نمونه هايى از بركت دعاى پيامبر
7 حدیث
المناقب لابن شهر آشوب:مَرَّ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ وهُوَ يَصنَعُ شَيئا مِن طينٍ مِن لُعَبِ الصِّبيانِ.
فَقالَ: ما تَصنَعُ بِهذا؟
قالَ: أبيعُهُ.
قالَ: ما تَصنَعُ بِثَمَنِهِ؟
قالَ: أشتَري رُطَبا فَآكُلُهُ.
فَقالَ لَهُ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ بارِك لَهُ في صَفقَةِ يَمينِهِ.
فَكانَ يُقالُ: مَا اشتَرى شَيئا قَطُّ إلّا رَبِحَ فيهِ، فَصارَ أمرُهُ إلى أن يُمَثَّلَ بِهِ، فَقالوا: عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرٍ الجَوادُ، وكانَ أهلُ المَدينَةِ يَتَدايَنونَ بَعضُهُم مِن بَعضٍ إلى أن يَأتِيَ عَطاءُ عَبدِ اللّهِ بنِ جَعفَرٍ. ۱
المناقب، ابن شهر آشوب:پيامبر خدا از كنار عبد اللّه بن جعفر گذشت، در حالى كه وى با گِل، اسباب بازى اى براى كودكان مى ساخت. فرمود: «با اين، چه مى كنى؟».
گفت: آن را مى فروشم.
فرمود: «با پول آن، چه مى كنى؟».
گفت: خرما مى خرم و مى خورم.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بار خدايا! در معامله اش بركت قرار بده».
گفته مى شد كه او هرگز چيزى نخريد، مگر آن كه در آن، سود بُرد و كارش به آن جا رسيد كه ضرب المثل شد و گفتند: «عبد اللّه بن جعفرِ بخشنده». مردم مدينه از يكديگر وام مى گرفتند، تا آن كه بخششِ عبد اللّه بن جعفر برسد.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 84، بحار الأنوار: ج 18 ص 17 ح 45.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر
سنن أبي داوود عن حكيم بن حزام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَعَثَ مَعَهُ بِدينارٍ يَشتَري لَهُ اُضحِيَّةً، فَاشتَراها بِدينارٍ وباعَها بِدينارَينِ، فَرَجَعَ فَاشتَرى اُضحِيَّةً بِدينارٍ وجاءَ بِدينارٍ إلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله، فَتَصَدَّقَ بِهِ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله ودَعا لَهُ أن يُبارَكَ لَهُ في تِجارَتِهِ. ۱
سنن أبى داوودـ درباره حكيم بن حِزام ـ: پيامبر خدا، دينارى به او (حكيم) داد تا براى ايشان يك قربانى بخرد. او قربانى اى را به يك دينار خريد و آن را به دو دينار فروخت و برگشت. دوباره، قربانى اى به يك دينار خريد و دينار ديگر را براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد. پيامبر خدا هم آن را صدقه داد و براى او دعا كرد كه در تجارتش بركت يابد.
۱.سنن أبي داوود: ج 3 ص 256 ح 3386؛ الأمالي للطوسي: ص 399 ح 890، بحار الأنوار: ج 103 ص 136 ح 4.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر
مسند ابن حنبل عن أبي عمرة الأنصاري:كُنّا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غَزاةٍ، فَأَصابَ النّاسَ مَخمَصَةٌ، فَاستَأذَنَ النّاسُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في نَحرِ بَعضِ ظُهورِهِم، وقالوا: يُبَلِّغُنَا اللّهُ بِهِ.
