حدیث دربارهمعناى تكبّر و تجبّر

مكارم الأخلاق عن أبي الأسود عن أبيذرّ:دَخلتُ ذاتَ يَومٍ في صدرِ نَهارِهِ على رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في مَسجدِهِ. فقلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، بأبي أنتَ واُمي، أوصِني بِوَصيَّةٍ يَنفَعُني اللّهُ بِها، فقالَ:. يا أبا ذَرٍّ، مَن ماتَ وفي قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن كِبرٍ لم يَجِدْ رائحَةَ الجَنَّةِ إلّا أن يَتوبَ قبلَ ذلكَ، فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، إني لَيُعجِبُني الجَمالُ حتّى وَدِدتُ أنَّ عِلاقَةَ سَوطي وقِبالَ نَعلي حَسَنٌ، فَهل يُرهَبُ علَيَّ ذلكَ؟ قالَ: كيفَ تَجِدُ قَلبَكَ؟ قالَ: أجِدُهُ عارِفا للحَقِّ مُطمَئنّا إلَيهِ، قالَ: ليسَ ذلكَ بالكِبرِ، ولكنَّ الكِبرَ أن تَترُكَ الحَقَّ وتَتَجاوَزَهُ إلى غيرِهِ، وتَنظُرَ إلَى الناسِ ولا تَرى أنَّ أحَدا عِرضُهُ كَعِرضِكَ ولا دَمُهُ كَدَمِكَ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از ابو الأسود از ابو ذر ـ: زمانى در آغاز روز، در مسجد، خدمت پيامبر خدا رسيدم و گفتم: اى پيامبر خدا! پدر و مادرم به فداى شما! به من سفارشى كن كه خداوند، مرا بِدان نفعى رساند. فرمود: «اى ابو ذر! هر كس بميرد و در دلش ذرّه اى تكبّر باشد، بوى بهشت را استشمام نمى كند، مگر اين كه پيش تر توبه كند». گفتم: اى پيامبر خدا! من، زيبايى را دوست دارم و حتّى دوست دارم بند تازيانه ام و دوال كفشم زيبا باشد. آيا از اين حالت، بيمِ كبر مى رود؟ فرمود: «دلت را چگونه مى يابى؟». گفتم: آن را شناساى حق و آرام گرفته به آن، مى يابم. فرمود: «پس، اين حالت، كِبر نيست. كبر، آن است كه حق را فرو بگذارى و به ناحق روى آورى و به مردم با اين ديد نگاه كنى كه هيچ كس آبرويش چون آبروى تو و خونش چون خون تو نيست».
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 363 ـ 380، بحار الأنوار: ج 77 ص 74 ـ 90 ح 3.

احادیث دیگر این موضوع

۵