معناى پارسايى

17 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الوَرَعُ سَيِّدُ العَمَلِ، مَن لَم يَكُن لَهُ وَرَعٌ يَرُدُّهُ عَن مَعصيَةِ اللّهِ تعالى إذا خَلا بها لَم يَعبَأِ اللّهُ بسائرِ عَمَلِهِ، فذلكَ مَخافَةُ اللّهِ في السِّرِّ والعَلانِيَةِ، والاقتِصادُ في الفَقرِ والغِنى، والعَدلُ عِندَ الرِّضاوالسُّخطِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پارسايى، سَرور اعمال است. هر كس پارسايى اى نداشته باشد كه هر گاه در خلوت با نافرمانىِ خدا رو به رو شد، او را از ارتكاب آن باز دارد، خداوند به ديگر اعمال او توجّهى نمى كند؛ زيرا پارسايى، ترس از خداست در نهان و آشكار، و ميانه روى است در تهى دستى و توانگرى، و مراعات عدالت است در خشنودى و خشم.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 430 ح 7299 نقلاً عن الحكيم عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:الوَرِعُ الّذي يَقِفُ عِندَ الشُّبهَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پارسا كسى است كه به هنگام پيش آمدن شبهه، درنگ كند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 428 ح 7289 نقلاً عن المعجم الكبير عن واثلة.
عنه صلى الله عليه و آله:الآخِذُ بالشُّبُهاتِ يَستَحِلُّ الخَمرَ بالنَّبيذِ، والسُّحتَ بالهَديَّةِ، والبَخسَ ۱ بالزَّكاةِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كسى كه به شبهات عمل مى كند، شراب را به نام نبيذ، رشوه را به نام هديه و باج را به نام زكات، حلال مى شمارد.
۱.البَخْس: نقصان الحقّ، ولا تبخسوا الناسَ: أي لا تظلموهم (تاج العروس: ج 8 ص 198).
۲.كنز العمّال: ج 3 ص 426 ح 7276 نقلاً عن الفردوس عن الإمام عليّ عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:الحَلالُ بَيِّنٌ، والحَرامُ بَيِّنٌ، وبَينَهُما اُمورٌ مُشتَبِهاتٌ، لايَعلَمُها كَثيرٌ مِن النّاسِ، فمَنِ اتَّقَى الشُّبُهاتِ استَبرَأ لِعِرضِهِ ودِينِهِ، ومَن وَقَعَ في الشُّبُهاتِ وَقَعَ في الحَرامِ، كَراعٍ يَرعى حَولَ الحِمى يُوشِكُ أن يُواقِعَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حلال، روشن است و حرام نيز روشن است و ميان آن دو، امورى شبهه ناك هستند كه بسيارى از مردم، [حُكم] آنها را نمى دانند. پس هر كه از شبهات بپرهيزد، آبرو و دين خود را حفظ كرده است و هر كه در شبهات وارد شود، به حرام مى افتد، مانند چوپانى كه در اطراف قُرُقگاه مى چراند و [همواره] نزديك است كه وارد آن شود.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 428 ح 7291 نقلاً عن صحيح البخاري أو صحيح مسلم عن النعمان بن بشير.
عنه صلى الله عليه و آله:الاُمورُ ثلاثةٌ: أمرٌ تَبَيَّنَ لكَ رُشدُهُ فاتَّبِعْهُ، وأمرٌ تَبَيَّنَ لكَ غَيُّهُ فاجتَنِبْهُ، وأمرٌ اختُلِفَ فيهِ فَرُدَّهُ إلى اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امور، سه گونه اند: امرى كه درستىِ آن بر تو روشن است، پس آن را دنبال كن؛ امرى كه نادرستىِ آن بر تو آشكار است، پس از آن دورى كن؛ و امرى كه در آن، اختلاف است، پس آن را به خداوند عز و جل ارجاع ده.
