حدیث دربارهدرخواست مرگ
المستدرك على الصحيحين عن الحسن:قالَ الحَكَمُ بنُ عَمرٍو الغِفارِيُّ: يا طاعونُ خُذني إلَيكَ، فَقالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: لِمَ تَقولُ هذا، وقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: لا يَتَمَنَّيَنَّ أحَدُكُمُ المَوتَ لِضُرٍّ نَزَلَ بِهِ؟
قالَ: قَد سَمِعتُ ما سَمِعتُم، ولكِنّي اُبادِرُ سِتّا: بَيعَ الحُكمِ ۱، وكَثرَةَ الشُّرَطِ ۲، وإمارَةَ الصِّبيانِ، وسَفكَ الدِّماءِ، وقَطيعَةَ الرَّحِمِ، ونَشوا ۳ يَكونونَ في آخِرِ الزَّمانِ يَتَّخِذونَ القُرآنَ مَزاميرَ. ۴
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از حسن ۵ ـ: حَكَم بن عمرو غِفارى گفت: الهى طاعون بگيريم!
مردى از ميان جمع گفت: چرا اين را مى گويى، در حالى كه من از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمايد: «هيچ يك از شما نبايد به خاطر گزندى كه به او رسيده، آرزوى مرگ كند».
حكم گفت: من هم آنچه را شما شنيده ايد، شنيده ام؛ ليكن مى خواهم شش چيز را نبينم: فروختن حكم ۶] ـِ الهى]، فراوانىِ گَزمه ها، فرمان روايىِ كودكان، ريختن خون ها، بُريدن پيوندهاى خويشاوندى، و نوجوانانى كه در آخر زمان مى آيند و قرآن را به آواز مى خوانند.
۱.قال المنّاوي: بَيعُ الحُكْمِ بأخذ الرشوة عليه، فالمراد به هنا معناه اللغوي، وهو مقابلة شيء بشيء (فيض القدير: ج 3 ص 253).
۲.جمع شرطي.
۳.جمع ناشئ كخادم وخَدَم. يريد جماعةً أحداثا (النهاية: ج 5 ص 51 «نشأ»).
۴.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 501 ح 5871.
۵.مقصود، امام حسن عليه السلام يا حسن بصرى است.
۶.مناوى مى گويد: مقصود، فروختن حكم با رشوه (رشوه گرفتن در قضاوت) است (فيض القدير: ج 3 ص 253).
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیدعا و ذکرآنچه برای دعاکننده شایسته نیست +1 مورد دیگر