بى ارزش تر از مردار
3 حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:مَرَّ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله بِجَديٍ أسَكَّ مُلقىً عَلى مَزبَلَةٍ مَيِّتا، فَقالَ لِأَصحابِهِ: كَم يُساوي هذا؟ فَقالوا لَعَلَّهُ لَو كانَ حَيّا لَم يُساوِ دِرهَما!
فَقالَ النَّبِي صلى الله عليه و آله: وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ لَلدُّنيا أهوَنُ عَلَى اللّهِ مِن هذَا الجَديِ عَلى أهلِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا بر لاشه بزغاله گوش بريده اى گذشت كه در خرابه اى افتاده بود. به يارانش فرمود: «اين، به چند مى ارزد؟».
گفتند: شايد اگر زنده بود، به درهمى هم نمى ارزيد!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، دنيا در نزد خداوند، بى ارزش تر از اين بزغاله در نزد صاحب آن است».
۱.الكافي: ج 2 ص 129 ح 9 عن جميل بن درّاج، بحار الأنوار: ج 73 ص 55 ح 27.
سنن التِّرمذي عن المُستَورِد بن شَدّاد:كُنتُ مَعَ الرَّكبِ الَّذينَ وَقَفوا مَعَ رَسولِ اللّه صلى الله عليه و آله عَلَى السَّخلَةِ المَيِّتَةِ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أتَرَونَ هذِهِ هانَت عَلى أهلِها حينَ ألقَوها؟ قالوا: مِن هَوانِها ألقَوها يا رَسولَ اللّهِ، قالَ: فَالدُّنيا أهوَنُ عَلَى اللّهِ مِن هذِهِ عَلى أهلِها. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از مُستَورِد بن شدّادـ: من در ميان عدّه اى سواره بودم كه همراه پيامبر خدا، كنار برّه مرده اى ايستادند. پيامبر خدا فرمود: «به نظر شما، آيا اين، در نزد صاحبش بى ارزش بوده كه آن را دور انداخته است؟».
گفتند: اى پيامبر خدا! چون بى ارزش بوده، آن را دور انداخته است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «دنيا در نزد خداوند، بى ارزش تر از اين در نزد صاحب آن است».
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 560 ح 2321.
مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن رَبيعَة السُّلَميّ:كانَ النَّبِي صلى الله عليه و آله في سَفَرٍ. فَلَمّا هَبَطَ الوادِيَ مَرَّ عَلى سَخلَةٍ مَنبوذَةٍ، فَقالَ: أ تَرَونَ هذِهِ هَيِّنَةً عَلى أهلِها؟ لَلدُّنيا أهوَنُ عَلَى اللّهِ مِن هذِهِ عَلى أهلِها. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن ربيعه سُلَمى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله در سفرى. چون از دره اى پايين رفت، لاشه برّه دور افكنده اى را ديد. فرمود: «آيا به نظر شما اين براى صاحبش بى ارزش بوده [كه آن را دور انداخته]است؟ دنيا در نزد خداوند، بى ارزش تر از اين لاشه در نزد صاحب آن است».
۱.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 11 ح 18986 وراجع: روضة الواعظين: ص 491 و بحار الأنوار: ج 73 ص 122 ح 110.