حدیث دربارهپيش دستى كردن در دعا
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ يونُسَ النَّبِيَّ عليه السلام حينَ نادى وهُوَ في بَطنِ الحوتِ، قالَ: اللّهُمَّ لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَكَ إنّي كُنتُ مِنَ الظّالِمينَ. فَأَقبَلَتِ الدَّعوَةُ تَحِنُّ ۱ بِالعَرشِ. فَقالَتِ المَلائِكَةُ: يا رَبِّ هذا صَوتٌ ضَعيفٌ مَعروفٌ مِن بِلادٍ غَريبَةٍ!
قالَ: أما تَعرِفونَ ذلِكَ؟ قالوا: يا رَبَّنا مَن هُوَ؟
قالَ: ذلِكَ عَبدي يونُسُ. قالوا: عَبدُكَ يونُسُ الَّذي لَم تَزَل تَرفَعُ لَهُ عَمَلاً مُتَقَبَّلاً ودَعوَةً مُجابَةً؟
قالَ: نَعَم. قالوا: يا رَبِّ، أفَلا تَرحَمُ ما كانَ يَصنَعُ فِي الرَّخاءِ فَتُنجِيَهُ مِنَ البَلاءِ؟
قالَ: بَلى. قالَ: فَأَمَرَ الحوتَ فَطَرَحَتهُ بِالعَراءِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يونسِ پيامبر عليه السلام آن گاه كه در شكم ماهى صدا زد، گفت: بار خدايا! معبودى جز تو نيست. وارسته اى تو! من، خود از ستمكاران بودم.
اين دعا، عرش را به شفقت آورد. فرشتگان گفتند: بار پروردگارا! اين، آوايى ضعيف و آشنا از سرزمينى غريب است!
خداوند فرمود: «او را نمى شناسيد؟».
گفتند: او كيست، اى پروردگار ما؟
فرمود: «او بنده من، يونس است».
فرشتگان گفتند: همان بنده ات يونس كه همواره، هر عملِ او را فراز مى آوردى و مى پذيرفتى و دعايش را اجابت مى كردى؟
فرمود: «آرى».
گفتند: پروردگارا! آيا به [سبب] آنچه در هنگام آسايش انجام مى داد، رحم نمى آورى و او را از بلا نمى رهانى؟
فرمود: «چرا». پس به ماهى دستور داد تا او را در خشكى افكند.