حدیث دربارهاولياى خدا

عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل: مَن أهانَ لي وَلِيّا فَقَد أرصَدَ لِمُحارَبَتي، وما تَقَرَّبَ إلَيَّ عَبدٌ بِشَيءٍ أحَبَّ إلَيَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَيهِ، وإنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَيَّ بِالنّافِلَةِ حَتّى اُحِبَّهُ، فَإِذا أحبَبتُهُ، كُنتُ سَمعَهُ الَّذي يَسمَعُ بِهِ، وبَصَرَهُ الَّذي يُبصِرُ بِهِ، ولِسانَهُ الَّذي يَنطِقُ بِهِ، ويَدَهُ الَّتي يَبطِشُ بِها؛ إن دَعاني أجَبتُهُ، وإن سَأَلَني أعطَيتُهُ، وما تَرَدَّدتُ عَن شَيءٍ أنَا فاعِلُهُ، كَتَرَدُّدي عَن مَوتِ المُؤمِنِ، يَكرَهُ المَوتَ وأكرَهُ مَساءَتَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل فرمود: «هر كس به ولى اى از اولياى من بى حرمتى كند، هر آينه براى جنگ با من آماده شده است. در نزد من، محبوب ترين وسيله تقرّب بنده به من، آن چيزى است كه بر او واجب گردانيده ام. البتّه او به وسيله نوافل، خود را به من نزديك مى سازد، تا جايى كه دوستش بدارم و چون او را دوست بدارم، من، گوش شنواى او و چشم بيناى او و زبان گوياى او و دست تواناى او مى شوم. اگر مرا بخوانَد، پاسخش مى گويم و اگر از من بخواهد، به او عطا مى كنم. من از كارى كه مى كنم، برنمى گردم، آن سان كه از مرگ مؤمن برمى گردم؛ او مرگ را خوش نمى دارد و من، ناراحتى او را خوش نمى دارم». ۲
۱.الكافي: ج 2 ص 352 ح 7 عن حمّاد بن بشير، بحار الأنوار: ج 87 ص 31 ح 15؛ المعجم الكبير: ج 8 ص 206 ح 7833 عن أبي اُمامة نحوه.
۲.يعنى: چون ناراحتى مؤمن را نمى توانم ببينم و تحمّل كنم، مرگ او را از موعد مقرّر به تأخير مى افكنم.

احادیث دیگر این موضوع

۲