حدیث دربارهحارثة بن مالك

الإمام الصادق عليه السلام:اِستَقبَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حارِثَةَ بنَ مالِكِ بنِ النُّعمانِ الأَنصارِيَّ، فَقالَ لَهُ: كَيفَ أنتَ يا حارِثَةَ بنَ مالِكٍ؟ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ مُؤمِنٌ حَقّا. فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لِكُلِّ شَيءٍ حَقيقَةٌ فَما حَقيقَةُ قَولِكَ؟ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ عَزَفَت نَفسي عَنِ الدُّنيا، فَأَسهَرتُ لَيلي وأظمَأتُ هَواجِري، وكَأَنّي أنظُرُ إلى عَرشِ رَبّي وقَد وُضِعَ لِلحِسابِ، وكَأَنّي أنظُرُ إلى أهلِ الجَنَّةِ يَتَزاوَرونَ فِي الجَنَّةِ، وكَأَنّي أسمَعُ عُواءَ أهلِ النّارِ فِي النّارِ. فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: عَبدٌ نَوَّرَ اللّهُ قَلبَهُ، أبصَرتَ فَاثبُت. فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، ادعُ اللّهَ لي أن يَرزُقَنِي الشَّهادَةَ مَعَكَ. فَقالَ: اللّهُمَّ ارزُق حارِثَةَ الشَّهادَةَ. فَلَم يَلبَث إلّا أيّاما حَتّى بَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله سَرِيَّةً فَبَعَثَهُ فيها، فَقاتَلَ فَقَتَلَ تِسعَةً أو ثَمانِيَةً، ثُمَّ قُتِلَ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا به حارثة بن مالك بن نعمان انصارى بر خورد. به او فرمود: «چگونه اى، اى حارثة بن مالك؟». گفت: اى پيامبر خدا! مؤمنِ حقيقى ام. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود: «براى هر چيزى حقيقتى است. حقيقت اين گفته تو چيست؟». گفت: اى پيامبر خدا! از دنيا روى گردانم، شب هايم را تا صبح به عبادت مى گذرانم و روزهاى گرم را [با روزه گرفتن] تشنگى مى كشم، و گويى هم اكنون تخت پروردگارم را مى بينم كه براى حسابرسى نهاده شده است و گويى بهشتيان را مى بينم كه در بهشت، يكديگر را ملاقات مى كنند و گويى نعره دوزخيان را در آتش مى شنوم. پيامبر خدا فرمود: «بنده اى است كه خداوند، دلش را نورانى كرده است! بينش يافته اى. پس پايدار باش». گفت: اى پيامبر خدا! دعا كن كه خداوند، شهادت در ركاب تو را روزى ام كند. گفت فرمود: «بار خدايا! شهادت را روزىِ حارثه فرما». پس، چند روزى نگذشت كه پيامبر خدا لشكرى اعزام كرد و حارثه را همراه آن فرستاد. حارثه جنگيد و نُه يا هشت نفر را كُشت و سپس خود كشته شد.
۱.الكافي: ج 2 ص 54 ح 3 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 70 ص 174 ح 29.