مسئولان تربيت
5 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أدَّبَني رَبّي فَأَحسَنَ تَأديبي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مرا پروردگارم تربيت كرد و نيكو تربيتم كرد.
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 500، بحارالأنوار: ج 71 ص 382.
الاختصاص:عَن بَعضِ الهاشِمِيّينَ رَفَعَ الحَديثَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ أعرابِيّا أتاهُ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أيُدالِكُ ۱ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ؟
قالَ: نَعَم إذا كانَ مُلفَجا ۲.
فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ مَن أدَّبَكَ؟
قالَ: اللّهُ أدَّبَني، وأنَا أفصَحُ العَرَبِ مَيدَ ۳ أنّي مِن قُرَيشٍ، ورُبّيتُ في حِجرٍ مِن هَوازِنَ بَني سَعدِ بنِ بَكرٍ. ۴
الاختصاص:يكى از هاشميان، به صورت خبر مرفوع، ۵ از پيامبر خدا روايت كرده است كه باديه نشينى، نزد ايشان آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا رواست كه مرد در پرداخت مهريه همسرش، امروز و فردا كند؟
فرمود: «آرى، اگر تهى دست باشد».
گفت: اى پيامبر خدا! چه كسى تو را ادب آموخت؟
فرمود: «خدا مرا ادب آموخت؛ و من فصيح ترينِ عربم، از آن رو كه من از قريش هستم و در دامنى از بنى سعد بن بكر از هوازِن، تربيت شده ام».
۱.المُدالَكَة: المُماطَلَة، يعني مَطلَه إيّاها بالمَهر (النهاية: ج 2 ص 130 «دلك»).
۲.المُلفَج ـ بفتح الفاء ـ: الفقير، يقال: ألفَجَ الرجُلُ فهو مُلفَج، على غير قياس (النهاية: ج 4 ص 259 «لفج»).
۳.مَيْدَ و بَيْدَ: لُغتان بمعنى غَيْر. وقيل: معناهما: على أنّ (النهاية: ج 4 ص 379 «ميد»).
۴.الاختصاص: ص 187، بحارالأنوار: ج 17 ص 158 ح 2.
۵.خبر مرفوع، حديثى است كه در سلسله سندش، عبارت «رفَعَه» به كار رفته است، به اين معنا كه يكى از راويان، آن را با واسطه، از راوى قبلى نقل كرده و نام يك يا چند راوى واسطه، مشخّص نشده است.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل أدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحسَنَ أدَبَهُ، فَلَمّا أكمَلَ لَهُ الأَدَبَ قالَ: «إِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ» ۱، ثُمَّ فَوَّضَ إلَيهِ أمرَ الدّينِ وَالاُمَّةِ لِيَسوسَ ۲ عِبادَهُ، فَقالَ عز و جل: «مَا ءَاتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ» ۳، وإنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ مُسَدَّدا مُوَفَّقا مُؤَيَّدا بِروحِ القُدُسِ؛ لا يَزِلُّ ولا يُخطِئُ في شَيءٍ مِمّا يَسوسُ بِهِ الخَلقَ، فَتَأَدَّبَ بآدابِ اللّهِ. ۴
امام صادق عليه السلام:خداوند عز و جل پيامبرش را تربيت كرد و نيكو تربيتش كرد و چون ادب و تربيتِ او را به كمال رساند، فرمود: «همانا تو داراى خويى والا هستى» . آن گاه، كار دين و امّت را به او واگذار كرد تا بندگانِ او را تربيت و اداره كند. پس فرمود: «آنچه پيامبر به شما فرمود، به كار گيريد و از آنچه شما را از آن نهى كرد، باز ايستيد» . پيامبر خدا، هدايتْ شده و توفيقْ يافته بود و به وسيله «روح القُدُس» ۵ تأييد و كمك مى شد. در هيچ امرى از امور اداره مردم، دچار لغزش و خطا نمى شد؛ چرا كه آراسته به آداب الهى بود.
۱.القلم: 4.
۲.ساسَ زيدٌ الأمرَ يَسُوسُه سياسَةً: دبّرَه وقام بأمرِه (المصباح المنير: ص 295 «سوس»).
۳.الحشر: 7.
۴.الكافي: ج 1 ص 266 ح 4 عن فضيل بن يسار، بحارالأنوار: ج 17 ص 4 ح 3.
۵.مراد از روح القُدُس، جبرئيل است كه در قرآن، از او به «الروح الأمين» (شعراء: آيه 194) نيز ياد شده و پاكىِ او از هر گونه خطا و آلودگى و گناه و گم راهى، سبب ناميده شدن او به روح القدس است (الميزان في تفسير القرآن: ج 12 ص347).