حدیث دربارهاهمّيت تبليغ

عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ إذا بَعَثَ بَعثا قالَ ـ: تَأَلَّفُوا النّاسَ، وتَأَنَّوا بِهِم، ولا تُغيروا عَلَيهِم حَتّى تَدعوهُم؛ فَما عَلَى الأَرضِ مِن أهلِ بَيتِ مَدَرٍ ولا وَبَرٍ إلّا وإن تَأتوني بِهِم [مُسلِمينَ]أحَبُّ إلَيَّ مِن أن تَقتُلوا رِجالَهُم وتَأتوني بِنِسائِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ زمانى كه دسته اى را گسيل مى داشت [به آنان] مى فرمودـ: با مردم، اُلفت بگيريد و به آنان فرصت دهيد و تا آنان را [به اسلام] فرا نخوانده ايد، بر آنان هجوم نياوريد كه بر روى زمين، هيچ خانواده روستانشين يا چادرنشينى نيست، مگر آن كه اگر آنان را مسلمان پيش من آوريد، برايم دوست داشتنى تر از آن است كه مردانشان را بكُشيد و زنانشان را نزد من آوريد.
۱.المطالب العالية: ج 2 ص 166 ح 1962 عن عبد الرحمن بن عائذ.

احادیث دیگر این موضوع

۴
شرح نهج البلاغة:وقتى امير مؤمنان بر آب صفّين دست يافت، به شاميان اجازه داد كه از آب استفاده كنند و از آن بهره ببرند، با اين اميد كه به وى توجّه كنند و دلشان متمايل به امام عليه السلام شود و براى اين كه عدالت را به آنان نشان دهد و با آنها خوش رفتارى شود. مدّتى گذشت و نه امام عليه السلام كسى را به سوى معاويه فرستاد و نه كسى از سوى معاويه پيش ايشان آمد. عراقى ها هم با مشاهده تأخير فرمان جنگ، گفتند: اى امير مؤمنان! ما فرزندان و زنانمان را در كوفه گذاشته ايم. آيا به اطراف شام آمده ايم تا در آن مقيم شويم؟ فرمان جنگ را صادر كن. مردم، چيزهايى مى گويند. [امام عليه السلام] به آنان فرمود: «چه مى گويند؟». يكى از آنها گفت: مردم، گمان مى برند كه تو از جنگْ كراهت دارى، همانند كراهت از مرگ. مردم گمان مى برند كه تو در جنگ با شاميان، دو دلى. فرمود: «تاكنون، كى من از جنگ كراهت داشته ام؟ شگفتا، من كه در كودكى و نوجوانى دوستدار جنگ بوده ام، حال كه دوران پيرى رسيده و عمر به سر آمده و گاهِ رفتن نزديك است، از آن ناخشنود باشم! امّا دو دلى ام در جنگ با شاميان، اگر قرار بود دو دل باشم، بايد درباره جنگ با بصريان ترديد مى داشتم. به خداوند سوگند، زير و زبر اين كار را بررسى كردم و ديدم كه دو راه بيشتر ندارم: يا جنگ و يا اين كه از خدا و رسول، نافرمانى كنم. و [اكنون] در جنگ با شاميان، درنگ مى كنم، به اميد اين كه آنان به راه بيايند و يا حدّ اقل تعدادى از آنها به راه بيايند. پيامبر خدا در روز خيبر به من فرمود: اگر خداوند با دست تو يك نفر را هدايت كند، بهتر از هر آن چيزى است كه آفتاب بر آن مى تابد».