فَلَمّا رَأى عُمَرُ بنُ الخَطّابِ أنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد هَمَّ أن يَأذَنَ لَهُم في نَحرِ بَعضِ ظَهرِهِم قالَ: يا رَسولَ اللّهِ، كَيفَ بِنا إذا نَحنُ لَقينَا القَومَ غَدا جِياعا أرجالاً؟ ولكِن إن رَأَيتَ يا رَسولَ اللّهِ أن تَدعُوَ لَنا بِبَقايا أزوادِهِم فَتَجمَعَها ثُمَّ تَدعُوَ اللّهَ فيها بِالبَرَكَةِ؛ فَإِنَّ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ سَيُبَلِّغُنا بِدَعوَتِكَ ـ أو قالَ: سَيُبارِكُ لَنا في دَعوَتِكَ ـ.
فَدَعَا النَّبِيُ صلى الله
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو عمره انصارى ـ: در نبردى با پيامبر خدا بوديم. مردم، دچار كمبود شدند. از پيامبر خدا اجازه خواستند تا بعضى از شترانِ باركش خود را ذبح كنند و [در عين حال] گفتند: خداوند، ما را با آن [به مقصد] مى رساند [و در اين صورت، وسيله اى براى سوارى نخواهيم داشت].
عمر بن خطّاب، چون ديد پيامبر خدا تصميم دارد كه به آنان اجازه دهد تا بعضى شترانشان را ذبح كنند، گفت: اى پيامبر خدا! چگونه خواهد شد، اگر فردا گرسنه و پياده با دشمن رو به رو شويم؟! ولى اگر اجازه دهى كه بازمانده توشه خود را بياورند و آنها را جمع كنى و از خدا بخواهى كه به آنها بركت دهد، خداى متعال به دعاى تو، ما را [به مقصد] مى رساند (و يا گفت: خداوند به دعاى شما، براى ما بركت مى دهد).
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود
۱.مسند ابن حنبل: ج 5 ص 264 ح 15449.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ في بَيانِ مُعجِزاتِ النَّبِيِ صلى الله عليه و آله لِنَفَرٍ مِنَ اليَهودِ ـ: إنَّهُ نَزَلَ بِاُمِّ شَريكٍ، فَأَتَتهُ بِعُكَّةٍ فيها سَمنٌ يَسيرٌ، فَأَكَلَ هُوَ وأصحابُهُ، ثُمَّ دَعا لَها بِالبَرَكَةِ، فَلَم تَزَلِ العُكَّةُ تَصُبُّ سَمنا أيّامَ حَياتِها. ۱
امام كاظم عليه السلامـ در بيان معجزات پيامبر صلى الله عليه و آله براى گروهى از يهود ـ: ايشان به خانه اُمّ شريك رفت. وى ظرفى آورد كه اندكى روغن در آن بود. پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش از آن خوردند. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله براى آن زن دعا كرد كه بركت يابد. آن زن تا زنده بود، آن ظرف، از روغن پُر مى شد.
۱.قرب الإسناد: ص 329 ح 1228 عن معمر عن الإمام الرضا عليه السلام، بحار الأنوار: ج 17 ص 235.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر
المستدرك على الصحيحين عن هشام بن حبيش بن خويلد:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ مِن مَكَّةَ مُهاجِرا إلَى المَدينَةِ وأبو بَكرٍ ومَولى أبي بَكرٍ عامِرُ بنُ فُهَيرَةَ ودَليلُهُمَا اللَّيثِيُ عَبدُ اللّهِ بنُ اُرَيقِطٍ، مَرّوا عَلى خَيمَتَي اُمِّ مَعبَدٍ الخُزاعِيَّةِ، وكانَتِ امرَأَةً بَرزَةً جَلدَةً تَحتَبي بِفِناءِ الخَيمَةِ ثُمَّ تَسقي وتُطعِمُ.
فَسَأَلوها لَحما وتَمرا لِيَشتَروا مِنها، فَلَم يُصيبوا عِندَها شَيئا مِن ذلِكَ، وكانَ القَومُ مُرمِلينَ مُسنِتينَ.
فَنَظَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى شاةٍ في كِسرِ الخَيمَةِ، فَقالَ: ما هذِهِ الشّاةُ يا اُمَّ مَعبَدٍ؟
قالَت: شاةٌ خَلَّفَهَا الجَهدُ عَنِ الغَنَمِ.
قالَ: هَل بِها مِن لَبَنٍ؟ قالَت: هِيَ أجهَدُ مِن
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از هشام به حُبَيش بن خُوَيلِد ـ: پيامبر خدا به قصد هجرت به مدينه، از مكّه خارج شد. ابو بكر و غلامش (عامر بن فُهَيره) و راه نماى آن دو (عبد اللّه بن اُرَيقطِ ليثى) بر دو خيمه اُمّ مَعبَد خُزاعى، گذر كردند. او زنى بود سرآمد و زرنگ كه جلوى خيمه مى نشست و به ديگران آب و غذا مى داد.
از او پرسيدند كه آيا گوشت و خرما دارد تا از وى بخرند؛ ولى از اينها چيزى نزد او نبود. آنان هم توشه خود را تمام كرده بودند.
پيامبر خدا به گوسفندى كه گوشه خيمه بود، نگاه كرد و فرمود: «اُمّ معبد! اين گوسفند چيست؟».
گفت: گوسفندى است كه ناتوانى، آن را از گوسفندان ديگر، جا گذاشته است.
پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: «شير دارد؟».
گفت: او ناتوان تر از اين است.
فرمود: «اجازه مى دهى
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر
الخرائج والجرائح عن جعيل الأشجعيّ:غَزَوتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في بَعضِ غَزَواتِهِ فَقالَ: سِر يا صاحِبَ الفَرَسِ، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، عَجفاءُ ضَعيفَةٌ، فَرَفَعَ مِخفَقَةً مَعَهُ فَضَرَبَها ضَربا خَفيفا وقالَ: اللّهُمَّ بارِك لَهُ فيها.
قالَ: لَقَد رَأَيتُني ما اُمسِكُ رَأسَها أن تَقَدَّمَ النّاسَ، ولَقَدبِعتُ مِن بَطنِها بِاثنَيعَشَرَ ألفا. ۱
الخرائج و الجرائحـ به نقل از جعيل اشجعى ـ: در يكى از غزوات، همراه پيامبر خدا بودم. [به من] فرمود: «اى صاحب اسب! ما را ببر».
گفتم: اى پيامبر خدا! لاغر و ناتوان است.
ايشان با شلّاقى كه در دست داشت، آهسته بر آن زد و گفت: «خدايا! او را بركت بده».
ديدم كه نمى توانم سرِ او را مهار كنم تا از ديگران جلو نزند، و از زاد و ولد آن، دوازده هزار كسب كردم.
۱.الخرائج والجرائح: ج 1 ص 54 ح 85، بحار الأنوار: ج 18 ص 12 ح 30؛ دلائل النبوّة للبيهقي: ج 6 ص 153 نحوه.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر
إعلام الورى:قالَ عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرٍ: أتانا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأنَا اُساوِمُ شاةَ أخٍ لي، فَقالَ: اللّهُمَّ بارِك لَهُ في صَفقَتِهِ.
قالَ عَبدُ اللّهِ: فَما بِعتُ شَيئا ولَا اشتَرَيتُ شَيئا إلّا بورِكَ لي فيهِ. ۱
إعلام الورى:عبد اللّه بن جعفر مى گويد: پيامبر خدا، پيش ما آمد، در حالى كه من، مشغول فروش گوسفندى براى برادرم بودم. فرمود: «خدايا! در معامله اش بركت قرار بده».
چيزى نفروختم و چيزى نخريدم، مگر آن كه برايم بركت داشت.
۱.إعلام الورى: ج 1 ص 214، بحار الأنوار: ج 21 ص 57 ح 8؛ المغازي: ج 2 ص 767 عن يحيى بن أبي يعلى.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انساندعاهای برکت آفرین +1 مورد دیگر