حدیث دربارهمُحَلِّم بن جَثّامه

تفسير الطبري عن ابن عمر:بَعَثَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مُحَلِّمَ بنَ جَثّامَةَ مَبعَثا، فَلَقِيَهُم عامِرُ بنُ الأَضبَطِ، فَحَيّاهُم بِتَحِيَّةِ الإِسلامِ، وكانَت بَينَهُم إحنَةٌ ۱ فِي الجاهِلِيَّةِ، فَرَماهُ مُحَلِّمٌ بِسَهمٍ فَقَتَلَهُ، فَجاءَ الخَبَرُ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَتَكَلَّمَ فيهِ عُيَينَةُ وَالأَقرَعُ، فَقالَ الأَقرَعُ: يا رَسولَ اللّهِ سُنَّ اليَومَ وغَيِّر غَدا. ۲ فَقالَ عُيَينَةُ: لا وَاللّهِ حَتّى تَذوقَ نِساؤُهُ مِنَ الثُّكلِ ما ذاقَ نِسائي! فَجاءَ مُحَلِّمٌ في بُردَينِ فَجَلَسَ بَينَ يَدَي رَسولِ اللّهِ لِيَستَغفِرَ لَهُ. فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: لا غَفَرَ اللّهُ لَكَ. فَقامَ وهُوَ يَتَلَقّى دُموعَهُ بِبُردَيهِ، فَما مَضَت بِهِ سابِعَةٌ حَتّى ماتَ ودَفَنوهُ، فَلَفِظَتهُ الأَرضُ، فَجاؤوا إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَذَكَروا ذلِكَ لَهُ، فَقالَ: إنَّ الأَرضَ تَقبَلُ مَن هُوَ شَرٌّ مِن صاحِبِكُم، ولكِنَّ اللّهَ جَلَّ وعَزَّ أرادَ أن يَعِظَكُم. ثُمَّ طَرَحوهُ بَينَ صَدَفَي جَبَلٍ، وألقَوا عَلَيهِ مِنَ الحِجارَةِ، ونَزَلَت: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَاضَرَبْتُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُواْ.» الآيَةَ ۳. ۴
تفسير الطبرىـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مُحلِّم بن جَثّامه را به جنگى فرستاد. عامر بن اضبط به آنان (مسلمانان) برخورد و با سلامِ اسلامى به آنان سلام داد؛ امّا چون از زمان جاهليت ميان ايشان (طايفه مُحَلّم و عامر) كينه اى بود، مُحَلّم تيرى به سوى او انداخت و وى را كُشت. خبر به پيامبر خدا رسيد. عُيَينَه و اَقْرَع، درباره او [كه قصاص شود يا ديه بدهند]صحبت كردند. اقرع گفت: اى پيامبر خدا! امروز، به سنّت عمل كن و فردا، آن را تغيير ده. ۵ عُيَينه گفت: نه. به خدا سوگند، همچنان كه زنان من، داغدار شدند، زنان او نيز بايد داغدار شوند. در اين وقت، مُحَلّم، در حالى كه دو بُرد بر تن داشت، آمد و در برابر پيامبر خدا نشست تا ايشان برايش طلبِ آمرزش كند؛ امّا پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «خداوند، تو را نيامرزد!». محلّم، در حالى كه اشك هايش را با دو بُرد خود، پاك مى كرد، برخاست و هفت روز نگذشت كه مُرد. او را دفن كردند. زمين، جسد او را بيرون انداخت. مردم نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و ماجرا را به ايشان گفتند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «زمين، بدتر از رفيق شما را هم مى پذيرد؛ امّا خداوند عز و جل خواسته است كه شما را پند دهد». آن گاه، جسدش را در درّه اى انداختند و رويش سنگ ريختند، و اين آيه نازل شد: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! هر گاه در راه خدا به جهاد رفتيد، تحقيق كنيد.» .
۱.الإحْنَةُ: الحِقد (النهاية: ج 1 ص 27 «أحن»).
۲.أي اعمل بسنّتك التي سننتها في القِصاص، ثمّ بعد ذلك إذا شئت أن تُغَيِّر فغيِّر، أي تغيِّر ما سننتَ. وقيل: تغيِّر: من أخذِ الغِيَر؛ وهي الدِّية. يعني إن جرى الأمرُ مع أولياء هذا القتيل على ما يريد محلِّم ثبّطَ الناسَ عن الدخول في الإسلام معرفتُهم أنّ القود يغيَّر بالدية، والعرب خصوصا وهم الحُرّاص على درك الأوتار، وفيهم الأنَفة من قبول الدِّيات (النهاية: ج 2 ص 410 «سنن» و ج 3 ص 400 «غير»).
۳.النساء: 94.
۴.تفسير الطبري: ج 4 الجزء 5 ص 222؛ مجمع البيان: ج 3 ص 145 عن ابن عمر وابن مسعود وابن حَدْرَد نحوه.
۵.منظورش اين بود كه اين بار به سنّت و قانونى كه در قصاص نهاده اى، عمل كن و بعد، اگر خواستى تغييرش دهى، تغيير ده. بنا به قولى، «تغيِّر»، يعنى غِيَر (ديه) بگير. يعنى اگر با اولياى اين مقتول، آن طور كه محلِّم مى خواهد، عمل شود، مردم را از درآمدن به اسلام، باز مى دارد؛ چرا كه مى فهمند قصاص با ديه تغيير مى كند، در حالى كه عرب ها، بويژه، بر گرفتن انتقام، حريص اند و از قبول ديه، اِبا دارند (النهاية: ج 2 ص 410 «سنن» و ج 3 ص 400 «غير»).

احادیث دیگر این موضوع

۲