حدیث دربارهدعاهاى روايت شده براى پس از نماز

الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ لِأَصحابِهِ ذاتَ يَومٍ: أرَأَيتُم لَو جَمَعتُم ما عِندَكُم مِنَ الثّيابِ والآنيَةِ ثُمَّ وَضَعتُم بَعضَهُ عَلى بَعضٍ أكُنتُم تَرَونَهُ يَبلُغ السَّماءَ؟ قالوا: لا يا رَسولَ اللّهِ، قالَ: ألا أدُلُّكُم عَلى شَيءٍ أصلُهُ فِي الأَرضِ وفَرعُهُ فِي السَّماءِ؟ قالوا: بَلى يا رَسولَ اللّهِ، قالَ: يَقولُ أحَدُكُم إذا فَرَغَ مِن صَلاتِهِ الفَريضَةِ: «سُبحانَ اللّهِ والحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ واللّهُ أكبَرُ» ثَلاثينَ مَرَّةً، فَإِنَّ أصلَهُنَّ فِي الأَرضِ وفَرعَهُنَّ فِي السَّماءِ، وهُنَّ يَدفَعنَ الهَدمَ والحَرقَ والغَرَقَ والتَّرَدّيَ فِي البِئرِ وأكلَ السَّبُعِ وميتَةَ السّوءِ والبَليَّةَ الَّتي تَنزِلُ مِنَ السَّماءِ عَلَى العَبدِ في ذلِكَ اليَومِ، وهُنَّ الباقياتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، روزى به اصحابش فرمود: «آيا اگر هر چه لباس و ظرف داريد، گِرد آوريد وروى هم بگذاريد، فكر مى كنيد به آسمان برسد؟». گفتند: نه، اى پيامبر خدا! فرمود: «آيا شما را به چيزى راه نمايى نكنم كه ريشه اش در زمين و شاخه اش در آسمان باشد؟». گفتند: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: «هر يك از شما كه از نماز واجبش فارغ شد، سى بار بگويد: و خدا منزّه است و ستايش، براى خداست و جز خداوند، هيچ خدايى نيست و خدا، بزرگ تر است. همانا ريشه اينها در زمين و شاخه آنها در آسمان است. آنها خرابى، آتش، غرق شدن، در چاه افتادن، خوراك درنده شدن، مرگ بد و بلاى آسمانى را كه در آن روز بر بنده فرود مى آيد، دفع مى كنند، و آنها ماندگارند.
۱.ثواب الأعمال: ص 26 ح 4 عن أبي بصير عن الإمام الصادق عليه السلام، بحارالأنوار: ج 86 ص 31.

احادیث دیگر این موضوع

۴
امام جواد عليه السلام:هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله از نمازش فارغ مى شد، مى گفت: «خدايا! آنچه را كرده و مى كنم، و نهان و آشكار كرده ام، اسراف بر خود را و آنچه را كه تو بهتر از من مى دانى، بر من بيامرز. خدايا! تو پيش از همه و پس از همه هستى. جز تو خدايى نيست. به دانايى ات بر نهان و به توانايى ات بر همه خلقت سوگند، تا آن گاه كه زندگى را برايم بهتر مى دانى، مرا زنده نگاه دار و آن گاه كه مرگ را برايم بهتر مى دانى، مرا بميران. خدايا! همانا من بيم از تو را در نهان و آشكار، سخن حق را در خشم و خشنودى، و ميانه روى را در تنگ دستى و توانگرى، از تو مى خواهم. نعمتى تمام ناشدنى و روشنىِ چشمى ناگسستنى را از تو مى خواهم. خشنودى به حكم تو، مرگى مبارك پس از زندگى و زندگانى آرام پس از مرگ، لذّت نگريستن به تو و شوق ديدارت و ملاقات تو بى رنجى گزنده و فتنه اى گم راه كننده را از تو مى خواهم. خدايا! ما را به زينت ايمان، زينت بخش و راه نما و ره يافته قرار ده. خدايا! ما را در ميان آنان كه ره نمودى، ره بنما. خدايا! همانا من، اراده قوى بر يافتن راه راست و و پايدارى در كار و استوارى در راه حق را از تو مى خواهم. سپاس گزارى نعمتت را، سلامت كامل و اداى حقّت را مى خواهم. اى پروردگار من! دلى پيراسته و زبانى راستگو از تو مى خواهم. از آنچه كه مى دانى، آمرزش مى طلبم و نيكوترينِ آنچه مى دانى، از تو مى خواهم و از بدىِ آنچه مى دانى، به تو پناه مى برم، كه تو مى دانى و ما نمى دانيم و تو به نهان ها بسيار دانايى. در نقل سنن أبى داوود و السنن الكبرى، تنها تا «جز تو خدايى نيست»، آمده است.