آزار دادن همسايه

4 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:عِشرونَ خَصلَةً فِي المُؤمِنِ فَإِن لَم تَكُن فيهِ لَم يَكمُل إيمانُهُ: إنَّ مِن أخلاقِ المُؤمِنينَ. لا يُؤذونَ جارا ولا يَتَأَذّى بِهِم جارٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر بيست خصلت در مؤمن نباشد، ايمانش كامل نيست. از اخلاق مؤمنان، اين است كه:. همسايه اى را نمى آزارند و هيچ همسايه اى از دست آنان آزار نمى بيند.
۱.الكافي: ج 2 ص 232 ح 5 عن أحدهما عليهماالسلام، بحارالأنوار: ج 67 ص 276 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن آذى جارَهُ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ ريحَ الجَنَّةِ، ومَأواهُ جَهَنَّمُ وبِئسَ المَصيرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس همسايه اش را بيازارد، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى گرداند و جايگاهش دوزخ است؛ و بد بازگشتگاهى است دوزخ!
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 13 ح 4968 عن الحسين بن زيد عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 74 ص 150 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن آذى جارَهُ فَهُوَ ملعونٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس همسايه اش را بيازارد، نفرينْ شده است.
۱.جامع الأخبار: ص 214 ح 527.
الإمام الباقر عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَشَكا إلَيهِ أذىً مِن جارِهِ، فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اِصبِر. ثُمَّ أتاهُ ثانِيَةً فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اِصبِر. ثُمَّ عادَ إلَيهِ فَشَكاهُ ثالِثَةً فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله للِرَّجُلِ الَّذي شَكا: إذا كانَ عِندَ رَواحِ النّاسِ إلَى الجُمُعَةِ فَأَخرِج مَتاعَكَ إلَى الطَّريقِ حَتّى يَراهُ مَن يَروحُ إلَى الجُمُعَةِ، فَإِذا سَأَلوكَ فَأَخبِرهُم. قالَ: فَفَعَلَ، فَأَتاهُ جارُهُ المُؤذي لَهُ فَقالَ لَهُ: رُدَّ مَتاعَكَ، فَلَكَ اللّهُ عَلَيَّ ألّا أعودَ! ۱

امام باقر عليه السلام:مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و از آزار رسانىِ همسايه خود، گلايه كرد. پيامبر خدا به او فرمود: «شكيبايى كن». سپس دوباره نزد ايشان آمد [و همان گلايه را باز گفت] و باز هم پيامبر خدا به او فرمود: «شكيبايى كن». هنگامى كه سه باره آمد و گلايه گزارد، پيامبر خدا به او فرمود: «هنگامى كه مردم در حال رفتن به [نمازِ]جمعه هستند، كالاى خودت را در راه مردم بيرون بياور تا هر كسى كه به [نمازِ]جمعه مى رود، آن را ببيند، و هنگامى كه مردم از تو پرسيدند [كه چه مى كنى]، به آنان خبر بده [كه همسايه ات تو را مى آزارد]». آن مرد، همين كار را كرد. پس [همان هنگام كه او كالاى خود را در معرض مردم قرار داده بود،]همسايه آزاررسانش نزد او رفت و به او گفت: كالاى خود را برگردان؛ من هم با

۱.الكافي: ج 2 ص 668 ح 13 عن سدير، بحارالأنوار: ج 22 ص 122 ح 91.