۱.الأمالي للصدوق: ص 352 ح 486 عن جميل بن صالح عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 2 ص 258 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:اِجعَلوا بَينَكُم وبَينَ الحَرامِ سِترا مِن الحَلالِ، مَن فَعلَ ذلكَ استَبرَأ لِعِرضِهِ ودِينِهِ، ومَن أرتَعَ فيهِ كانَ كالمُرتِعِ إلى جَنبِ الحِمى يُوشِكُ أن يَقَعَ فيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ميان خود و حرام، پرده اى از حلال بكشيد. هر كه چنين كند، آبرو و دين خود را نگه مى دارد و هر كه در آن (نزديكىِ حرام) بچراند، مانند كسى است كه [دام هاى خود را]در كنار قرقگاه بچراند و نزديك است كه وارد آن شود.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 426 ح 7274 عن النعمان بن بشير.
عنه صلى الله عليه و آله:الحَلالُ بَيِّنٌ، والحَرامُ بَيِّنٌ، فدَعْ ما يُريبُكَ إلى ما لا يُريبُكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حلال، روشن است و حرام نيز روشن. پس آنچه را كه شك دارى، رها كن و به آنچه شك ندارى، چنگ بزن.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 429 ح 7292 نقلاً عن المعجم الصغير عن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله:دَع ما يُريبُكَ إلى ما لا يُريبُكَ؛ فإنّكَ لَن تَجِدَ فَقدَ شَيءٍ تَرَكتَهُ للّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه را در آن شك دارى، رها كن و به آنچه شك ندارى، چنگ بزن؛ زيرا فقدان چيزى را كه براى خداوندْ رهايش كرده اى، هرگز احساس نخواهى كرد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 429 ح 7297 عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِأبي رِفاعَةَ ـ: إنّكَ لَن تَدَعَ شَيئا للّهِ إلّا أبدَلَكَ اللّهُ خَيرا مِنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به ابو رفاعه ـ: هرگز چيزى را به خاطر خدا رها نمى كنى، مگر اين كه خداوند، بهتر از آن را به تو عوض مى دهد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 798 ح 8795 عن أبي رفاعة عبداللّه بن الحارث.
عنه صلى الله عليه و آله:دَعْ ما يُريبُكَ إلى ما لا يُريبُكَ؛ فإنَّ الصِّدقَ طُمَأنِينَةٌ، وإنَّ الكِذبَ رِيبَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه تو را به شك مى اندازد، رها كن و به آنچه تو را به شك نمى اندازد، چنگ بزن؛ زيرا راست، مايه آرامش [روان] است و دروغ، باعث پريشانى.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 668 ح 2518 عن الإمام الحسن عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:دَعْ ما يُريبُكَ إلى ما لا يُريبُكَ؛ فإنَّ الخَيرَ طُمأنِينَةٌ، والشَّرَّ رِيبَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه را كه در آن شك دارى، رها كن و به آنچه در آن شك ندارى، چنگ بزن؛ زيرا خوبى، مايه آرامش است و بدى، باعث پريشانى و ناراحتى.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 431 ح 7308 عن الإمام الحسن عليه السلام.
عنه صلى الله عليه و آله:البِرُّ ما سَكَنَت إلَيهِ النَّفسُ، واطمَأنَّ إلَيهِ القَلبُ، والإثمُ ما لَم تَسكُن إلَيهِ النَّفسُ، ولَم يَطمَئنَّ إلَيهِ القَلبُ، وإن أفتاكَ المُفتُونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:طاعت و نيكى، آن چيزى است كه جان، بدان قرار گيرد و دل به آن آرام يابد؛ ولى گناه، آن چيزى است كه جان، بدان قرار نگيرد و دل به آن آرام نيابد، هرچند فتوا دهندگان [به جواز آن] به تو فتوا دهند.
