حدیث دربارهابو ذر غِفارى

عنه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ لِأَهلِ البَيتِ عليهم السلام ـ: اللّهُمَّ اجعَلِ العِلمَ وَالفِقهَ في عَقِبي وعَقِبِ عَقِبي، وفي زَرعي وزَرعِ زَرعي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا براى اهل بيت عليهم السلام ـ: بار خدايا! دانش و دانايى را در فرزندان من و فرزندان فرزندانم، و در كِشته من و كِشته كِشته من قرار بده.
۱.كفاية الأثر: ص 138 عن حذيفة اليمان، بحار الأنوار: ج 36 ص 332 ح 191.

احادیث دیگر این موضوع

۲
تفسير القمّىـ در يادكرد از غزوه تبوك ـ: ابو ذر، سه روز از پيامبر خدا عقب ماند و علّتش آن بود كه وى شترى نحيف داشت و پس از سه روز به ايشان رسيد. در بين راه، شتر ابوذر از رفتن باز ماند و ابو ذر، آن را رها كرد و بار و بنه اش را بر پشت خويش نهاد و به راه افتاد. آفتاب كه بالا آمد، مسلمانان ديدند شخصى مى آيد. پيامبر خدا فرمود: «اى كاش ابوذر باشد!». مسلمانان گفتند: او ابو ذر است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «به او آب برسانيد كه تشنه است». برايش آب بردند. چون ابو ذر به پيامبر خدا رسيد، مشك آبى همراهش بود. پيامبر خدا فرمود: «اى ابو ذر! آب، همراه توست و تو تشنه اى؟». گفت: آرى، اى پيامبر خدا! پدر و مادرم به فدايت باد! من به صخره اى رسيدم و روى آن، مقدارى آب باران بود. از آن چشيدم. ديدم خُنَك و گواراست. با خود گفتم: از آن نمى نوشم تا حبيبم پيامبر خدا از آن بنوشد. پيامبر خدا فرمود: «خدايت رحمت كند، اى ابو ذر! [تو] تنها زندگى مى كنى و تنها مى ميرى و تنها برانگيخته مى شوى و تنها وارد بهشت مى شوى. اين سعادت، نصيب گروهى از عراقيان مى شود كه تو را غسل دهند و كفن كنند و بر تو نماز بخوانند و به خاكت بسپارند».