كودكى كردن با كودك و بازى با او
7 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ عِندَهُ صَبِيٌ فَليَتَصابَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نزد هر كس كودكى هست، بايد با او كودكى كند. ۲
كنز العمّالـ به نقل از اَ نَس ـ: پيامبر خدا با [دخترْخوانده اش] زينب دختر امّ سلمه، بازى مى كرد و پى در پى مى فرمود: «اى زينب كوچولو، اى زينب كوچولو!».
سنن ابن ماجة عن سعيد بن أبي راشد:أنَّ يَعلَى بنَ مُرَّةَ حَدَّثَهُم أنَّهُم خَرَجوا مَعَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله إلى طَعامٍ دُعوا لَهُ، فَإذا حُسَينٌ يَلعَبُ فِي السِّكَّةِ ۱، قالَ: فَتَقَدَّمَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله أمامَ القَومِ وبَسَطَ يَدَيهِ، فَجَعَلَ الغُلامُ يَفِرُّ هاهُنا وهاهُنا، ويُضاحِكُهُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله حَتّى أخَذَهُ، فَجَعَلَ إحدى يَدَيهِ تَحتَ ذَقَنِهِ، وَالاُخرى في فَأسِ ۲ رَأسِهِ، فَقَبَّلَهُ وقالَ: حُسَينٌ مِنِّي وأنا مِن حُسَينٍ، أحَبَّ اللّهُ مَنْ أحَبَّ حُسَينا، حُسَينٌ سِبطٌ مِنَ الأَسباطِ. ۳
سنن ابن ماجةـ به نقل از سعيد بن ابى راشد ـ: يعلى بن مرّه، اين حديث را نقل كرد كه همراه پيامبر خدا به سوى ميهمانى اى كه دعوت شده بودند، حركت كردند كه ديدند حسين عليه السلام در كوچه اى بازى مى كند.
پيامبر صلى الله عليه و آله جلوى گروه آمد و دستان خود را باز كرد؛ ولى پسر (حسين عليه السلام) به اين سو و آن سو فرار مى كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مى خندانْد تا او را گرفت. يكى از دستان خود را زير چانه او قرار داد و ديگرى را پشت سرش و او را بوسيد و فرمود: «حسين، از من است و من، از حسينم. خداوند، كسى كه حسين را دوست دارد، دوست مى دارد. حسين، سِبطى از اَسباط است».
صحيح ابن حبّان عن أبي هريرة:كانَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله يَدلَعُ ۱ لِسانَهُ لِلحُسَينِ، فَيَرى الصَّبِيُ حُمرَةَ لِسانِهِ، فَيَهِشُّ ۲ إلَيهِ. فَقالَ لَهُ عُيَينَةُ بنُ بَدرٍ: ألا أراهُ يَصنَعُ هذا بِهذا، فواللّه إنَّهُ لَيَكونُ لِيَ الوَلَدُ قَد خَرَجَ وَجهُهُ وَما قَبَّلتُهُ قَطُّ!
فَقالَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله: مَن لا يَرحَمُ لا يُرحَمُ. ۳
صحيح ابن حبّانـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا، زبانش را براى حسين عليه السلام بيرون مى آورد و كودك، سرخىِ زبان را مى ديد و مى خنديد. عُيَينة بن بدر به ايشان گفت: چه مى بينيم؟ او با اين [كودك]چنين مى كند؟! من فرزندى دارم كه صورتش ريش در آورده؛ ولى هيچ گاه او را نبوسيده ام.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه مهربانى نكند، مورد مهربانى قرار نمى گيرد».
المناقب لابن شهر آشوب عن ابن مهاد عن أبيه:[أنَّ] النَّبِيَ صلى الله عليه و آله بَرَكَ لِلحَسَنِ وَالحُسَينِ فَحَمَلَهُما وخالَفَ بَينَ أيديهِما وأرجُلِهِما، وقالَ: نِعمَ الجَمَلُ جَمَلُكُما. ۱
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابن مهاد، از پدرش ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله براى حسن و حسين عليهماالسلام نيم خيز نشست و آنان را سوار كرد و دست ها و پاهايشان را مخالف يكديگر قرار داد ۲ و فرمود: «شترِ شما، شترِ خوبى است».
فضائل الصحابة، ابن حنبلـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدم كه دستان حسين بن على عليهماالسلامرا گرفته و پايش را روى پاى خود گذاشته است و مى فرمايد: «بالا بيا، چشم كوچولو! بالا بيا، چشم كوچولو!».
كفاية الأثر عن أبي هريرة:كُنتُ عِندَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله وأبو بَكرٍ وعُمَرُ وَالفَضلُ بنُ العَبّاسِ وزَيدُ بنُ حارِثَةَ وعَبدُ اللّهِ بنُ مَسعودٍ، إذ دَخَلَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍ عليه السلام، فَأَخَذَهُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله وقَبَّلَهُ، ثُمَّ قالَ: حِبِقَّةٌ ۱ حِبِقَّه، تَرقَّ عَينَ بَقَّه ۲، ووَضَعَ فَمَهُ عَلى فَمِهِ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ إنّي اُحِبُّهُ فَأحِبَّهُ، وأحِبَّ مَن يُحِبُّهُ. ۳
كفاية الأثرـ به نقل از ابو هريره ـ: من با ابو بكر، عمر، فضل بن عبّاس، زيد بن حارثه و عبد اللّه بن مسعود، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه حسين بن على عليهماالسلام وارد شد. پيامبر صلى الله عليه و آله او را گرفت و بوسيد و سپس فرمود: «كوچولو، اى كوچولو! بالا بيا، چشم كوچولو!».
سپس دهان خود را بر دهان او گذاشت و گفت: «بار الها! من او را دوست دارم. پس او را دوست بدار و كسى كه او را دوست مى دارد، دوست بدار».