اهتمام به پرسشگرى

3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العِلمُ خَزائِنُ ومِفتاحُهَا السُّؤالُ، فَاسأَلوا رَحِمَكُمُ اللّهُ، فَإِنَّهُ يُؤجَرُ أربَعَةٌ: السّائِلُ، والمُتَكَلِّمُ، وَالمُستَمِعُ، وَالمُحِبُّ لَهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش، گنجينه هايى است كه كليد آنها، پرسش است. بپرسيد ـ خداوند، شما را رحمت كند ـ؛ چرا كه چهار گروه، پاداش مى بَرَند: پرسش كننده، پاسخ دهنده، شنونده، و دوستدار آنان.
۱.تحف العقول: ص 41، بحارالأنوار: ج 77 ص 144 ح 39.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله ذُكِرَ لَهُ أنَّ رَجُلاً أصابَتهُ جَنابَةٌ عَلى جُرحٍ كانَ بِهِ، فَاُمِرَ بِالغُسلِ فَاغتَسَلَ فَكَزَّ ۱ فَماتَ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قَتَلوهُ قَتَلَهُمُ اللّهُ، إنَّما كانَ دَواءُ العِيِّ السُّؤالَ. ۲
امام صادق عليه السلام:به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داده شد كه مردى مجروح و آسيب ديده، جُنُب شد و به وى گفته شد غسل كند. او هم غسل كرد و سپس سرما خورد و لرزيد و از دنيا رفت. پيامبر خدا فرمود: «او را كُشتند. خداوند آنان را بكُشد! همانا داروى درمانده [از پاسخ]، پرسيدن [از دانا] است».
۱.كُزّ الرجل فهو مكزوز: إذا تقبّض من البرد (الصحاح: ج 3 ص 893).
۲.الكافي: ج 3 ص 68 ح 4 عن جعفر بن إبراهيم الجعفريّ عن الإمام الصادق عليه السلام.
مسند ابن حنبل عن أبياُمامة:إنَّ فَتىً شابّا أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، ائذِن لي بِالزِّنا! فَأَقبَلَ القَومُ عَلَيهِ فَزَجَروهُ وقالوا: مَه مَه. فَقالَ: اُدنُه فَدَنا مِنهُ قَريبا، قالَ: فَجَلَسَ، قالَ: أتُحِبُّهُ لِاُمِّكَ؟ قالَ: لا وَاللّهِ جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ! قالَ: ولَا النّاسُ يُحِبّونَهُ لِاُمَّهاتِهِم. قالَ: أفَتُحِبُّهُ لِابنَتِكَ؟. قالَ: لا وَاللّهِ يا رَسولَ اللّهِ، جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ! قالَ: ولَا النّاسُ يُحِبُّونَهُ لِبَناتِهِم. قالَ: أفَتُحِبُّهُ لَاُختِكَ؟ قالَ: لا وَاللّهِ جَعَلَنِي اللّهُ فِداكَ! قالَ: ولَا النّاسُ يُحِبّونَهُ لأَِخَواتِهِم. قالَ: أفَتُحِبُّهُ لِعَمَّتِكَ؟. قالَ: لا وَاللّهِ جَعَلَنِي اللّهُ

مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو اُمامه ـ: جوانى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! اجازه بده زنا كنم! مردم به سويش هجوم آوردند و آزارش دادند و گفتند: ساكت شو! پيامبر خدا [به او] فرمود: «نزديك بيا». جوان به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك شد و نشست. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «آيا اين عمل را براى مادرت مى پسندى؟». گفت: نه به خدا، جانم فدايت! فرمود: «مردم هم اين عمل را براى مادران خود نمى پسندند». [سپس] فرمود: «آيا اين عمل را براى دخترت مى پسندى؟». جوان گفت: نه به خدا، اى پيامبر خدا، جانم فدايت! فرمود: «مردم هم اين عمل را براى دختران خود نمى پسندند». [سپس] فرمود: «آيا اين عمل را براى خواهرت مى پسندى؟». گفت: نه به خدا، جانم فدايت! فرمود: «مردم

۱.مسند ابن حنبل: ج 8 ص 285 ح 22274.