حدیث دربارهعبد اللّه بن مسعود
مسند ابن حنبل عن ابن مسعود:كُنتُ أرعى غَنَما لِعُقبَةَ بنِ أبي مُعَيطٍ، فَمَرَّ بي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأبو بَكرٍ، فَقالَ:.
فَهَل مِن شاةٍ لَم يَنزُ عَلَيهَا الفَحلُ؟ فَأَتَيتُهُ بِشاةٍ، فَمَسَحَ ضَرعَها فَنَزَلَ لَبَنٌ فَحَلَبَهُ في إناءٍ، فَشَرِبَ وسَقى أبا بَكرٍ، ثُمَّ قالَ لِلضَّرعِ: اِقلِص، فَقَلَصَ.
قالَ: ثُمَّ أتَيتُهُ بَعدَ هذا فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، عَلِّمني مِن هذَا القَولِ.
قالَ: فَمَسَحَ رَأسي وقالَ: يَرحَمُكَ اللّهُ، فَإِنَّكَ عُلَيِّمٌ مُعَلَّمٌ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن مسعود ـ: در حال چرانيدن گوسفندان عُقبة بن ابى مُعَيط بودم كه پيامبر خدا همراه ابو بكر بر من گذشت و. فرمود: «ميشى هست كه قوچ نديده باشد؟».
ميشى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردم. ايشان دستى به پستانش كشيد. پستان، پُر از شير شد. آن را در ظرفى دوشيد و خود نوشيد و به ابو بكر هم نوشاند. سپس خطاب به پستان فرمود: «جمع شو» و پستان به حال اوّل باز گشت.
بعد از اين ماجرا نزد ايشان رفتم و گفتم: اى پيامبر خدا! از اين گفتار، به من بياموز.
دستى به سرم كشيد و فرمود: «خدايت رحمت كند! تو پسركى دانا و دانش آموخته هستى».
۱.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 16 ح 3598؛ الثاقب في المناقب: ص 84 ح 67.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیدعا و ذکرکسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله برایشان +1 مورد دیگر