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 223 ح 17757 عن الخشني.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ البِرَّ ما اسَتَقَرَّ في الصَّدرِ، واطمَأنَّ إلَيهِ القَلبُ، والشَّكَّ ما لَم يَستَقِرَّ في الصَّدرِ، ولَم يَطمَئنَّ إلَيهِ القَلبُ، فدَعْ ما يُرِيبُكَ إلى ما لا يُرِيبُكَ، وإن أفتاكَ المُفتُونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:طاعت، آن چيزى است كه در سينه قرار گيرد و دل به آن آرام يابد و شك، آن چيزى است كه در سينه قرار نگيرد و دل، بدان آرام نيابد. پس آنچه را موجب شك (اضطراب و بى قرارى) تو مى شود، به آنچه تو را به شك (اضطراب و ناآرامى) نمى اندازد، وا گذار، هرچند فتوا دهندگان، [خلاف آن را] به تو فتوا دهند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 430 ح 7304 نقلاً عن ابن عساكر عن الواثلة.
عنه صلى الله عليه و آله:تُفتيكَ نَفسُكَ، ضَعْ يَدَكَ على صَدرِكَ، فإنّهُ يَسكُنُ لِلحَلالِ، ويَضطَرِبُ مِن الحَرامِ، دَعْ مايُريبُكَ إلى ما لا يُريبُكَ، وإن أفتاكَ المُفتُونَ، إنَ المؤمنَ يَذَرُ الصَّغيرَ مَخافَةَ أن يَقعَ في الكَبيرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نفْس (وجدانِ) تو، خود، به تو فتوا مى دهد. دستت را روى سينه ات بگذار؛ در برابر حلال، آرام مى گيرد و از حرام، مضطرب و بى قرار مى شود. آنچه تو را به شك (اضطراب) مى اندازد، رها كن و به آنچه تو را به شك (اضطراب) نمى اندازد، چنگ بزن، هرچند فتوا دهندگان، [خلاف آن را] به تو فتوا دهند. مؤمن از ترس آن كه به مشكل بزرگ ترى نيفتد، [مشكل]كوچك را رها مى كند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 431 ح 7306 نقلاً عن الحكيم عن عثمان بن عطاء عن أبيه.
عنه صلى الله عليه و آله:استَفتِ قَلبَكَ، استَفتِ نَفسَكَ، البِرُّ ما اطمَأنَّ إلَيهِ القَلبُ واطمَأ نَّت إلَيهِ النَّفسُ، والإثمُ ما حاكَ في النَّفسِ وتَرَدَّدَ في الصَّدرِ، وإن أفتاكَ النّاسُ وأفتَوكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از دلت فتوا بخواه، از [وجدانِ] خود فتوا بخواه. طاعت، آن چيزى است كه دل به آن آرام گيرد و جان، بدان آرامش و قرار يابد و گناه، آن چيزى است كه در جان، آرام نگيرد و در سينه بى تابى كند، هرچند مردم [جواز آن را] به تو حكم كنند و فتوا دهند.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 432 ح 7312 عن وابصة.
عنه صلى الله عليه و آله:الإثمُ حَوازُّ ۱ القَلبِ، وما مِن نَظرَةٍ إلّا ولِلشَّيطانِ فيها مَطمَعٌ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گناه، دل را مى آزارد و هيچ نگاهى نيست، مگر اين كه شيطان به آن، چشم طمع مى دوزد.
۱.حَوّاز القلوب: أي يجوز القلب ويغلب عليه حتّى يركب ما لا يُحبّ (لسان العرب: ج 5 ص 343).
۲.كنز العمّال: ج 3 ص 434 ح 7320 عن عبداللّه.
عنه صلى الله عليه و آله:ما أنكَرَ قَلبُكَ فَدَعْهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آنچه را كه دلت انكار كرد و نپسنديد، رهايش كن.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 428 ح 7286 نقلاً عن ابن عساكر عن عبدالرحمن بن معاوية بن خديج.