حدیث دربارهمبلّغ نمونه
بحار الأنوار عن زيد بن أرقم:خَرَجنا مَعَ رَسول اللّهِ صلى الله عليه و آله حُجّاجا، حَتّى إذا كُنّا بِالجُحفَةِ بِغَديرِ خُمٍّ صَلَّى الظُّهرَ، ثُمَّ قامَ خَطيبا فينا، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ، هَل تَسمَعونَ؟ إنّي رَسولُ اللّهِ إلَيكُم؛ إنّي اُوشِكُ أن اُدعى، وإنّي مَسؤولٌ، وإنَّكُم مَسؤولونَ. إنّي مَسؤولٌ؛ هَل بَلَّغتُكُم؟ وأنتُم مَسؤولونَ؛ هَل بُلِّغتُم؟ فَماذا أنتُم قائِلونَ؟ قالَ: قُلنا: يا رَسول اللّهِ، بَلَّغتَ وجَهَدتَ. قالَ: اللّهُمَّ اشهَد، وأنَا مِنَ الشّاهِدينَ. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از زيد بن اَرقَم ـ: همراه پيامبر خدا، پس از انجام دادن حج، خارج شديم تا آن كه در جُحفه به غدير خم رسيديم. [پيامبر صلى الله عليه و آله] نماز ظهر را اقامه كرد. آن گاه، براى خطابه در ميان ما برخاست و فرمود: «اى مردم! آيا مى شنويد؟ من، فرستاده خدا به سوى شما هستم. من به زودى [به سوى خدا] فرا خوانده خواهم شد و از من و از شما سؤال خواهد شد. از من، پرسش خواهد شد كه آيا به شما ابلاغ كرده ام، و از شما خواهند پرسيد: آيا به شما ابلاغ شده است؟ در اين صورت، شما چه خواهيد گفت؟».
گفتيم: اى پيامبر خدا! تو ابلاغ كردى و كوشش نمودى.
فرمود: «خدايا! گواه باش، و من از جمله گواهان خواهم بود».
۱.بحار الأنوار: ج 37 ص 191 ح 74 نقلاً عن كتاب منقبة المطهّرين.