غفلت

1 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما لي أرى حُبَّ الدُّنيا قَد غَلَبَ عَلى كَثيرٍ مِنَ النّاسِ حَتّى كَأَنَّ المَوتَ في هذِهِ الدُّنيا عَلى غَيرِهِم كُتِبَ! وكَأَنَّ الحَقَّ في هذِهِ الدُّنيا عَلى غَيرِهِم وَجَبَ! وحَتّى كَأَن لَم يَسمَعوا ويَرَوا مِن خَبَرِ الأَمواتِ قَبلَهُم! سَبيلُهُم سَبيلُ قَومٍ سَفرٍ عَمّا قَليلٍ إلَيهِم راجِعونَ، بُيوتُهُم أجداثُهُم، ويَأكُلونَ تُراثَهُم ۱، فَيَظُنّونَ أنَّهُم مُخَلَّدونَ بَعدَهُم، هَيهاتَ هَيهاتَ! أما يَتَّعِظُ آخِرُهُم بِأَوَّلِهِم؟ لَقَد جَهِلوا ونَسوا كُلَّ واعظٍ في كِتابِ اللّهِ، وأمِنوا شَرَّ كُلِّ عاقِبَةِ سوءٍ، ولَم يَخافوا نُزولَ فادِحَةٍ وبَوائِقَ ۲ حادِثَةٍ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه شده است كه مى بينم دنيادوستى بر بسيارى از مردم، چيره آمده است، چندان كه گويى مرگ در اين دنيا براى ديگران رقم خورده، و انگار حق (وظيفه) در اين دنيا بر غير آنان واجب گشته است، و گويى از خبر مُردگان پيش از خود، چيزى نشنيده و نديده اند؟! راهشان، راه گروهى مسافر است و به زودى به سوى آنان باز مى گردند؛ آنان كه به خانه هاى گور خويش رفته اند و اينان، ميراث خوارشان شده اند و مى پندارند كه پس از آنان، جاودانه خواهند زيست. هرگز، هرگز! آيا آخرينشان از اوّلينشان پند نمى گيرد؟ سخنان پندآموز كتاب خدا را نفهميدند و آنها را به فراموشى سپردند، و خويشتن را از گزند هر بدفرجامى اى در امان پنداشتند و از فرود آمدن هيچ گونه مصيبت و رويداد مُهلكى نهراسيدند.
۱.التُّراث: أصل التاء فيه واو. تقول: وَرِثتُ أبي، ووَرِثت الشيء من أبي (الصحاح: ج 1 ص 295 «ورث»).
۲.البوائق: الغوائل والشرور (النهاية: ج 1 ص 162 «بوق»).
۳.الكافي: ج 8 ص 168 ح 190 عن جابر بن عبد اللّه، بحار الأنوار: ج 77 ص 132 ح 42؛ نوادر الاُصول: ج 1 ص 152 عن أنس نحوه.