مالك دل ها شدن
5 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:جُبِلَتِ القُلوبُ عَلى حُبِّ مَن أحسَنَ إلَيها، وبُغضِ مَن أساءَ إلَيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دل ها بر اين اساس سرشته شده اند كه هر كه به آنها نيكى كند، دوستش بدارند و هر كه به آنها بدى كند، دشمنش بدارند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 381 ح 5826، بحار الأنوار: ج 77 ص 140 ح 18؛ شُعَب الإيمان: ج 6 ص 481 ح 8983 عن عبد اللّه بن مسعود.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ جَبَلَ قُلوبَ عِبادِهِ عَلى حُبِّ مَن أحسَنَ إلَيها، وبُغضِ مَن أساءَ إلَيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، دل هاى بندگانش را بر اين سرشته است كه هر كه به آنها خوبى كند، دوستش بدارند و هر كه به آنها بدى كند، دشمنش بدارند.
۱.تحف العقول: ص 53، بحارالأنوار: ج 77 ص 157 ح 137.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِرَجُلٍ سَأَلَهُ عَمَلاً يُحَبِّبُهُ إلَى اللّهِ وإلَى المَخلوقينَ ـ: إذا أرَدتَ أن يُحِبَّكَ المَخلوقونَ فَأَحسِن إلَيهِم، وَارفُض ما في يَدَيهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مردى كه از ايشان درباره كارى كه او را نزد خدا و آفريده ها محبوب سازد، پرسيد ـ: اگر خواستى آفريده ها (مردم)، تو را دوست بدارند، به آنان خوبى كن و آنچه را در دستشان است، رها كن (به آن، طمع نداشته باش).
۱.أعلام الدين: ص 268 عن الإمام عليّ عليه السلام، بحار الأنوار: ج 85 ص 164 ح 12.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدايا! نزد من، براى هيچ كافرى نعمتى قرار مده كه پاره اى از دلم، در گرو محبّت او باشد؛ چرا كه در آنچه بر من نازل كرده اى، خوانده ام: «گروهى را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، چنين نخواهى يافت كه با آن كس كه با خدا و رسول، دشمنى مى ورزد، دوستى كنند» .
عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ لا تَجعَل لِفاسِقٍ ولا فاجِرٍ عِندي بِرّا ولا نِعمَةً؛ فَإِنّي وَجَدتُ في ما أوحَيتَهُ «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْأَخِرِ يُوََادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خدايا! نزد من، براى هيچ فاسق و گنهكارى نيكى و نعمتى قرار مده؛ چرا كه در آنچه وحى كرده اى، يافته ام كه: «گروهى را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، چنين نخواهى يافت كه با آن كس كه با خدا و رسول، دشمنى مى ورزد، دوستى كنند» .
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 235؛ الدرّ المنثور: ج 8 ص 87 نقلاً عن ابن مردويه عن كثير بن عطيّة عن رجل و فيه «يدا» بدل «برّا».