنوا جِوارَ نِعَمِ اللّهِ عَلَيكُم، وواصِلوا إخوانَكُم، وأطعِمُوا الفُقَراءَ وَالمَساكينَ مِن إخوانَكُم؛ فَإِنَّهُ مَن فَطَّرَ صائِما فَلَهُ مِثلُ أجرِهِ مِن غَيرِ أن يَنقُصَ مِن أجرِهِ شَيئا، وسُمِّيَ شَهرُ رَمَضانَ شَهرَ العِتقِ؛ لِأَنَّ للّهِِ في كُلِّ يَومٍ ولَيلَةٍ سِتَّمِئَةِ عَتيقٍ، وفي آخِرِهِ مِثلَ ما أعتَقَ فيما مَضى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ماه رمضان، ماه خداوند ـ تبارك و تعالى ـ است. در آن، «لا إله إلّا اللّه» و تكبير و حمد و تمجيد و تسبيح، بسيار بگوييد. آن، بهار تنگ دستان است. خداوند، عيد قربان را قرار داده تا بينوايان، از گوشت، سير شوند. از فضل نعمت هايى كه خداوند به شما داده است، بر خانواده و همسايگانتان آشكار كنيد. با نعمت هاى خداوند كه نزد شماست، خوبْ همجوارى كنيد. به برادرانتان برسيد و برادران فقير و بينواى خود را غذا بدهيد، كه همانا هر كسْ روزه دارى را افطارى دهد، پاداشى همانند او دارد، بى آن كه از پاداش روزه دار، چيزى كاسته شود. ماه رمضان را «ماه آزاد كردن» ناميده اند؛ چون خداوند در هر روز و شب [اين ماه]، ششصد آزادشده دارد و در پايان آن نيز به اندازه همه آنان كه در گذشته آزاد كرده، آزاد مى كند.
۱.النوادر للأشعري: ص 17 ح 2 عن إسماعيل بن أبي زياد عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 96 ص 381 ح 6.

احادیث دیگر این موضوع

۵
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سخنى در ماه رمضان ـ: خداوند متعال، در هر شب از اين ماه مى گويد: «به عزّت و جلالم سوگند، به فرشتگانم فرمان دادم كه درهاى آسمان هايم را به روى بندگان و كنيزانِ دعاكننده ام بگشايند. پس چه شده كه بنده غافلم را مى بينم كه مرا فراموش كرده است؟ كِى از من خواسته كه نداده ام؟ كِى ندايم كرده كه پاسخ نداده ام؟ كِى با من نجوا كرده كه قُربش نبخشيده ام؟ كِى به من اميد بسته كه محرومش كرده ام؟ كِى آرزومندم شده كه محرومش كرده ام؟ كِى به درگاهم آمده كه مانعش شده ام؟ كِى به من نزديك شده كه دورش كرده ام؟ كِى از من گريخته كه صدايش نكرده ام؟ كِى به سوى من باز گشته كه قبولش نكرده ام؟ كِى به گناهانش اعتراف كرده كه به او رحم نكرده ام؟ كِى از من آمرزش خواسته كه گناهانش را نبخشيده ام؟ و كِى توبه كرده كه توبه اش را نپذيرفته ام؟ بنده من! چگونه با اميدت، به درگاه فرمان رواى مملوك مى روى؛ امّا با اميدت، به درگاه من نمى آيى، با آن كه من، فرمان رواىِ فرمان روايانم؟ يا چگونه از كسى كه از فقر مى ترسد، درخواست مى كنى؛ امّا از من درخواست نمى كنى، با آن كه من بى نيازى هستم كه فقير نمى شوم؟ يا چگونه به خدمت پادشاهى در مى آيى كه مى خوابد و مى ميرد؛ امّا مرا خدمت نمى كنى، با آن كه من، زنده ناميرايم و نه چُرت، مرا مى گيرد و نه خواب؟ بدا به حال آن كه نافرمانى ام كند! بدا به حال مأيوسان از رحمتم! به عزّتم سوگند، هر آينه او را مى گيرم، گرفتنِ پيروزمندِ نيرومندى كه به خشمش، آسمان و زمين، خشمگين مى شوند. از من به كجا مى گريزى، جز به درگاه من، حال آن كه منم خداوندِ شكست ناپذير حكيم؟».