حرام بودن هديه دادن به كارگزاران حكومتى

6 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الهَدِيَّةُ إلَى الإمامِ غُلولٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هديه دادن به زمامدار، [گونه اى] غلول ۲ است.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 111 ح 15062 نقلاً عن المعجم الكبير عن ابن عبّاس.
۲.. غُلول، به معناى خيانت در غنايم و سرقت پنهانى و به اصطلاح، كِش رفتن از آن است. م.
عنه صلى الله عليه و آله:هَدايا العُمّالِ غُلولٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هدايايى كه به كارگزارانْ پيشكش مى شود، خيانت است.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 111 ح 15067 عن عرباض.
عنه صلى الله عليه و آله:هَدايا العُمّالِ حَرامٌ كُلُّها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هدايايى كه به كارگزاران داده مى شود، همگى حرام است.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 112 ح 15068 نقلاً عن مسند أبي يعلى عن حذيفة.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن شَفَعَ لأخيهِ شَفاعَةً فأهدى لَهُ هَدِيَّةً علَيها فقَبِلَها مِنهُ، فَقد أتى بابا عَظيما مِن أبوابِ الرِّبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس براى برادر خود وساطتى بكند و او به خاطر آن وساطت، برايش هديه اى ببرد و او آن هديه را بپذيرد، هر آينه به دَرِ بزرگى از درهاى ربا وارد شده است.
۱.كنز العمال: ج 6 ص 112 ح 15070 عن أبي امامة.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَليٍّ عليه السلام ـ: ياعليُّ، إنَّ القَومَ سَيُفْتَنونَ بأموالِهِم، ويَمُنُّونَ بدِينِهِم على ربِّهِم، ويَتَمَنَّونَ رَحمَتَهُ، ويَأمَنُونَ سَطوَتَهُ، ويَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بالشُّبُهاتِ الكاذِبَةِ، والأهواءِ السّاهِيَةِ، فيَستَحِلُّونَ الخَمرَ بالنَّبيذِ، والسُّحتَ بالهَدِيَّةِ، والرِّبا بالبَيعِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! به زودى، مسلمانان به اموالشان آزمايش مى شوند و به خاطر ديندارى شان، بر خدا منّت مى نهند و آرزوى رحمت او را مى كنند و از خشم او آسوده خاطر مى شوند و با شبهههاى دروغين و هوس هاى غفلت زا، حرام او را حلال مى شمارند. پس شراب را به نام نبيذ، و رشوه را به نام هديه و ربا را به نام خريد و فروش، حلال مى كنند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 156، بحارالأنوار: ج 32 ص 241 ح 191.
صحيح البخاري عن أبي حميد الساعدي:استَعمَلَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله رجُلاً مِن بَني أسَدٍ يُقال لَهُ ابنُ الاُتبِيّةِ على صَدَقَةٍ، فلَمّا قَدِمَ قالَ: هذا لَكُم و هذا اُهدِيَ لِي، فقامَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله علَى المِنبَرِ. فحَمِدَ اللّهَ وأثنى علَيهِ ثُمّ قالَ: ما بالُ العامِلِ نَبعَثُهُ، فَيأتي فَيقولُ: هذا لَكَ و هذا لِي؟! فهَلّا جَلَسَ في بَيتِ أبِيهِ واُمِّهِ فيَنظُرَ أيُهدى لَهُ أم لا؟ والّذي نَفسي بِيَدِهِ لا يَأتي بشيءٍ إلّا جاءَ بهِ يَومَ القِيامَةِ يَحمِلُهُ على رَقَبَتِهِ، إن كانَ بَعيرا لَهُ رُغاءٌ أو بَقَرَةً لَها خُوارٌ أو شاةً تَيعَرُ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو حميد ساعدى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله مردى از بنى اسد به نام ابن اُتْبيّه ۲ را مأمور جمع آورى زكات كرد. چون اموال زكات را آورد، گفت: اين براى شماست و اين هم به خود من، هديه شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله بر منبر ايستاد. و پس از حمد و ثناى خداوند، فرمود: «چه شده است كه كارگزار را مى فرستيم و وقتى مى آيد، مى گويد: اين، از آنِ توست و اين، از آنِ من؟! چرا در خانه پدر و مادرش نمى نشيند تا ببيند آيا باز هم براى او هديه مى آورند يا نه؟! سوگند به آن كه جان من در دست اوست، [آن كارگزار] هيچ چيز بر نمى دارد، مگر اين كه روز قيامت، آن را بر دوش خود خواهد كشيد، اگرچه اشترى خروشان، يا گاوى نعره زن، يا گوسفندى بَع بَع كن باشد».
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2624 ح 6753.
۲.. در الترغيب و الترهيب (ج 1 ص 564 ح 9) از اين شخص به نام «ابن اللُتْبيّه» نام برده شده كه منسوب به تيره اى است به نام بنى لُتْب.