حدیث دربارهكودكى كردن با كودك و بازى با او
سنن ابن ماجة عن سعيد بن أبي راشد:أنَّ يَعلَى بنَ مُرَّةَ حَدَّثَهُم أنَّهُم خَرَجوا مَعَ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله إلى طَعامٍ دُعوا لَهُ، فَإذا حُسَينٌ يَلعَبُ فِي السِّكَّةِ ۱، قالَ: فَتَقَدَّمَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله أمامَ القَومِ وبَسَطَ يَدَيهِ، فَجَعَلَ الغُلامُ يَفِرُّ هاهُنا وهاهُنا، ويُضاحِكُهُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله حَتّى أخَذَهُ، فَجَعَلَ إحدى يَدَيهِ تَحتَ ذَقَنِهِ، وَالاُخرى في فَأسِ ۲ رَأسِهِ، فَقَبَّلَهُ وقالَ: حُسَينٌ مِنِّي وأنا مِن حُسَينٍ، أحَبَّ اللّهُ مَنْ أحَبَّ حُسَينا، حُسَينٌ سِبطٌ مِنَ الأَسباطِ. ۳
سنن ابن ماجةـ به نقل از سعيد بن ابى راشد ـ: يعلى بن مرّه، اين حديث را نقل كرد كه همراه پيامبر خدا به سوى ميهمانى اى كه دعوت شده بودند، حركت كردند كه ديدند حسين عليه السلام در كوچه اى بازى مى كند.
پيامبر صلى الله عليه و آله جلوى گروه آمد و دستان خود را باز كرد؛ ولى پسر (حسين عليه السلام) به اين سو و آن سو فرار مى كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مى خندانْد تا او را گرفت. يكى از دستان خود را زير چانه او قرار داد و ديگرى را پشت سرش و او را بوسيد و فرمود: «حسين، از من است و من، از حسينم. خداوند، كسى كه حسين را دوست دارد، دوست مى دارد. حسين، سِبطى از اَسباط است».