زدودن كِبر
6 حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به راستى كه خوش دارم مرد با خوش حالى و افتخار، چيزى را با دست خودش براى خانواده اش ببرد و بدين وسيله، كبر را از خود دور كند.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن حَمَلَ بِضاعَتَهُ فَقَد أمِنَ مِن الكِبرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس خودش بارَش را حمل كند، از تكبّر در امان است.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 538 ح 7794 نقلاً عن ابن لال عن أبي اُمامة.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن حَلَبَ شاتَهُ ورَقَعَ قَميصَهُ وخَصَفَ نَعلَهُ وواكَلَ خادِمَهُ وحَمَلَ مِن سُوقِهِ، فَقَد بَرِئَ مِن الكِبرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس خودش گوسفندش را بدوشَد و جامه اش را وصله كند و كفشش را پينه زند و با خدمتكارش هم غذا شود و [كالايش را] از بازار [به خانه] حمل كند، بى گمان از كبر، پاك شده است.
۱.كنز العمال: ج 3 ص 538 ح 7793 نقلاً عن ابن منده وأبي نعيم عن حكيم بن حجدم عن أبيه.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن لَبِسَ الصُّوفَ وانتَعَلَ المَخصوفَ ورَكِبَ حِمارَهُ وحَلَبَ شاتَهُ وأكَلَ مَعهُ عِيالُهُ، فَقَد نَحَّى اللّهُ عَنهُ الكِبرَ، أنا عَبدٌ ابنُ عَبدٍ، أجلِسُ جِلسَةَ العَبدِ، وآكُلُ أكلَ العَبدِ.
إنّي قد اُوحِيَ إلَيَّ أن تَواضَعُوا، ولا يَبغي أحَدٌ على أحَدٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه پشمينه بپوشد و كفش وصله دار به پا كند و الاغش را سوار شود و گوسفندش را بدوشد و نانخورهايش با او هم غذا شوند، هر آينه، خداوندْ كبر را از او دور كرده است.
من، بنده اى هستم زاده بنده اى ديگر؛ مانند بنده مى نشينم و مانند بنده غذا مى خورم. به من وحى شده است كه: «فروتن باشيد و كسى بر كسى گردن فرازى نكند».
۱.كنز العمال: ج 3 ص 538 ح 7797 نقلاً عن تمام وابن عساكر عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لأبي ذرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، يكونُ في آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ يَلبَسُونَ الصُّوفَ في صَيفِهِم وشِتائهِم، يَرَونَ أنّ لَهُمُ الفَضلَ بذلكَ على غيرِهِم، اُولئكَ يَلعَنُهُم ملائكة السَّماواتِ والأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! در آخر زمان، مردمى مى آيند كه تابستان و زمستان، پشمينه مى پوشند و معتقدند كه اين كار، موجب مزيّت آنها بر ديگران است. اينان را اهل آسمان ها و زمين، لعنت مى كنند.
۱.الأمالي للطوسي: ص 539 ح 1162 عن أبي ذرّ، بحارالأنوار: ج 77 ص 91 ح 3.
كنز العمّال عن عمر:إنّ النبيَّ صلى الله عليه و آله خَرَجَ إلَى البَقيعِ فَتَبِعَهُ أصحابُهُ فَوَقَفَ وأمَرَهُم أن يَتَقَدَّموا، ثُمّ مَشى خَلفَهُم، فَسُئلَ عن ذلكَ فقالَ: إنّي سَمِعتُ خَفقَ نِعالِكُم، فَأشفَقتُ أن يَقَعَ في نفسِي شيءٌ مِن الكِبرِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از عمر ـ: [روزى] پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف بقيع ره سپار شد. اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله در پىِ ايشان به راه افتادند. پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاد و به آنها دستور داد جلو بروند و آن گاه، خود در پى آنها حركت كرد. علّت را پرسيدند. فرمود: «من، صداى كفش هاى شما را شنيدم و ترسيدم چيزى از تكبّر، به وجودم راه يابد».
۱.كنز العمال: ج 3 ص 830 ح 8878 نقلاً عن الديلمي.