مبلّغ نمونه
4 حدیث
الخصال عن عبد اللّه بن عمر:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله. يَا أَيُّها النَّاسُ أَيُّ يَومٍ هَذَا؟ قَالُوا: يَومٌ حَرامٌ. ثُمَّ قَالَ: يَا أيُّهَا النَّاسُ فَأَيُّ شَهرٍ هَذَا؟ قَالُوا شَهرٌ حَرامٌ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ أَيُّ بَلَدٍ هَذَا؟ قَالُوا: بَلَدٌ حَرامٌ قَالَ: فإنَّ اللّهَ عز و جل حَرَّمَ عَلَيكُم دِماءَكُم وأموالَكُم وأعراضَكُم، كَحُرمَةِ يَومِكُم هذا في شَهرِكُم هذا في بَلَدِكُم هذا، إلى يَومِ تَلقَونَهُ. ألا فَليُبَلِّغ شاهِدُكُم غائِبَكُم؛ لا نَبِيَّ بَعدي، ولا اُمَّةَ بَعدَكُم. ثُمَّ رَفَعَ يَدَيهِ حَتّى إنَّهُ لَيُرى بَياضُ إبطَيهِ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ اشهَد أنّي قَد بَلَّغتُ. ۱
الخصالـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ: پيامبر خدا فرمود:. اى مردم! امروز، چه روزى است؟».
گفتند: روز حرام.
سپس فرمود: «اى مردم! امروز، چه ماهى است؟».
گفتند: ماه حرام.
فرمود: «اى مردم! اين سرزمين، چه سرزمينى است؟».
گفتند: سرزمينِ حرام.
پيامبر خدا فرمود: «خداوند عز و جل به سانِ حرمت امروز و اين ماه و اين سرزمين، خون و مال و آبروىِ شما را تا روزى كه او را ملاقات كنيد، بر شما حرام كرده است. آگاه باشيد! بايد شاهدان شما [سخنم را] به غايبانتان برسانند. پيامبرى پس از من و امّتى پس از شما نخواهد بود».
آن گاه، دو دست خود را چنان بالا برد كه سفيدى زير بغل هايش آشكار شد. آن گاه فرمود: «خداوندا! گواه باش كه من، ابلاغ كردم».
۱.الخصال: ص 487 ح 63، بحار الأنوار: ج 21 ص 381 ح 8 وراجع: مسند ابن حنبل: ج 7 ص 376 ح 20720.
بحار الأنوار عن زيد بن أرقم:خَرَجنا مَعَ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله حُجّاجا، حَتّى إذا كُنّا بِالجُحفَةِ بِغَديرِ خُمٍّ صَلَّى الظُّهرَ، ثُمَّ قامَ خَطيبا فينا، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ، هَل تَسمَعونَ؟ إنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكُم؛ إنّي اُوشِكُ أن اُدعى، وإنّي مَسؤولٌ، وإنَّكُم مَسؤولونَ. إنّي مَسؤولٌ؛ هَل بَلَّغتُكُم؟ وأنتُم مَسؤولونَ؛ هَل بُلِّغتُم؟ فَماذا أنتُم قائِلونَ؟ قالَ: قُلنا: يا رَسول اللّهِ، بَلَّغتَ وجَهَدتَ. قالَ: اللّهُمَّ اشهَد، وأنَا مِنَ الشّاهِدينَ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از زيد بن اَرقَم ـ: همراه پيامبر خدا، پس از انجام دادن حج، خارج شديم تا آن كه در جُحفه به غدير خم رسيديم. [پيامبر صلى الله عليه و آله] نماز ظهر را اقامه كرد. آن گاه، براى خطابه در ميان ما برخاست و فرمود: «اى مردم! آيا مى شنويد؟ من، فرستاده خدا به سوى شما هستم. من به زودى [به سوى خدا] فرا خوانده خواهم شد و از من و از شما سؤال خواهد شد. از من، پرسش خواهد شد كه آيا به شما ابلاغ كرده ام، و از شما خواهند پرسيد: آيا به شما ابلاغ شده است؟ در اين صورت، شما چه خواهيد گفت؟».
گفتيم: اى پيامبر خدا! تو ابلاغ كردى و كوشش نمودى.
فرمود: «خدايا! گواه باش، و من از جمله گواهان خواهم بود».
۱.بحار الأنوار: ج 37 ص 191 ح 74 نقلاً عن كتاب منقبة المطهّرين.
مسند ابن حنبل عن سمرة بن جندب:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أيُّهَا النّاسُ، اُنشِدُكُم بِاللّهِ إن كُنتُم تَعلَمونَ أنّي قَصَّرتُ عَن شَيءٍ مِن تَبليغِ رِسالاتِ رَبّي عز و جل لَمّا أخبَرتُموني ذاكَ؛ فَبَلَّغتُ رِسالاتِ رَبّي كَما يَنبَغي لَها أن تُبَلَّغَ، وإن كُنتُم تَعلَمونَ أنّي بَلَّغتُ رِسالاتِ رَبّي لَمّا أخبَرتُموني ذاكَ. قالَ: فَقامَ رِجالٌ فَقالوا: نَشهَدُ أنَّكَ قَد بَلَّغتَ رِسالاتِ رَبِّكَ، ونَصَحتَ لاُِمَّتِكَ، وقَضَيتَ الَّذي عَلَيكَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از سَمَرة بن جُندب ـ: پيامبر خدا فرمود: «اى مردم! شما را به خدا سوگند مى دهم، اگر مى دانيد كه من در رساندن چيزى از رسالت هاى پروردگارم كوتاهى كرده ام، مرا از آن، باخبر سازيد تا رسالت هاى پروردگارم را چنان كه شايسته رساندن است، ابلاغ كنم و اگر مى دانيد كه من، رسالت هاى پروردگارم را رسانده ام، مرا از آن، باخبر كنيد».
اشخاصى برخاستند و گفتند: گواهى مى دهيم كه تو، رسالت هاى پروردگارت را ابلاغ كرده اى و براى امّتت، خيرخواهى كرده اى و آنچه بر عهده داشته اى، ادا كرده اى.
۱.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 265 ح 20198.
المستدرك على الصحيحين عن أنس:إنَّ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ آخِرُ ما تَكَلَّمَ بِهِ: «جَلالَ رَبِّي الرَّفيعَ فَقَد بَلَّغتُ»، ثُمَّ قَضى صلى الله عليه و آله. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از اَ نَس ـ: آخرين سخنى كه پيامبر خدا فرمود، اين جمله بود: «اى پروردگارِ باجلالت و بلندمرتبه! ابلاغ كردم» و آن گاه، جان به جان آفرين، تسليم كرد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 59 ح 4387.