حدیث دربارهسُراقة بن مالك
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَمّا خَرَجَ مِنَ الغارِ مُتَوَجِّها إلَى المَدينَةِ وقَد كانَت قُرَيشٌ جَعَلَت لِمَن أخَذَهُ مِئَةً مِنَ الإِبِلِ، فَخَرَجَ سُراقَةُ بنُ مالِكِ بنِ جُعشُمٍ فيمَن يَطلُبُ، فَلَحِقَ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ اكفِني شَرَّ سُراقَةَ بِما شِئتَ، فَساخَت قَوائِمُ فَرَسِهِ، فَثَنى رِجلَهُ ثُمَّ اشتَدَّ فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنّي عَلِمتُ أنَّ الَّذي أصابَ قَوائِمَ فَرَسي إنَّما هُوَ مِن قِبَلِكَ فَادعُ اللّهَ أن يُطلِقَ لي فَرَسي، فَلَعَمري إن لَم يُصِبكُم مِنّي خَيرٌ لَم يُصِبكُم مِنّي شَرٌّ.
فَدَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأَطلَقَ اللّهُ عز و جل فَرَسَهُ، فَعادَ في طَلَبِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى فَعَلَ ذلِكَ ثَلاثَ مَرّاتٍ، كُلَّ ذلِكَ يَدعو رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَتَأخُذُ الأَرضُ قَوائِمَ فَرَسِهِ، فَلَمّا أطلَقَهُ فِي الثّالِثَةِ قالَ:
يا مُحَمَّدُ هذِهِ إ بِلي بَينَ يَدَيكَ فيها غُلامي، فَإِنِ احتَجتَ إلى ظَهرٍ أو لَبَنٍ فَخُذ مِنهُ، وهذا سَهمٌ مِن كِنانَتي عَلامَةً، وأنَا أرجِعُ فَأَرُدُّ عَنكَ الطَّلَبَ، فَقالَ: لا حاجَةَ لَنا فيما عِندَكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، چون از غار [ـِ ثور] به سوى مدينه بيرون شد و قريش، براى كسى كه ايشان را دستگير كند، صد شتر جايزه گذاشتند، سُراقة بن مالك بن جُعشُم، يكى از كسانى بود كه در جستجوى پيامبر صلى الله عليه و آله برآمد.
او به پيامبر خدا رسيد. پيامبر خدا فرمود: «بار خدايا! مرا آن گونه كه مى خواهى، از شرّ سُراقه نگه دار».
پس، دست وپاى اسب او در زمين فرو رفت. سُراقه، از اسب به زير آمد و دويد و [نزديك آمد و]گفت: اى محمّد! من مى دانم كه اين بلايى كه بر سرِ دست و پاى اسبم آمده، از جانب توست. پس دعا كن كه اسبم آزاد شود. به جانم سوگند، اگر خيرى از من به تو نرسيده، شرّى هم از جانب من به تو نرسيده است.
پيامبر خدا، دعا كرد و خداوند، اسبش را آزاد ساخت. سُراقه، دوباره به تعقيب پيامبر خدا پرداخت و سه بار اين كار را تكرار كرد و هر بار، پيامبر خدا، دعا مى كرد و زمين، دست و پاى اسب او را فرو مى گرفت.
چون بارِ سوم، اسبش را آزاد كرد، سراقه گفت: اى محمّد! اين شتران من با غلامم تقديم به تو. اگر به مَركبى يا شيرى نياز پيدا كردى، از آنها استفاده كن. اين هم يك تير از تيردانم كه به عنوانِ علامت، به تو مى دهم. من بر مى گردم و جستجوگران را از تعقيب تو [در اين مسير] منصرف مى كنم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «ما را به آنچه تو دارى، نيازى نيست».
۱.الكافي: ج 8 ص 263 ح 378 عن معاوية بن عمّار، بحار الأنوار: ج 19 ص 75 ح 26؛ مسند ابن حنبل: ج 1 ص 17 ح 3 عن أبي بكر نحوه.